نویسنده: کیارش آزادی
تد کازینسکی: جانی اما منتقدی مهم
تد کازینسکی، که به عنوان «یونابامبر» شناخته میشد، ریاضیدانی مطرح و تروریستی بود که بین سالهای ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۵ کمپین بمبگذاری پستی را هدایت میکرد. روشهای ناصحیح او غیر قابل دفاع هستند اما بیانیهاش با عنوان «جامعۀ صنعتی و آینده آن» استدلال میکرد که پیشرفت سریع فناوری تهدیدات قابل توجهی برای آزادی انسان و پایداری محیط زیست به همراه دارد.
کازینسکی ادعا میکرد که پیشرفت فناوری به افزایش کنترل اجتماعی و کاهش خودمختاری فردی منجر میشود. شواهد معاصر به طرز دهشتناکی نگرانیهای مربوط به نظارت، حریم خصوصی دادهها و کنترل الگوریتمی را تأیید میکنند. استفادۀ گسترده از دادههای شخصی توسط شرکتها و دولتها منجر به نگرانیهای فزاینده درباره نقض حریم خصوصی و دستکاری رفتاری شده است، همانطور که در رسواییهایی مانند ماجرای کمبریج آنالیتیکا مشاهده شد.
او استدلال میکرد که صنعتیشدن به آسیبهای زیستمحیطی منجر میشود. این ادعا توسط دادههای تجربی فراوانی پشتیبانی میشود: فعالیتهای صنعتی از عوامل اصلی تغییرات اقلیمی، جنگلزدایی و کاهش تنوع زیستی هستند. هیئت بیندولتی تغییرات اقلیمی (IPCC) به طور مداوم گزارشهایی درباره تأثیرات زیانبار رشد صنعتی کنترلنشده بر اکوسیستمهای جهانی ارائه داده است.
کازینسکی ادعا میکرد که جامعه صنعتی استرس روانی را افزایش میدهد. تحقیقات نشان میدهند که زندگی شهری مدرن با سطوح بالاتری از اضطراب، افسردگی و احساس بیگانگی در مقایسه با سبکهای زندگی سنتیتر مرتبط است، اگرچه این مسئله چندوجهی است و تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد.
در حالی که اقدامات کازینسکی جنایی و از منظر آنارشیسم محکومشده هستند، اما نقد او با مباحث جاری در علوم زیستمحیطی، اخلاق فناوری و روانشناسی و روانشناسی تکاملی همخوانی کامل دارند.
فهم این موضوع، بدون تأیید روشهای او، بازتابی از ارزیابی عینی اعتبار نگرانیهای او و ایدۀ اوست: آنارکو-پریمیتیویسم با نقد تمدن صنعتی مدرن از بازگشت به جوامع پیشاصنعتی یا شکارچی-گردآورنده حمایت میکند.
مطالعات انسانشناسی نشان میدهد که جوامع اولیه انسانی عمدتاً برابرطلب بودند و فرآیندهای تصمیمگیری به صورت مشترک انجام میشد و ساختارهای سلسلهمراتبی حداقلی داشتند، اگر ساختارهای سلسلهمراتبیای اساساً میداشتند. تحقیقات انسانشناسانی مانند مارشال ساهلینز نشان میدهد که جوامع شکارچی-گردآورنده نسبت به جوامع کشاورزی و صنعتی دارای طبقات اجتماعی کمتر و اغلب زمان فراغت بیشتری بودند.
برخی مطالعات ادعا میکنند که رژیمهای غذایی پیش از کشاورزی متنوعتر و متعادلتر بودند. گذار به کشاورزی باعث وابستگی به تعداد معدودی از محصولات شد که میتوانست منجر به کمبودهای تغذیهای و افزایش حساسیت به بیماریها شود، همانطور که بقایای اسکلتها نشاندهندۀ علائم سوءتغذیه و بیماری پس از آغاز کشاورزی هستند.
آنارشیسم بدویگرا بر رابطۀ پایدار جوامع شکارچی-گردآورنده با محیط زیست تأکید میکند. دادههای باستانشناسی و اکولوژیکی نشان میدهند که جوامع پیشاصنعتی تأثیر زیستمحیطی کمتری نسبت به شیوههای صنعتی مدرن داشتند، که به تغییرات اقلیمی، تخلیۀ منابع و آسیبهای گسترده زیستمحیطی منجر شدهاند.
طرفداران این دیدگاه استدلال میکنند که جوامع کوچکتر و منسجمتر روابط اجتماعی قویتری را تقویت میکنند و میزان اختلالات روانی مرتبط با زندگی شهری مدرن، مانند اضطراب و افسردگی، در این جوامع کمتر است.
نهایتاً اصول زیربنایی آنارشیسم بدوی نقدهای معتبری از تأثیر تمدن صنعتی بر سلامت، جامعه و محیط زیست ارائه میدهند. این نقدها حقیقتاً به بحثهای مربوط به زندگی پایدار و نظمهای اجتماعی جایگزین کمک میکنند.