#روژئاوا #خطر_نسل_کشی #همبستگی_جهانی
نویسنده: هاسّه-نیما گُلکار
کوبانی، شهر مقاومت بر علیه دولت اسلامی عراق و شام (داعش) در سال ۲۰۱۳ میلادی، بارِ دیگر زیر چکمه های خونین اسلامگرایان افراطی وابسته به حاکمان سوریه و تورکیه، و با چراغ سبزنشان دادنِ ایالات متحده آمریکا و برخی از کشورهای اُروپائی قرار گرفته است.
هم اینک آنچه که در شمال و شرق سوریه (روژاوا) به وقوع پیوسته ایزوله کردن این منطقه از طریق قطعِ آب و برق می باشد. این جنایتی است برنامه ریزی شده ی امپریالیسم جهانی با استفاده از دستان آهنین با دستکش مخملیِ «احمد الشرع»، علیه جامعه های خودگردان إتنیکی و دینی گوناگونی که می خواهند سرنوشت خود را با تصمیم خودشان تعیین نمایند، می باشد.
«نسرین عبدالله» فرمانده اَرشد یگانهای مُستقر در روژاوا طی یک کنفرانس مطبوعاتی هُشدار داده است: کوبانی در محاصره نیروهای ارتش دولت انتقالی دمشق قرار گرفته و شدّت حملات در روزهای اخیر رو به افزایش یافته است و خط مُقدم آن حدود ۳۰ کیلومتر با شهر فاصله دارد … ما با تهدیدِ جدّی از جمله دراختیار قرارگرفتن زندان هائی که وابسته های به «داعش» در آن نگهداری میشوند، توسط ارتش حکومت انتقالی سوریه روبه رو بوده و با آزاد شدنِ احتمالی آنها – که اینک صدها نفراز جنایتکارترین شان فراری داده شده اند – می توانند أمنیت و ثبات منطقه را به مخاطره انداخته و ما را در خطر نَسل کُشی قرار دهند. بنابراین، از جامعه ی جهانی می خواهیم که برای جلوگیری از فاجعهای انسانی هر چه سریع تر دَست به اقدامات فوری بزنَد.
نسرین عبدالله همچنین در ایستادگیِ تاریخی روژاوا در برابر تهاجم گروههای تروریستی تأکید داشته و گفت که ما تا آخرین قطره ی خونِ خود مقاومت خواهیم نمود، زیرا صاحبان واقعی این سرزمین هستیم و هرگز اجازه نخواهیم داد که توسط نیروهای دولتیِ جنایتکار تحت اشغال قرار گیرد.
فراموش نکنیم که «احمد الشرع» زیر نام «محمد الجولانی» به عنوان نماینده ی «ابوبکر البغدادی» درعراق و سوریه سابقه ی فعالیت های تروریستی داشته است. او نخست درتشکیل گروه «جبهه النُصره» نقش داشت و سپس با ادغام شدن چندین گروه اسلامگرای افراطی دیگر «هیئت تحریرالشام» را بُنیان نهاد و رهبری آن را به عُهده گرفت. او موفّق شد با پیشروی نظامی از اُستان حلب و با حمله ای بَرق آسا در طول یازده روز شهر دمشق را به تصّرف درآورد و رژیم دیکتاتوری بشار الاسد را در تاریخ هشتم دسامبر ۲۰۲۴ سرنگون نماید.
از دیدگاهِ آنارشیستی، روژئاوا صرفاً یک «منطقه جغرافیایی» یا «جبههی نظامی» نیست، بلکه آزمایشگاهی زنده برای امکان زیستنِ جامعه بدون دولت متمرکز، بدون سلطهی سرمایهداری و بدون پدرسالاری است. آنچه در سیزده سال گذشته در شمال و شرق سوریه شکل گرفته، تلاشی است برای برپایی شکلی از خودگردانی شورائی، فدرالیسم دموکراتیک، برابری جنسی-جنسیتی، همزیستی إتنیکی و دینی، و اقتصاد همیارانه؛ اُلگوئی که در تَعارض بُنیادین با منطق دولت-ملت، مرزهای مصنوعی، اقتدارگرائی و نظم سرمایهسالار جهانی قرار دارد.
