جفرسونیسم رادیکال؛ میراثِ گمشده‌ای که به آنارشیسم رسید


«🖤🔥 جفرسونیسم رادیکال؛ میراثِ گمشده‌ای که به آنارشیسم رسید»

آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که شاید آنچه امروز «آنارشیسم فردگرا» می‌نامیم، ادامه‌ی طبیعی و رادیکال‌شده‌ی همان ایده‌هایی است که توماس جفرسون در قرن هجدهم مطرح کرد؟

بله، همان  توماس جفرسونِ نویسنده‌ی «اعلامیه استقلال»، کسی که گفت:

«وقتی یک دولت فاسد شد، مردم نه‌تنها حق دارند بلکه وظیفه دارند که آن را براندازند.»

ما آنارشیست‌ها، به‌ویژه آن‌هایی که ریشه در سنت لیبرترینیسم چپ و فردگرایی ضدسرمایه‌دارانه داریم، نباید از بردن نام جفرسون بترسیم. او شاید یک دولتمرد بود، اما در بطن افکارش، بذرهای شورش علیه اقتدار، بی‌اعتمادی به دولت، نفرت از بانک و انحصار، و باور به استقلال فردی دیده می‌شود.

اما بیایید صادق باشیم:

جفرسون هرگز پا را از مرز دولت رد نکرد. او یک جمهوری‌خواهِ آزادی‌خواه بود، اما نه آنارشیست. این کار را ما کردیم. ما، فرزندان فکری او.

در اواخر قرن نوزدهم، مردی از بوستون به نام بنجامین تاکر، ایده‌های آزادی‌خواهانه‌ی جفرسونی را گرفت و با منطق، جسارت، و صراحتی تمام‌عیار، به آنارشیسم تبدیل کرد و جفرسون را تا خط پایان برد.

به عبارتی،او جفرسون را که هر گونه سلطه دولتی بر اقتصاد و اجتماع را نفی کرده و صرفا به دولتی کوچک و حداقلی(مینارشیست) قائل بود، تبدیل به یک بی دولتِ به تمام معنا کرد،یعنی یک آنارشیست!

تاکر نوشت:

«آنارشیسم یعنی هیچ دولت، فقط فرد.»

و نیز در مقاله‌ای مشهور که سال ۱۸۸۸ نوشته شد گفت:

“The Anarchists are simply unterrified Jeffersonian Democrats. They believe that ‘the best government is that which governs least,’ and that which governs least is no government at all.”

آنارشیست‌ها راه جفرسون را ادامه می‌دهند، اما جفرسون را تا نهایت منطقی‌اش می‌برند  نه فقط دولت را کوچک‌تر می‌خواهند، بلکه اصلاً آن را نفی می‌کنند.

و با حسن ختامی  کار را تمام کرد:

“…were Thomas Jefferson living to‑day, he would be a pronounced anarchist.”

به عبارت دیگر، اگر امروز جفرسون بود، نه فقط آزادی‌خواه بلکه کاملا آنارشیست می‌شد،چرا که با منطق اعلامیه استقلال باید دولت را از اساس بی‌اعتبار دانست.

او اذعان داشت اگر بازار، روابط انسانی، و قراردادها به‌راستی آزاد باشند  بدون دخالت دولت، بدون انحصار بانکی، بدون مالکیت بی‌کارکرد  نتیجه‌اش نه هرج‌ومرج، بلکه نظمِ داوطلبانه و عدالتِ بی‌دولت خواهد بود.

پس وقتش است سوال طلایی را بپرسیم:

«جفرسونیسم رادیکال چیست؟» از نگاه ما:

از نگاه ما آنارشیست‌ها، «جفرسونیسم رادیکال» یعنی گرفتن عناصر زیر از تفکر جفرسون، و بُردنشان به نهایت منطقی‌شان:

✔️ آزادی فردی → بدون دولت، نه فقط با دولت کوچک

✔️ حق طغیان علیه اقتدار → طغیان دائمی علیه هر قدرتی

✔️ مالکیت از مسیر کار → نه از مسیر اجاره و سرمایه‌داری

✔️ ضدیت با بانک مرکزی → پول آزاد و مبادله‌ی داوطلبانه

✔️ کشاورز مستقل → تولیدکننده‌ی خودگردان در هر شکل

” پس نتیجه چه می‌شود؟”

اگر جفرسون پرچم‌دار آزادی آمریکایی بود، تاکر پرچم‌دار آزادی بدون آمریکا بود.

اگر جفرسون به جمهوری می‌اندیشید، ما به فدراسیون‌های داوطلبانه‌ی پسادولتی فکر می‌کنیم.

اگر جفرسون از خطر تمرکز قدرت می‌ترسید، ما معتقدیم خود قدرت ذاتا فاسد است، چه متمرکز، چه پراکنده.

حال آیا زمان آن نرسیده که ما هم مانند تاکر، جفرسون را از دل اسطوره‌سازی آمریکایی بیرون بکشیم، تمیزش کنیم، و آن بذرهای شورش‌گرانه را دوباره در خاک امروز بکاریم؟

نه فقط برای ساختن آمریکا، بلکه برای ویران‌کردن تمام مرزهایی که ما را از آزادی واقعی جدا کرده‌اند.

پانویس:

«جبهه آنارشیستی سنتز گراست،یعنی انواعی از آنارشیست ها(به جز برداشت های پوچ و ارتجاعی) می توانند در آن حضور یابند،پس در نتیجه کرنش قلم،و آلترناتیوِ اقتصاد سیاسی ما که چندی پیش منتشر کردیم:

جنبه و رخ نمودی همه جانبه(از تمام طیف های معقول آنارشیسم) برای جغرافیای ایران دارد،به همین دلیل رویکردی واضح و قدرتمند بوده و ما را بر آن داشته که تمام گرایشات مختلف آنارشیستی(از جمله تاکر که به همراه ایگوییسم اشتیرنر در برنامه ما نقش بسزایی ایفا می کند) را مورد واکاوی قرار دهیم.»

Rebellion(m.n)