نفتی که نان نشد، جان می گیرد


نویسنده : مطلب ارسالی
در جریان جنگ اخیر بین دولت های جمهوری اسلامی و آمریکا و اسرائیل معادلات مختلفی ایجاد شدند و بسیاری از معادلات پیشین در هم ریختند.
گران شدن قیمت نفت و فرآورده های آن،از آورده های این جنگ بودند.
در این ارتباط نشست ها و جلسات تحلیل بسیاری برگزار شدند و بسیاری وعده دادند که این ماده سیاه رنگ در خدمت انسان باز به شکل انبوه تولید و توزیع خواهد شد.
اما نفت که چونان خون در رگ های جهان مدرن جریان دارد،و قرار بود درآمدی چندان برای سرزمین های نفت خیز باشد، به شکل یک سلاح کشنده بر سر مردم این سرزمین و بر جهان محیط زیست بارید.
در جریان جنگ،اسرائیل با حمله همزمان با بارندگی ها به انبارهای نفتی تهران محلولی شیمیایی و بسیار آلوده را بر سر شهروندان تهرانی و شهر های اطراف ریخت.
این باران نفتی به لایه های زیرین آب های زیرزمینی احتمالا نفوذ کرده است و برای سال ها اثرش بر تن این سرزمین باقی می ماند.
جمهوری اسلامی نیز که روی دیگر همان منطق و سکه است نیز با رها کردن انباشت نفتی در نزدیکی خارگ هزاران موجود دریایی و ساحل نشین و پرنده را با مسمومیت نفتی به قتل رساند.
آن چیزی که در این دو روایت مشترک است منطق سرمایه داری و جنگ در مقابل محیط زیست و جهان طبیعی است.
جنگ و سیستم سرمایه داری هردو کارزار سنجش نتیجه های فوری هستند در حالی که آسیب های محیط زیستی در بلند مدت ابعادشان روشن می گردد‌.بنابراین سنجش چنین موضوعاتی از میزهای تحلیلی فراوان جا می مانند و دولت ها با بی مسئولیتی در قبال این فجایع رفتار می‌کنند.
خانه های ما تنها در بمب باران ها فرو نمی ریزند و لازم است در ارتباط با این بمباران های بی صدا که بر طبیعت و بر سر نسل های آینده فرو می آیند هوشیار بمانیم.

Fediverse Reactions
,