اینک در بیستوسومین روز جنگ هستیم و اوضاع بدتر میشود.
دونالد ترامپ یک اولتیماتوم ۴۸ ساعته صادر کرده است: تنگه هرمز را باز کنید یا با حمله به نیروگاههای ایران روبهرو شوید. در لحظهای که این کلمات نوشته میشوند، کمتر از ۱۵ ساعت باقی مانده است. جمهوری اسلامی از عقبنشینی خودداری میکند. کانال ۱۱ اسرائیل گزارش میدهد که نتانیاهو آماده است به محض پایان مهلت، دستور حمله به زیرساختهای انرژی را صادر نماید.
آنچه با حمله به اهداف نظامی و أمنیتی آغاز شد، اکنون به چیزی کاملن متفاوت تبدیل شده است: نابودی سیستماتیک زیرساختهای غیرنظامی که حدود ۹۰ میلیون انسان به آن وابستهاند؛ برق، آب، بیمارستانها و خودِ شرایط اساسی زندگی.
زمین سوختهای که رژیم همیشه وعدهاش را میداد — اکنون توسط شخص دیگری تحویل داده میشود.
سالها “جمهوری اسلامی” تهدید میکرد که اگر روزی مجبور به ترک قدرت شود، بهجای آنکه اجازه دهد مردم بدون آن زندگی کنند، زمینی سوخته بر جای خواهد گذاشت و همهچیز را نابود خواهد کرد. امروز، از طریق ترکیب عملیات نظامی ایالات متحده آمریکا و اسرائیل و تصمیم خود رژیم برای بستن تنگه هرمز، آن زمین سوخته در حال تبدیل شدن به واقعیت است. نه بهعنوان پیامد یک انقلاب، بلکه بهعنوان نتیجه ی کاری که دولتها همیشه انجام دادهاند: نابود کردن زندگی مردم عادی در پیگیری منافع خود.
ترامپ آشکارا میگوید که به دنبال تغییر رژیم نیست. او میگوید ایران باید بهای ۴۷ سال سیاستهای جمهوری اسلامی را بپردازد. نتانیاهو میگوید انقلاب کاری است که ایرانیان باید خودشان انجام دهند؛ وظیفه او حذف تهدید علیه اسرائیل است. واشنگتن و تلآویو بر اساس منافع ملی خود عمل میکُنند. رسانههای اپوزیسیون سلطنتطلب که هفتهها به ایرانیان میگفتند این بمبها هدیه آزادی هستند، اکنون ساکت شدهاند. اعتبار آنها همراه با زیرساختهای غیرنظامی فروپاشیده است.
این همان چیزی است که ما همیشه گفتهایم. دولتها مردم را آزاد نمیکنند. آنها به منافع خودشان خدمت میکنند.
بد نیست دقیقن درک کنیم که ایالات متحده چگونه میتواند چراغهای یک کشور را خاموش کند.
یکی از مستندترین روشها بمب گرافیتی (بی.ال.یو-۱۱۴/بی) است، سِلاحی که نَه برای نابودی دائمی زیرساختها بلکه برای از کار انداختن آنها طراحی شده است.
این بمب اَبری از رشتههای بسیار ریز گرافیت کربنی فرآوریشده ی شیمیائی آزاد میکُند. هنگامی که این اَلیافِ رسانا روی تجهیزات ولتاژ بالای بدون عایق (ترانسفورماتورها، خطوط برق، ایستگاههای سوئیچینگ) مینشینند، باعث اتصال کوتاه گسترده و قوسهای الکتریکی میشوند و مناطق را کاملن در تاریکی فرو میبَرند. این سلاح جدیدی نیست. در جنگ خلیج فارس ۱۹۹۱ میلادی، مهمات گرافیتی حدود ۸۵ درصد از برق عراق را از کار انداخت. در سال ۲۰۰۳ دوباره برای از کار انداختن ایستگاههای ترانسفورماتور در سراسر عراق استفاده شد (ایستگاه ۴۰۰ کیلوولت ناصریّه به مدت ۳۰ روز برق نداشت). ایالات متحده دو بار از این سلاح علیه یک کشور همسایه استفاده کرده است. اکنون شبکه برق ایران بهطور آشکار در تیررَس ترامپ قرار دارد. کسانی که در تاریکی خواهند نشست ژنرالها نیستند، بلکه آنها بیماران متصل به دستگاهِ تنفس مصنوعی هستند. نوزادان در دستگاههای آنکوباتور. نابودی شبکههای برق، سیستمهای آب و زیرساختهای پزشکی بهطور غیرمستقیم امّا به همان اندازه، از طریق فروپاشی بیمارستانها، از هم پاشیدن زنجیره تأمین دارو و از کار اُفتادن بهداشتِ پایه قطعن میکُشد. پژوهشها درباره پیامدهای زیستمحیطی و بهداشت عمومی جنگ نشان میدهد که آسیبها بسیار فراتر از تلفات فوری گسترش مییابند: آلودگی خاک و آب، نابودی اِکوسیستمها و بحرانهای سلامتی که نسلها ادامه مییابند. جنگ ایران و عراق میلیونها مینِ زمینی بر جا گذاشت که هنوز هم میکُشند. این جنگ تهدیدی برای نابودی در مقیاسی بهمراتب بزرگتر است.
تحلیل آنارشیستی یک امر إنتزاعی نیست، بلکه همان چیزی است که ما در آن زندگی میکنیم.
تمرکز قدرت در ساختارهای دولتی و انحصار خشونتِ سازمانیافته باعث تخریب سیستماتیک میشود، نه فقط برای «دشمن» بلکه برای مردمی که در همان جغرافیا زندگی میکنند. تکیه بر هر دولتی برای أمنیت به یک خطر ساختاری تبدیل شده است. جمهوری اسلامی ۴۷ سال مردم خود را به خطر انداخت. اکنون دولتهائی که به آن حمله میکنند در حال تکمیل این ویرانی هستند.
در همین حال — یک هُشدار أمنیتی:
رفقا در داخل ایران باید آگاه باشند که بازیگران مرتبط با رژیم از تبلیغات مشکوک در تلگرام برای هک کردن کاربران و دسترسی به دستگاههای آنها استفاده میکنند. روی چنین تبلیغاتی کلیک نکنید. آنها را باز نکنید. أمنیت دیجیتالی شما همان أمنیت فیزیکی شماست.
موضع سیاسی ما همچنان روشن است:
ما جمهوری اسلامی را نمیخواهیم. ما بمبهای آمریکائی و اسرائیلی را نمیخواهیم. ما بازگشت سلطنت را نمیخواهیم. ما میخواهیم مردم ایران — کارگران، زنان، جوامع اِتنیکی، سازمانیافته و سازماننیافته — خودشان آیندهشان را تعیین کنند، بدون مداخله ی خارجی و بدون آنکه ارباب جدیدی جای ارباب قدیمی را بگیرد.
مردم ایران این جنگ را انتخاب نکردند. آنها با جان خود، زیرساختهایشان و آیندهشان بهای آن را میپردازند. این بدهی متعلق به دولتهائی است که آن را به وجود آوردند. همه ی آنها.
نَه به جنگ امپریالیستی و تروریسم دولتی!
نه به جمهوری اسلامی جنایتکار حاکم بر ایران!
نه ملا! نه شاه!
ژن ـ ژیان ـ ئازادی
جبهه آنارشیستی /۲۳ مارس ۲۰۲۶

