گُزارش نشریه آنارشیستی «فریدوم» (آزادی) / گابریل فونتن، ۵ ژانویه ۲۰۲۶
مصاحبه با اعضای جبهه آنارشیستی، مجموعه ای که اطلاعات مربوط به رویدادهای ایران، افغانستان و تاجیکستان را منتشر میکُند.
خیزش ای در ایران بیش از یک هفته است که ادامه دارد. این فقط یک اعتراض اقتصادی نیست، بلکه یک شورش عملی علیه کُلّ منطق قدرتِ دولتی است. مردم کُنترل خیابانها را مُختل نمودهاند، نمادهای سرکوب را نابود کردهاند و در برابر گلولهها ایستادهاند. این دقیقن آنارشی در عَمل است: فلجسازی ماشین دولت از پائین، بدون نیاز به جایگزینی فوری با قدرتی جدید.
رژیم با تیراندازی مستقیم، یورش به بیمارستانها و بازداشتهای گُسترده پاسخ داد، امّا سرکوب تاکنون شکست خورده است. تاکتیکهای پراکنده و شناور (آتش زدن خودروها، شکستن دوربینها و مسدود کردن مسیرهای اعزام) قدرت را از مرکز به حاشیهها مُنتقل کرده و فضائی برای خودمُدیریتی واقعی ایجاد کردهاند: کومکهای جمعی، دفاع از بیمارستانها و نمایش مستقیم اطلاعات بدون واسطهها.
برای کسب آگاهیِ بیشتر، ما چند پُرسش برای جبهه آنارشیستی، جمعی که اطلاعات مربوط به رویدادهای ایران، افغانستان و تاجیکستان را منتشر میکُند ارسال نمودیم.
پُشتیبانی از اعتصابات در میان جمعیت عمومی تا چه اندازه گُسترده است؟
حمایت از اعتصابات و اعتراضات رادیکال در ایران بسیار گُسترده می باشد. از سی و دو اُستان ایران، تنها دو یا سه استان در این اعتصابات و اعتراضات شرکت نکردهاند.
اعتصاب عمومی کنونی در ایران را چگونه توصیف میکُنید؟ چه چیزی باعث شروع این اعتصاب شد؟
در حال حاضر، اعتصابات و اعتراضات بهطور همزمان در حال وقوع هستند و وضعیت بهسُرعت در حال تَشدید شدن می باشد. آنچه بهعنوان تعطیلی مسالمتآمیز بازار بزرگ تهران توسط کسبه آغاز گردید، پس از مُداخله نیروهای أمنیتی به خشونت کشیده شد. و از آنجا، اعتراضات بهسرعت به شهرهای سراسر کشور گُسترش یافت.
در قَلبِ این ناآرامی، فشار اقتصادی غیرقابلتحمُل و توّرُم افسارگُسیختهای قرار دارد که زندگی روزمرّه را برای بخشهای بزرگی از جامعه نامُمکن ساخته است. نخستین اعتصابات در میان فروشندگان تلفنِ همراه شکل گرفت، که ناشی از آشفتگی نرخهای اَرز و افزایش سَرسامآور هزینه کالاهای وارداتی بود.
این اعتراض ها کاملن خودجوش و خودسازمانیافته هستند. هیچ رهبری، هیچ جناحِ سیاسی هدایتکننده و هیچ فرماندهیِ مرکزیِ صادرکننده دستور وجود ندارد. این خشم مستقیمن از زمین [کفِ خیابان] برمیخیزَد.
در همین حال، پسر پادشاه سابق ایران بار دیگر تلاش میکُند از وضعیت بهرهبرداری نماید. هر زمان که اعتراضاتی در ایران شکل میگیرد، او شتابان آنها را به نام خود مُصادره میکُند. اگرچه دُرست است که او در داخل کشور هَوادارهائی دارد، اما بیشترین پایگاه او در خارج از کشور قرار دارد. فراتر از سلطنتطلبان، دههها سرکوب توسط جمهوری اسلامی عَملن امکان شکلگیری سایر نیروهای اُپوزیسیونِ سازمانیافته در داخل کشور را از بین بُرده است.
