نویسنده: راوی
اعتراضاتی که پس از اعلام اجرای حکم اعدام دو تن از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در اصفهان شکل گرفت، اگرچه در ظاهر رویدادی کوتاهمدت و محدود به چند کوچه و خیابان بود، اما در لایههای عمیقتر خود حامل معنایی فراتر از یک واکنش احساسی لحظهای است. در تصاویر منتشرشده، شهروندانی دیده میشوند که در نزدیکی محل اجرای حکم گرد آمدهاند، شعار میدهند و با مأموران حکومتی وارد تنش لفظی میشوند. این صحنه را میتوان نشانهای از رویارویی میان برداشت رسمی از عدالت و برداشت بخشی از جامعه از عدالت و مشروعیت دانست.
اعدام در هر جامعهای صرفاً یک مجازات حقوقی نیست. دولت با اجرای حکم مرگ، جامعه را مخاطب قرار میدهد و میکوشد اقتدار خود را بازنمایی کند. اما همین رخداد میتواند معنایی معکوس نیز تولید کند. هنگامی که بخشی از جامعه اعدام را نه تحقق عدالت، بلکه اعمال سلطه یا اقدامی اخلاقاً ناموجه بداند، صحنه اجرای حکم به صحنه اعتراض تبدیل میشود. در چنین لحظهای، مسئله دیگر تنها سرنوشت دو فرد نیست؛ بلکه پرسش از مشروعیت قدرتی است که خود را صاحب حق تصمیمگیری نهایی درباره حیات انسانها میداند.
واکنش شهروندان در اطراف محل اجرای حکم را میتوان در چارچوب «اجتماع عاطفی» فهمید. انسانها همیشه برای اعتراض نیازمند سازمان، حزب یا رهبری رسمی نیستند. گاه یک رویداد تکاندهنده، تجربهای مشترک از خشم، اندوه یا احساس بیعدالتی میآفریند و افراد پراکنده را به جمعی موقت بدل میکند. شعارهایی که در این فضا سر داده میشود، بیش از آنکه برنامه سیاسی منسجم باشند، فشردهترین شکل بیان احساس تحقیر، خشم و سوگواری جمعیاند. در چنین لحظاتی، زبان سیاسی از دل عاطفه بیرون میآید.
از منظر جامعهشناختی، اهمیت مکان اعتراض نیز چشمگیر است. کوچهها و معابر اطراف محل اعدام ناگهان از فضای روزمره به فضای سیاسی تبدیل میشوند. خیابان تنها محل عبور نیست؛ محل دیدهشدن و دیدهشدنِ متقابل است. هنگامی که مردم در چنین فضایی گرد میآیند، شهر از یک نظم صرفاً اداری خارج و به عرصه کنش جمعی تبدیل میشود. آنچه قرار بود صحنهای خاموش برای اجرای حکم باشد، به عرصهای برای بیان نارضایتی بدل میشود.
این رخداد را همچنین باید در پیوند با حافظه جمعی اعتراضات دیماه دید. جامعه وقایع سیاسی را بهصورت منفرد تجربه نمیکند؛ هر رویداد جدید بر لایهای از تجربههای پیشین مینشیند. اعدام افرادی که با یک جنبش اعتراضی پیوند خوردهاند، برای بسیاری یادآور همان منازعه حلنشده میان جامعه و قدرت است. از این رو، اعتراض کنونی نه صرفاً واکنش به امروز، بلکه بازگشت گذشته به اکنون است؛ گذشتهای که هنوز سوگواری، خشم و پرسشهای بیپاسخ آن پایان نیافته است.
