۱.ائتلاف تحت رهبری او به چهار اصل باور دارد.یکی از این اصول،حق برابری شهروندی است.
این برابری باید فارغ از نسب و جنسیت اتفاق بیفتد.اما منشا قدرت سیاسی رضا پهلوی نسبت اش با پدرش و مرد بودن اش می باشد و لذا پایگاه سیاسی او، خود این برابری شهروندی را نقض میکند.
۲.در گفتمان پهلوی، ایران، بزرگ و مکرم و عزیز است اما عاملیت ساکنان این جغرافیا تکریم نمی شود.اگر عرب و کوردی خواستار استقلال یا فدرالیسم باشد،پهلوی او را پیاده نظام دشمن می شمارد و طرفداران اش نیز به باورمندان به ایده های دیگر که ایرانی نیز هستند.حمله میکنند.
۳.او مبارزه اش را مبارزه ای برای به دست آوردن قدرت سیاسی می شمارد و نه مدیریت فاجعه در جریان، عمده تلاش او و تیم اش اعتبار بخشی به جریانی است که بخشی از آن هستند و اراده ای تا امروز برای حل مشکلات جاری نظیر قطعی اینترنت نشان نداده اند.
۴.پهلوی در استراتژی بر نیروهای سیاسی و نظامی تکیه دارد که از اختیار و حوزه عمل خودش فراتر اند و در تصمیمات آن ها نقش بسیار کوچکی دارد.بنابراین به عنوان یک چهره سیاسی جامعه را به انتظار و ناامیدی در مقابل آن نیروها میکشاند و در ارتباط با کشته ها و هزینه های وارده و ادعاهای پیشین خودش مسئولانه عمل نمیکند.
۵.طرفداران او گرچه ادعا میکنند که پس از سرنگونی جمهوری اسلامی به آزادی و صندوق رای قائل خواهند بود اما در واقعیت اکنونی تحمل نقد و مخالفت را ندارند و به جای رقابت سیاسی، دست به ترور و حذف شخصیتی و حتی ضرب و شتم و تهدید مخالفان شان میزنند.باور داشتن به آزادی یک امر ثانوی نیست بلکه باید از همین امروز آغاز شود.
۶. کارنامه سیاسی شخص رضا پهلوی چندان موفقیت آمیز نیست.او و تیم اش توانسته اند با صرف هزینه بسیار سطحی از مقبولیت اجتماعی را در جامعه برای خودشان فراهم کنند اما در زمینه پیش برد ائتلاف ها و در تقاطع های تاریخی آن ها موفق و واقع بینانه عمل نکرده اند.
۷.مساله هویت و راه حل،
مفهوم ایرانیت و ایرانی بودن در اندیشه ایران شهری به سطحی از مفاهیم اساطیری گره خورده است.بدیهی است که شاهنامه و سایر محصولات اساطیری_الهی دارای ارزش فرهنگی هستند اما آن ها نمی توانند مرجعی برای اتخاذ تصمیمات سیاسی و اقتصادی در نظر گرفته شوند.
باورمندان به سلطنت با ارجاع های دائمی به اسطوره ها و کلان روایت های هویت ساز ایرانی،همزمان هم از دادن راه حل های عقلانی طفره می روند و هم سنگ بنای شناختی از هویت ایرانی را میگذارند که با واقعیت های عینی و لحظه ای جامعه ای گسترده و گوناگون تطبیق و ارتباطی ندارد.
و از این جهت به شکلی با جمهوری اسلامی هم داستان اند.
نه ملّا! نه شاه!
زن-رندگی-آزادی!
جبهه آنارشیستی ایران و افغانستان