دِفاع از روژئاوا نه دفاع از «یک قدرت نوپا»، بلکه دفاع از امکان سازمانیابی اُفقی، از کمونها، شوراها و مجامع مردمی است؛ جائی که تصمیمگیری نَه در کاخها و ستادهای ارتش، بلکه در گردهمائیهای محلی و از سوی خود مردم انجام میگیرد. همین تجربه است که خشم دولتهای منطقهای، امپریالیسم جهانی و نیروهای بُنیادگرا را برانگیخته، زیرا موجودیّت روژئاوا نشان میدهد که جامعه میتواند بدون دولت متمرکز، بدون ارتش حرفهایِ جُدا از مردم، و بدون سلسلهمراتبهای خشن نیز خود را اداره و از خود دفاع نماید.
محاصرهی آب و برق، تهدید به آزادسازی زندانیان داعش، و حملات نظامی، تنها ابزارهای عُریان یک منطقِ کُهن، یعنی سُلطه می باشد. این منطق چه در چهرهی دولت انتقالی حاکم بر سوریه
ظاهر شود، چه در هیئت دولت تورکیه، چه در پوشش «مبارزه با تروریسم» از سوی آمریکا و اُروپا، همگی یک هدف دارند: درهم شکستن هر نمونهی موفّق از خودسازماندهیِ مردمی که بتواند الهامبخش فرودَستان دیگر در منطقه و جهان باشد.
روژئاوا بهویژه از آن جهت برای جنبش آنارشیستی جهانی اهمیّت دارد که مبارزه با دولت و سرمایه را بهطور جُداییناپذیر با رَهائی زنان، نابودی ساختارهای مَردسالار، و نَفی ملّیگرائی شوونیستی پیوند زده است. شعار «زن-زندگی-آزادی» نَه یک نماد صِرف، بلکه بیان فشردهیِ پروژهای انقلابی می باشد که در آن آزادی هایِ فردی و جمعی، رهائی از اقتدارِ دولتی، مذهبی، إتنیکی، و ساختنِ روابط نوین اجتماعی دَر هم تَنیدهاند.
از این رو، دفاع از روژئاوا دفاع از کرامتِ انسانی در مفهومی رادیکال است: دفاع از حقّ انسانها برای سازمان دادن زندگیشان بدون فرمانروایان، بدون ارتشهای اشغالگر، بدون سرمایهداران و بدون پیشوایان دینی. دفاع از روژئاوا، دفاع از این ایده است که جهان میتواند بر پایهی هَمیاری متقابل، خودگردانی و همبستگی فَراملّی بَنا شود، نَه بر اساسِ مرزها، پرچمها و دولتهای سرکوبگر و اشغالگر.
در برابر اتّحادِ شوم امپریالیسم جهانی، دولتهای منطقه و بُنیادگرائی مذهبی، پاسخ آنارشیستی چیزی جز گُسترش همبستگی بینالمللی نیست: همبستگی میان کارگران، زنان، جوانان، اَقلیتهای إتنیکی (“قومی”) و دینی، و همهی آنان که به نوعی قُربانی نظم دولتسالار و سرمایهمحورَند. روژئاوا نه تنها به ساکنانش، بلکه به تمام کسانی تعلُق دارد که در هر گوشهای از کُره ی زمین برای جهانی آزاد، برابر، بیدولت، بیاِستثمار و بیسُلطه مُبارزه میکُنند.
دستانِ دولت های حاکم بر سوریه و تورکیه و دیگر جنایتکاران وابسته به آنان از روژئاوا کوتاه باد!
زنده و پایدار باد روژئاوا!
زن-زندگی-آزادی!

