مبارزه ی ما برای همه دادخواهان دربند و هزاران زندانی سیاسی است!

مبارزه ی ما برای همه دادخواهان دربند و هزاران زندانی سیاسی است!

من، هوادار و همرزم  فرح هستم– فرح ( معصومه نساجی)، آن کارگر زندانی دلاور،  که در بند زنان، روبه‌روی فائزه  می‌ایستاد و فریاد می‌زد: ننگ بر هر که حتی یک روز با این جانیان ویرانگر همدست شد، ننگ بر آنان که جنایت‌های والدین‌شان را توجیه می‌کنند، ننگ بر عاملان شکاف طبقاتیِ عمیق‌تر از دره‌های تاریخ!

من، هوادار ارژنگ و ناظم‌ها هستم – آن مبارزان خستگی‌ناپذیر که در برابر ارتجاع و زورگویی، چه از سوی اصولگرایان و چه اصلاح‌طلبان فاسد، ایستاده‌اند. ارژنگ را باور دارم، که رو در روی اژه‌ای مرگ بر ستمگر گفت، اموالش مصادره شد، تبعید و بایکوت را تحمل کرد، اما در سمت درست تاریخ ماند – سمتی که نه به قدرت دولتی تسلیم می‌شود، نه به انحصار سرمایه.

من، برای امثال ناظم بریهی می‌جنگم – آن زندانی که برای مطالبات همبندیانش اعتصاب غذا کرد، خونریزی معده را به جان خرید، اما اپوزیسیون‌نماهای زرق‌و‌برق‌دار،  او  را “بشر” نشمردند.پایمال شدن حقوق امثال ناظم را نادیده گرفتند، چون در چارچوب انحصارطلبی‌شان نمی‌گنجید – انحصاری که حتی عنوان “انسان” را به مالکیت خصوصی درمی‌آورد.

تفرقه‌افکنی واقعی آنجاست که چشم بر تبعیض طبقاتی و جنسیتی ببندیم، تجزیه‌طلبی آنجاست که هر آنکس هم‌اندیش ما نیست را دشمن و خائن بخوانیم. اتحاد ما باید با همه کسانی باشد که علیه هر شکل ستم – از استثمار کارگری تا سلطه دولتی، از پدرسالاری تا استعمار نوین – مبارزه می‌کنند. این اتحاد نه بر پایه سلسله‌مراتب، بلکه بر پایه همبستگی داوطلبانه و مالکیت جمعی است؛ جایی که قدرت نه در دست دولت یا سرمایه‌داران، بلکه در دست جوامع خودگردان و برابر قرار گیرد.

در این جهان آلوده به انحصارطلبی سرمایه‌داری و دولتی، تنها یک دوقطبی واقعی وجود دارد: میان موافقان انحصار* و مبارزان علیه آن.

*:(انحصار بر اموال مردم، انحصار بر دانش، انحصار بر حتی مفهوم “بشر” – که تنها به کسانی تعلق می‌گیرد که در خدمت سیستم باشند. این دوقطبی، ریشه در مبارزه طبقاتی دارد؛ جایی که کارگران، زنان، اقلیت‌ها و ستم‌دیدگان علیه الیگارشی جهانی متحد می‌شوند، نه برای اصلاح سیستم، بلکه برای نابودی ریشه‌های آن.)*

بقیه دوقطبی‌ها کاذب و گمراه‌کننده‌اند: دوقطبی اصلاح‌طلب/اصولگرا که هر دو شاخه‌ای از همان درخت استبدادند؛ دوقطبی آخوند/شاه که هر دو نماد سلطه سلسله‌مراتبی‌اند؛ دوقطبی راست بی‌روتوش و راست پنهان‌شده زیر عناوینی چون “ملی‌مذهبی”، “فعال مدنی” یا “متوسلین به رئیس زندان” – آنان که گمان می‌کنند با شکایت از زندانبان کوچک‌تر به رئیس زندان، چرخه شکنجه متوقف می‌شود. این دوقطبی‌ها، ابزار سیستم برای پراکنده کردن نیروها هستند؛ همگرایی برای  نابودی همه مرزها، مرزهای طبقاتی، ملی، جنسیتی – برای ساخت جهانی بدون ارباب و برده منطقی و البته تکلیف است.

این مبارزه، نه تنها برای فرح ( معصومه نساجی)، ارژنگ و ناظم، بلکه برای همه دادخواهان دربند است: منوچهر فلاح، پویا قبادی، دانیال دبیری ، داوود عباسی و هزاران زندانی سیاسی که در سکوت سیستم دفن می‌شوند.

#معصومه_نساجی (فرح) #ناظم_بریهی #منوچهر_فلاح #دانیال_دبیری #داوود_عباسی #دادخوهان_دربند #زندانی_سیاسی  #مبارزه_طبقاتی

منبع: کانال تلگرام #سهیل_عربی / ۲۵ بهمن ماه ۱۴۰۴

Fediverse Reactions