اعتراضات چگونه سازماندهی میشوند و چه گروههائی بهدُنبال بهرهبرداری از آنها هستند؟
این موج با تعطیلی بازارها در واکُنش به سقوط فاجعهبار ریال، تورّم شدید، افزایش مالیاتها و ناتوانیِ کامل رژیم در مُدیریت بُحران اقتصادی آغاز شد و بهسرعت به خشمی انباشته علیه کُل ساختار قدرت تبدیل گردید. شُعارهائی مانند «مرگ بر خامنهای» و «بسیج، سپاه، داعش — همهتان یکی هستید» ژرفنایِ این خشم را نشان میدهد.
ریشههای اصلی، در فروپاشی کامل اقتصادی رژیم قرار دارد که ناشی از فسادِ سیستماتیک، هزینههای عظیم نظامی و تحریمهای خارجی می باشد. هرچند، تحریمها صِرفن بهانهای هستند که رژیم برای توجیه سرکوب از آن ها استفاده میکُند.
سازماندهی عُمدتن اُفقی و غیرمتمرکز از طریق شبکههای اجتماعی، فراخوانهای محلّی بازاریان و گُسترش اُرگانیک خشم در سطح خیابان — بدون رهبر مرکزی یا حزب هدایتکننده می باشد. و این دقیقن نُقطه قوّت آن، یعنی خودسازماندهیِ واقعی مَردمِ عادی علیه سُلطه است.
امّا خطر نیز دَقیقن در همینجاست، زیرا گروههای اپوزیسیون در تبعید — بهویژه سلطنتطلبان همسو با رضا پهلوی — وارد صحنه شدهاند و در تلاشاند این خیزش مردمی را به نفعِ خود مُصادره نمایند. آنها از راهِ فراخوانهائی که از خارج کشور صادر میشود، شعارهائی مانند «جاوید شاه» را تزریق میکُنند تا اعتراضات را بهسوی بازگرداندن یک دیکتاتوری موروثی دیگر سوق دهند — دیکتاتوریای که پیشتر با ساواک و سرکوب خونین، [جنبش] مردم را دَرهم شکست و اکنون میکوشَد با لبخندهای دیپلماتیک و وَعدههای توخالی قُدرت را بازپس بگیرد.
فراتر از این گروهها، آنارشیستها، بخشهائی از کمونیستها، بخشهائی از لیبرالها و جمهوریخواهان نیز از این جنبش حمایت میکنند و از سقوط جمهوری اسلامی بهره مند خواهند شد.
در همین حال، بخشهائی از خودِ جمهوری اسلامی تلاش میکُنند این خیزش را بهعنوان یک جنبش اِصلاحطلبانه ی درونی جلوه دهند تا رژیم را در شکلی تعدیلشده حفظ نمایند.
آیا میتوانید خود را بهعنوان یک مجموعه مُعرّفی کنید: از کُجا برخاستهاید، هدف شما چیست و چگونه سازماندهی شدهاید؟
جبهه آنارشیستی جدیدترین شکل مسیری است که در سال ۲۰۰۹ آغاز گردید — مسیری که با فراز و نَشیبهای فراوانی همراه بوده، از صدایِ آنارشیسم تا فدراسیون عَصر آنارشیسم. امروزه، با ساختاری نوسازیشده به همراهِ گردآوریِ رفقای باتجربه و نیروهای جدید، بارِ دیگر بر خودسازماندهی و مبارزه ی رادیکال — هم در افزایش آگاهی سیاسی و هم در تشویق و حمایت فعّال از مبارزات میدانی — تأکید میکُنیم.
