جنایتِ آشکار عَلیه بَشریّت از راهِ حکومت نظامی پنهان در ایران!

جنایتِ آشکار عَلیه بَشریّت از راهِ حکومت نظامی پنهان در ایران!

نویسنده:هاسّه-نیما گُلکار

بر پایه ی گزارش برخی از شبکه های اجتماعی، رسانه ها ی اصلی و داده های دریافتی از شاهدان عینی در داخل کشور در رابطه با قیام انقلابیِ اخیر مردم برای بدست آوردن «نان و آزادی» که از تاریخ ۷ دی ماه ۱۴۰۴ ( ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵) تا به امروز ادامه داشته است، دستکم ۲۰۰۰۰ هزار انسان از پیر و جوان و کودک در نَبردی نابرابر با رژیم کاملن مُسلّح به سِلاح های جنگی سبک و سنگین و همچنین یاری گرفتن از شبه نظامیان فاشیستی اسلامی-شیعی از عراق و افغانستان، جان خود را از دست داده و ناپدید شده اند و حدود ۳۶۰۰۰۰ نفر نیز در درجات گوناگون به ویژه از ناحیه چشم، سر و سینه زخمی گردیده و آسیبِ جدّی دیده اند.

دولتِ اسلامی-شیعی حاکم بر جغرافیای ایران همچون گذشته با یاری جُستن از خاموشیِ کامل خطوطِ ارتباطی از جمله اینترنت، تلفون و اَخیرن با پارازیت انداختن بر روی امواج ماهواره ای از جمله “اِستار لینک” به مدت دستکم یک هفته توانست به اهدافِ فاشیستی خود یعنی سرکوب خونینِ جنبش انقلابی مَردم دست یابَد.

بنابر همین گزارش ها، مأموران گورستان برای تحویل دادن برخی از پیکرها به خانواده هایشان مبلغ ۷۰۰ هزار تومان (حدود ۱۶۶ دُلار آمریکا) “پولِ تیر” درخواست کرده اند. اما مقاماتِ دولتی دریافت چنین پولی را به دروغ، اِنکار می نمایند.

دیکتاتورِ خونخوار علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در روز شنبه ۲۷ دی ماه ۱۴۰۴(۱۷ ژانویه ۲۰۲۶) برای نخستین بار در طی سخنرانی خود، به کُشته شدن “چندین هزار نفر” اعتراف نمود، امّا طبق روالِ معمول همچون گذشته، مسئولیت این قتلِ عام هولناک را فریبکارانه بر عُهده دولت های غربی به ویژه آمریکا و اسرائیل گذاشت.

در حال حاضر، نوعی حکومت نظامی پنهان در ایران بر قرار شده و دسترسی به خطوط اینترنتی زمانی غیر ممکن و گاهی در چند دقیقه به گونه ای بسیار دُشوار است. بر طبق گفته ی برخی از شاهدانِ عینی، هزاران جنازه ی شناسائی نشده در گورستان ها بر روی هم انباشته شده و در کوچه ها و خیابان های سراسر ایران بویِ خون به مَشام می رسد.

از دیدگاهِ آنارشیستی، آنچه که در این گزارش ها آمده صِرفن «جنایت یک حکومت خاص» نیست، بلکه نمونه‌ای عُریان از ماهیّت هر دولت مُتمرکز، هر ایدئولوژی اقتدارگرا و هر ساختار سلسله مراتبیِ قُدرت است که خود را بالاتر از جامعه می‌نِشاند و با انحصار سِلاح، رسانه و ادّعای حقیقت گوئی، زندگی میلیون ها انسان‌ را به ابزار حفظِ سُلطه ی خود بَدَل می‌سازد.

دولت اسلامی حاکم بر ایران – همچون همه ی دولت‌ها، چه دینی و چه سکولار – در لحظه‌ای که مَردم برای ابتدائی‌ترین نیازهای خود یعنی «نان و آزادی» به پا می‌خیزند، چهره واقعی‌اش، یعنی «ماشین سازمان‌یافته‌ی خشونت» را به نمایش همگانی می گذارد. خاموش‌کردن اینترنت، استارلینک، تلفون و هر امکانِ ارتباطی، نَه فقط یک تاکتیک أمنیتی، بلکه تلاشی برای بُریدن پیوندهای همبستگی اُفقی و همیاریِ متقابل میان مردم است؛ همان پیوندهائی که پایه‌ و شالوده ی آزادی-برابری-عدالتِ واقعی‌ می باشند.

اعترافِ علی خامنه‌ای به کُشته‌شدن «چندین هزار نفر» و همزمان فرافکنیِ مسئولیت به «دُشمنان خارجی»، اُلگوی کلاسیک قدرت است، زیرا دولت همیشه خود را قُربانی نشان می‌دهد تا کُشتار را توجیه نماید. اما آنچه در خیابان‌ها، گورستان‌ها و بیمارستان‌ها رُخ داده و همچنان ادامه دارد، جَنگ دولت‌ها و حاکمیّت ها با جامعه و جنگِ ساختارهای سلسله‌مراتبی با انسان‌های زنده و خواهان کرامت است.

دریافت «پولِ تیر» از خانواده‌های قُربانیان، نمادِ عُریان کالائی‌شدن مَرگ در نظامی است که همه‌چیز – حتی جَسَد فرزند – را به منبعِ درآمد و اَبزار اِرعاب تبدیل می‌کُند. این همان منطقِ اصلی سیستم سرمایه داری و دولت در هم‌تنیده، بر پایه ی سود، کُنترل و اِطاعت اند.

امّا، راهِ رسیدن به آزادیِ واقعی نَه در تعویض یک حاکم با حاکمی دیگر، و نَه در اُمید بستن به قدرت‌های جهانی است که خود بخشی از همان نظم سرکوبگرند. رهائی واقعی از چنگال های خونین دولت-ملّت ها در خودسازمان‌یابی اُفقی (بدون سلسله مراتب حِزبی و رهبری واحد) و خودمدیریتی مردم، در شبکه‌های همبستگی و همیاری متقابل، در شوراهای فِدرالیستی دمکراتیک، کُمیته‌های محلّی، اعتصاب‌های همبسته کارگری و پیوندهای فرامِلّی شکل می‌گیرد؛ جائی که قدرت از انحصار خارج می‌شود و به دستان توانایِ خود جامعه بازمی‌گردد.

آنچه امروز در ایران جریان دارد، فریادی است علیه هر شکل از سُلطه: دینی، نظامی، سرمایه‌دارانه و امپریالیستی. همبستگی جهانیِ بی‌واسطه با مردم، افشایِ دروغ و فریبکاریِ دولت‌ها، و تقویت صداهای آزادی خواهانه ی مُستقل و اُفقی، وظیفه‌ای است که فراتر از مَرزها و پرچم‌ها قرار می‌گیرد.
آزادی هدیه ی هیچ حکومتی نیست؛ بلکه محصول مُبارزه ی دائمی، هَمیاری و خودگردانی مردمی است که دیگر نمی‌خواهند زیر چکمه های هیچ گونه اقتداری زندگی کُنند.

با اُمیدواری به این که صدایِ حقیقت و آزادی‌خواهیِ مَردم سِتمدیده هرچه رَساتر شنیده شود.

زن-زندگی-آزادی