این شاهد، یکشنبه ۲۱ دیماه ۱۴۰۴، ایران را ترک کرده است.
او میگوید:
این ویدیو برای کسانی است که خارج از ایران هستند.
من دیروز از ایران برگشتم و چیزی که داخل ایران دیدم باور نکردنی بود. با همه چیزهایی که از سال ۱۳۸۸ دیدهایم کاملاً متفاوت بود. این یک خیزش انقلابی است.
مرد و زن، کوچک و بزرگ، پیر و جوان، با حجاب و بیحجاب — همه، همه با هم به خیابانها ریختند. و نمیتوانم شجاعت آنها را برایتان توصیف کنم.
تا آن روز، فکر میکردم خودم آدم شجاعی هستم، اما وقتی وارد جمعیت شدم و پیران و جوانان بسیار کوچکتر از خودم را دیدم، فهمیدم من به اندازه آنها شجاع نیستم. تنها آن زمان فهمیدم که ایران واقعاً «سرزمین دلیران» است.
زنها و مردان دلیر را دیدم — کسانی که جانشان را کف دستشان گرفته بودند و دیگر هیچ چیز برایشان مهم نبود. آنها فقط برای ایران و ما میجنگیدند.
حتی کسانی که نتوانستند از خانههایشان بیرون بیایند — بیماران و ناتوانها — هر جا که میرفتی، در هر کوچه، در هر خانه، شعار میدادند. از پشتبامها هم شعار داده میشد.
خواهر خودم با پای شکسته بیرون آمده بود، فقط به این دلیل که همه ما ایرانی هستیم و میخواهیم ایران آزاد شود و بتوانیم دوباره راحت در کشورمان زندگی کنیم.
مردم ایران کنار هم ایستاده بودند و با دست خالی، جانشان را کف دست گرفته بودند و پیش میرفتند، و به هم کمک میکردند.
در بلوار وکیلآباد، مردم در خانههایشان را باز گذاشته بودند تا دیگران را پناه دهند. همه جا — پشتبامها، کوچهها، خانهها — صدای شعار شنیده میشد. همه کنار هم ایستاده بودند.
خیلی خوشحال بودم که آن لحظات را با چشمان خودم دیدم، وقتی در خیابان بودم و با مردم پیش میرفتم. احساس میکردم چهل سال عقده و سرکوب درونم در حال خارج شدن است، انگار همه آن چیزهایی که یک عمر در بدنم مانده بود، بیرون میآید.
باورم نمیشد که دارم همه چیز را با چشم خودم میبینم.
حس عجیبی بود — مثل حس چهارشنبهسوری قبل از سال نو — شادیای که هم ترسناک بود و هم مطمئنکننده. مطمئن بودی که این بار فرق دارد و این بار ممکن است موفق شود.
مردم داخل ایران همینقدر امید دارند. لطفاً برایشان انرژی مثبت بفرستید و استرس یا ترس ایجاد نکنید. مردم ما خیلی قوی هستند.
ما ایرانی هستیم. ما از سرزمین دلیرانیم. بسیار قوی هستیم و مطمئنم این بار موفق میشود.
چون برای مردمی که در خیابانها هستند، همه چیز شدنی است.
و درباره تعداد کشتهها که میگویند ۲۰۰۰ نفر است — مطمئنم تعداد کشتهها بسیار بیشتر از دو هزار نفر است. در میدان پارک و هفتتیر، آنچه دیدم، مردم را با تفنگ ساچمهای و جنگی میزدند.
ما دقیقاً وسط یک میدان نبرد بودیم. همه جا آتش بود. شهر نور نداشت، فقط دود و آتش همه جا را گرفته بود. مردم تیر میخوردند و زمین میافتادند. همه تلاش میکردند به هم کمک کنند.
نمیدانم چطور برایتان توضیح دهم، اما واقعاً وحشتناک بود.
اما وقتی مردم اینگونه میجنگند و مقاومت میکنند، کوچکترین کاری که میتوانید برایشان انجام دهید این است که صدایشان باشید.
به هر نحوی که میتوانید — حتی اگر پیج شما صد دنبالکننده دارد — لطفاً پیجتان را عمومی کنید.
لطفاً صدای مردم باشید.
لطفاً صدای مردم ایران باشید