جبهه آنارشیستی بر اصولِ همبستگی، ضدِّإقتدارگرائی و مُقاومت بیاَمان علیه همه ی اَشکال سُلطه بنا شده است. ما نَه بهدُنبال اِصلاح نظمِ موجود؛ بلکه در پیِ نابودیِ آن هستیم — تا آنجا که هیچ قدرتی، هیچ طبقهای و هیچ مَرزی باقی نماند. مبارزه ی ما در اعتراضات تاریخی و مقاومت مردم در جغرافیای ایران و افغانستان ریشه دارد، در حالی که همزمان پیوندی عمیق با جُنبش جهانی آنارشیستی را حِفظ مینماید.
اگرچه تمرکُز اصلی ما بر ایران و افغانستان است، امّا اُفق [مبارزاتی] ما بسیار فراتر از مرزهاست. ما برای جهانی تلاش میکُنیم که در آن آزادی، برابری، همبستگی و یاریِ مُتقابلِ واقعی — بدون هرگونه حاکمّیت یا اِستثمار — مُحقّق گردد. برای ما، آنارشیسم صرفن یک نظریّه نیست؛ بلکه شیوهای از زندگی، شیوهای از کُنش و فرایندِ ساختِ جهانی عاری از اقتدار، سرکوب و دُروغ می باشد.
بخش زیادی از پوشش خبری شما بر خشونت علیه زنان تمرکز دارد. آیا این را بخشی از اعتصاب های کنونی میدانید؟
امروز، زنان، دانشجویان و جوانان بهطور فعّال در خیابانها حضور دارند. آنها هَسته ی اجتماعی اصلیِ جُنبش زن-زندگی-آزادی را تشکیل دادند. بنابراین، بَله — اعتصابات کنونی با مطالبات جنبش مَهسا و با مبارزات حقوقِ زنان همسو می باشند.
ما براین باورهستیم، این جنبش در حالی که روحیّه ی زن-زندگی-آزادی را حفظ نموده است، همچنین فرصتی برای بخشهای مُنفعلتر و مُحافظهکارتر جامعه ایجاد کرده تا با دیگران مُتّحد گردیده و واردِ مبارزه ی جمعی علیه جمهوری اسلامی شوند.
نگرانی اصلی ما — فراتر از مُقابله با جمهوری اسلامی جنایتکار که تنها دیشب بیش از هفت نفر را در جغرافیای ما کُشت — مقابله با جریانهای سَلطنتطلبی است که به درونِ این جنبش نفوذ نموده و از وضعیّت سوءاستفاده مینمایند. گرایشهای زنستیزانه آنها هم در گُفتمان و هم در کِردار سیاسیشان بهوضوح قابلِ مُشاهده می باشد.
وضعیت آنارشیسم در ایران و افغانستان چگونه است و فعّالان با چه چالشهائی روبهرو هستند؟
تهدید، احضار، ضَربوجَرح، تهدید به مرگ، زندان و خشونتِ جنسی واقعیّتهائی هستند که آنارشیستها در دو سال گذشته و حتی پیش از آن با آن مُواجه بودهاند.
تنها در پنج ماه گذشته، دو نفر از رفقای ما [توسط نیروهای أمنیّتی] بازداشت و چهار نفر دیگر اِحضار شدهاند. شرایط داخل ایران برای ما بسیار خطرناک است. در حال حاضر، یکی از رفقای مستقیم ما از جبهه آنارشیستی، افشین حیرتیان، در زندانِ اِوین زندانی است و دیگر رفقای آنارشیست در زندانهای اُستان یَزد گرفتار هستند.
ما اُمیدواریم که از طریق مبارزه بتوانیم رُفقای خود را آزاد کُنیم و شرایط ایمنی برای خود ایجاد نمائیم.
