نویسنده:هاسّه-نیما گُلکار
در روزهای اخیر، ایالات متحده آمریکا حضور نظامی هوائی و دریائی خود را در خاورمیانه بهطور محسوسی تقویت کرده است؛ اقدامی که به گفته ی مقامهای آمریکائی با هدف افزایش فشارِ سیاسی، تقویت بازدارندگی و حِفظ گُزینه ی نظامی در صورت شکستِ مسیرِ دیپلماسی انجام شده است.
همزمان، دونالد ترامپ در سخنان خود بار دیگر مواضع تُندی علیه حکومت ایران مطرح کرده و از «تغییر رژیم» بهعنوان نتیجهای مطلوب یاد کرده است.
رسانه هائی مانند «ثی اِن اِن» گزارش دادهاند که طرحهای نظامی از پیش آماده شده و نیروها در وضعیت آمادگی قرار دارند، اما هنوز تصمیم نهائی برای حمله گرفته نشده است.
خبرگزاری «رویترز» نیز از آمادهسازی عملیاتی خبر داده که در صورت اِجرا میتواند چندین هفته به طول بیانجامد. با این حال، هیچ اعلام رسمی درباره ی آغاز جنگ صورت نگرفته و مسیر دیپلماسی همچنان بازمانده است.
سناریوهای مُحتمل:
۱- تداوم فشار بدون جنگ
افزایش نیروها بیشتر برای امتیازگیری در مذاکرات و ایجاد بازدارندگی باقی میماند.
۲- حمله ی محدود و هدفمند
اِقدامی کوتاهمدت علیه اهداف مشخّص (مثلن تأسیسات نظامی یا هستهای) بدون ورود به جنگی گسترده.
۳- تشدید تَنش و درگیریِ منطقهای
درگیریهای نیابتی یا پاسخهای متقابل که میتواند کُلّ منطقه را بیثبات کُند.
۴- بازگشت به مَسیر دیپلماسی
افزایش فشار نظامی بهعنوان اَهرمی برای رسیدن به توافقِ سیاسی.
جمعبندی:
فضای تنشآلودِ کنونی واقعی است، امّا جنگ هنوز یک سناریوی قطعی نیست. آینده به تصمیمهای سیاسی، تَحوّلات میدانی و مسیر مُذاکرات بستگی دارد.
جَنگ کسب و کار دولت های سرمایه داری است، زیرا صُلح برای آنان سودآور نمی باشد!

