حکومت نظامی پنهان و منطقِ قدرت در ایران!

حکومت نظامی پنهان و منطقِ قدرت در ایران!

نویسنده: هاسّه-نیما گُلکار

حکومت نظامی پنهان و منطقِ قدرت در ایران:

نگاهی آنارشیستی به قطع اینترنت و نظامی‌سازی فضای شهری.

صدها ساعت قطع عامدانه و کامل اینترنت، همراه با استقرار آشکار نیروهای مسلح با تجهیزات سنگین نظامی در خیابان‌ها و محله‌های شهرهای ایران، تصویری پدید آورده است که هرچند به‌طور رسمی «حکومت نظامی» نامیده نمی‌شود، اما در عمل بسیاری از ویژگی‌های آن را داراست: کُنترل ارتباطات، نمایش قوّه قهریه و تحمیل یک وضعیت اضطراری دائمی. از منظر آنارشیستی، این وضعیت نه یک انحراف موقت، بلکه تجلی آشکار منطق دولتِ مُدرن است.

دولت و انحصار خشونت

در نظریه‌ی آنارشیستی، دولت پیش از هر چیز نهادی است که انحصار خشونت سازمان‌یافته را در اختیار دارد و مشروعیت خود را نه از رضایت آزادانه‌ی جامعه، بلکه از توان اِعمال زور می‌گیرد.

هنگامی که خودروهای زِرهی، سِلاح‌های سنگین و نیروهای نظامی در محیط شهری – حتّا بدون درگیری مستقیم – فضا را اِشغال می‌کُنند، این نوعی “نمایش قدرت” محسوب می‌شود: پیامی بَصَری که به ساکنان یادآوری می‌کُند نظم حاکم بر پایه‌ی امکان سَرکوب اُستوار است. این همان چیزی است که با انحصارِ مقبولیّت خشونت و آنچه ما به عنوان جوهره ی اصلی سُلطه دولتی می‌شناسیم، مطابقت دارد.

قطع ارتباط به‌مثابه مُحاصره‌ی اجتماعی

اینترنت امروز تنها یک ابزار فنّیِ ارتباط نیست، بلکه شبکه‌ای است که همبستگی اُفقی، گردش آزادِ اطلاعات و کُنش جمعی را مُمکن می‌سازد. قطع سراسری آن، شکلی از محاصره است؛ نه محاصره‌ی یک شهر، بلکه محاصره‌ی آگاهی و پیوندهای اجتماعی. دولت با گُسستن این شبکه‌ها می‌کوشد جامعه را به واحدهای مُنزوی تقسیم کُند که هر یک جُدا از دیگری آسان‌تر قابل کُنترل‌اند.

وضعیت اِستثنائی به‌عنوان قاعده

آنچه با عنوان «شرایط ویژه» یا «ضرورت‌های اَمنیتی» توجیه می‌شود، ادامه‌ی یک وضعیت استثنایی دائمی است؛ وضعیتی که در آن قانون به تعلیق درمی‌آید و تصمیم حاکم جای آن را می‌گیرد. در چنین شرایطی مرز میان زمانِ عادی و زمانِ بُحران از میان می‌رود و جامعه به‌طور دائم در حالت آماده‌باش و تعلیق حقوق نگه داشته می‌شود. حکومت نظامیِ پنهان دقیقَن در همین منطق؛ بدونِ اعلام رسمی، اما با اجرای عَملیِ همان سازوکارها عمل می‌نماید.

شهر به‌مثابه پادگان

نظامی‌سازی فضای شهری کارکرد نمادین شهر را دگرگون می‌کُند. شهری که باید عرصه‌ی زندگی مشترک، تنوّع و تعامل آزاد باشد، به میدان اِستقرار نیرو و نظارت بَدل می‌شود. این دگرگونی نشان می‌دهد که دولت جامعه را نَه مجموعه‌ای از افراد خودآیین، بلکه جمعیتی بالقوّه خطرناک می‌بیند که نیازمند مُراقبت و کنترل دائمی است.

نظم از پایین در برابر نظم تحمیلی

در برابر این منطق، ما آنارشیست ها بَر امکان نوع دیگری از نظم تأکید می‌کنیم: نظمی که نَه از تهدید لوله‌ی تُفنگ، بلکه از همکاریِ داوطلبانه، همیاری مُتقابل و شبکه‌های اُفقی همبستگی بَرمی‌خیزد. تجربه‌های تاریخی و اجتماعی نشان داده‌اند که انسان‌ها می‌توانند بدون تکیه بر ماشین سرکوب، اَشکال گوناگونی از خودسازمان‌دهی و همزیستی را بیافرینند. آنچه دولت در بُنیاد از آن هراس دارد، نَه بی‌نظمی، بلکه همین امکان نظمِ بدون دولت است.

قطعِ اینترنت و استقرار نیروهای مُسلّح در خیابان‌ها را می‌توان دو روی یک راهبُرد واحد دانست: کُنترل جامعه از طریق اِنزوا و تَرس. از دیدگاهِ آنارشیستی، این وضعیّت نَه یک خطایِ مَقطعی، بلکه اِفشای چهره‌ی واقعی قُدرت است؛ چهره‌ای که در لحظه‌های بحران، نقابِ حقوقی و اِداری خود را کنار می‌زنَد و به زبان نخستینش سخن می‌گوید: زبانِ زور. چنین تحلیلی ما را فرامی‌خواند که فراتر از رویدادهای روزمرّه بیندیشیم و این پُرسش بُنیادین را پیش بکشیم: آیا نظم اجتماعی ناگزیر باید بر پایه‌ی قَهر سازمان‌یافته بَنا شود، یا می‌توان شکل‌هائی از همزیستی را تصّور کرد که بر آزادی، برابری، همبستگی و خودمدیریتی اُستوار باشند؟