آیا خطر مُداخله ی خارجی در ایران را میبینید؟ نتیجه ی آن چه خواهد بود؟
همانگونه که پیشتر اشاره شُد، سلطنتطلبان و حامیان رضا پهلوی بهشدّت به قدرتهای غَربی وابستهاند. آنها همراه با بخشهای دیگر اپوزیسیون شرایطی ایجاد کردهاند که در آن دولتهای غربی — زیرِ عُنوانِ کومک به مردم ایران — آشکارا درباره ی حملات نظامی یا مداخله رسانهای در ایران بَحث و گفتگو میکُنند.
ترامپ و نتانیاهو بارها ایران را بهویژه در لحظات اوج اعتراضاتِ فعال به اِقدام نظامی تهدید کردهاند.
ما از این فرصت استفاده میکنیم تا مخالفت مُطلق و بیقیدوشرط خود را با هرگونه اِشغال نظامی یا مداخله خارجی توسط دولتهای غربی در ایران — در هر سطح و هر شکل — اعلام نمائیم.
همانگونه که در جریان درگیری دوازدهروزه ایران–اسرائیل در حوزه ی گزارشگری، یاریِ متقابل و مقاومت در داخل ایران حضور داشتیم، تأکید میکُنیم که اگر مداخله خارجی رُخ دهد، هم اِراده و هم آمادگیِ مقابله با آن را دارا هستیم.
ما یک نیروی محلّی مُتشکّل از شبکههای اُفقی و گوناگون از فعالان آنارشیست که پیشتر در قالبِ فدراسیون عصر آنارشیسم با یکدیگر سازماندهی شده بودند، هستیم. هرچند ما در درجه ی نخست یک گروهِ نظامیگرا نیستیم، امّا با این حال، وابسته به شرائط و تحوّلات آینده، ممکن است مواضع جدیدی اتخاذ کرده و خود را متناسب با آن آماده سازی نمائیم.
ما جامعه ایران را بهطور کلی مُشتاق مداخله خارجی نمیدانیم.
در پایان، مردم خارج از کشور چگونه میتوانند از رویدادهای ایران و افغانستان مُطّلع بمانند؟
ما گزارشدهی و سازماندهیِ لحظهبهلحظه را به زبان فارسی ارائه میدهیم. خبرنگاران ما در تماسِ مستقیم هستند و بهصورت فیزیکی در شهرهای بزرگ ایران حضور دارند. در پایان هر روز، پلتفورم خبری و روزنامهنگاری جبهه آنارشیستی یک گزارش جامع روزانه به زبان فارسی منتشر مینماید.
علاوه بر این، ما اخبار روزانه به زبانهای ایتالیائی، اسپانیائی (آرژانتین)، عربی، انگلیسی و گاهی آلمانی و سوئدی مُنتشر میکنیم. همچنین بستری برای رفقا از کشورهای غیر فارسیزبان از جمله یک گروهِ هماهنگی بینالمللی وجود دارد. ما گزارشهائی از سراسر جهان دریافت میکُنیم و بهعنوان یک نیروی سیاسی آنارشیستی، همبستگی و پشتیبانی در بُحرانهای جاری ارائه میدهیم.
در مورد افغانستان و تاجیکستان: رفقای ما در داخل افغانستان حضور دارند و ما همچنین رفقائی در تاجیکستان داریم، که مُشابه ایران، در این منطقه ها نیز هم در کارِ خبری و هم در کُنشِ عَملی فعالیت مینمائیم.
خواستِ نهائی ما تَداوم آگاهی رسانی به انسانهای آزاد از همه ی گرایشها در سراسر جهان است. بنابراین، از آنها میخواهیم چشمان خود را از شرایط خاصّ خاورمیانه و شمال آفریقا — بهویژه ایران و افغانستان — برنگیرند و در برابر اطلاعات نادُرست، خبرهایِ گُمراهکننده و روایتهای کلانی که جامعه، پویاییها و مطالبات آن را از تحلیلِ سیاسی حَذف میکنند، مقاومت نمایند.
ما همچنین فراخوانِ همبستگی و همیاری متقابل میدهیم.
منبع:

