زندانِ اوین: تاریکخانه ای در ایران

زندانِ اوین: تاریکخانه ای در ایران

گزارش از: سارا

زندانِ اوین: تاریکخانه ای در ایران

تاریخچه و موقعّیت
زندان اوین در سال ۱۹۷۲میلادی، در دوران محمدرضا شاه پهلوی ساخته شد و مجموعه‌ای پنج‌هکتاری در شمال تهران، در دامنه‌های کوه‌های البُرز قرار دارد. پس از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹، این زندان توسط وزارت اطلاعات به عنوان مرکز اصلی بازداشت زندانیان سیاسی مورد استفاده قرار گرفت. این زندان پس از انقلاب کارکرد خود را تغییر نداد — بلکه قُربانیانِ آن تغییر کردند. در دوران شاه، چپ‌گرایان و انقلابیون در آن نگهداری می‌شدند. در دوران خمینی و جانشینانش، همان انقلابیون و سپس هر کسی که جرأت سخن گفتن داشت، در آن زندانی شد.
برای بسیاری از ایرانیان، مفهوم زندان اوین مُترادف با سرکوب سیاسی و شکنجه است. این زندان به «دانشگاه اوین» معروف است — اما هیچ شباهتی به آموزشگاه ندارد. ضرب و شتم، شکنجه، اعدام‌های نمایشی و بازجوئی‌های خشن امری عادی است؛ جائی که برای چهار دهه، فریادهای دردناک زندانیان در دیوارهای سَرد آن گُم شده است.
امروزه تخمین زده می‌شود که بین ۱۰ تا ۱۵ هزار زندانی در آن نگهداری می‌شوند، از جمله معترضان، روزنامه‌نگاران، دانشگاهیان، دوتابعیتی‌ها و اتباع خارجی که به جاسوسی یا «مُحاربه» متهم شده‌اند.

بندها
اوین یک زندان واحد نیست، بلکه مجموعه‌ای از سیستم‌های بازداشت جُداگانه می باشد که تحت نهادهای مختلف اداره می‌شوند و هرکدام منطق خاصِ خود را در سرکوب دارند.
بَند ۲۰۹ هراس‌انگیزترین بخش است. این بند توسط وزارت اطلاعات اداره می‌شود و همواره مملو از افرادی است که با اتهاماتی مانند اقدام علیه أمنیت ملی یا شرکت در تجمعات و اعتراضات، در سلول انفرادی نگهداری و بازجوئی می‌شوند. این افراد در شرایطی بسیار غیرانسانی و در بازداشت‌های به‌اصطلاح موقت، از ابتدائی‌ترین حقوق انسانی محروم هستند.
یک زندانی سابق فرانسوی پس از آزادی، تجربه خود از بند ۲۰۹ را چنین توصیف کرد: زندانیان بازجوئی‌هائی با چشم‌بند، اعترافات اجباری و ارتباط محدود با دُنیای بیرون را تحمُل می‌کنند. «این شکنجه‌ها به این منظور است که وقتی با چشم‌بند به بازجوئی بُرده می‌شوید، تا همان چیزی را اعتراف کنید که آن‌ها تصمیم گرفته‌اند. این اعتراف‌ها می‌توانند امضا شده یا حتی اجباری باشند».
بند ۲-الف تحت کُنترل سپاه پاسداران است و زندانیان سیاسی را ماه‌ها در انفرادی و بدون دسترسی به نورِ روز نگه می‌دارند.
بند ۴ محل نگهداری زندانیان سیاسی در شرایط شدیدَن مُتراکم است. این بند که در ابتدا برای ۱۲۰ نفر طراحی شده بود، اکنون در سالن‌های ۳ و ۴ بیش از ۳۰۰ زندانی را در خود جای داده است. این ازدحام باعث شرایط خواب بسیار محدود و مشکلات بهداشتی جدّی شده است. بسیاری از زندانیان مجبور به خوابیدن روی زمین هستند که مُنجر به افزایش شدید ساس و بیماری‌های دیگر شده است.
بندهای ۶ و ۷ به جرائم مالی و سِرقت اختصاص دارند.
بند زنان بخش مجزّائی دارد که در ادامه به تفصیل توضیح داده می‌شود.

رفتار با زندانیان سیاسی
گزارش سال ۲۰۲۰ عفو بین‌الملل با عنوان «لگدمال کردن انسانیّت» بازداشت‌های گسترده پس از اعتراضات آبان ۱۳۹۸ را مُستند کرده و نتیجه گرفته است که بازداشت‌شدگان در اوین به‌طور معمول تحت ضرب و شتم، شوکِ الکتریکی و تحقیر جنسی بدون هیچگونه نظارت مؤثّری قرار می‌گیرند.
زندانیان از تجاوز جنسیِ گسترده، ضَرب و جَرح، محرومیّت از خواب، غذای غیرقابل خوردن، انفرادی طولانی‌مدت، ازدحام، شرایط بهداشتی نامناسب، محرومیّت از درمان و گرفتن اعترافاتِ دروغین که بعدها از تلویزیون پخش می‌شود، گزارش داده‌اند.
اتهاماتی که برای توجیه بازداشت استفاده می‌شود شامل عباراتی مُبهم مانند «فساد فی‌الارض» و «مُحاربه» است که می‌تواند به حُکم اعدام منجر شود. این اتهامات نیاز به مدرک یا معیار اثبات ندارند و صِرفن برای خاموش کردن صداها به کار می‌روند.
نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل که در اوین زندانی است، از داخل سلول خود این سوءاستفاده‌های سیستماتیک را مستند کرده است. او در نوشته‌ای به شرح وضعیت زنانی پرداخته که مدت‌های طولانی در انفرادی، تحت بازجوئی‌های سخت و با اتهامات ساختگی قرار گرفته‌اند.
او با ذکر نام ۵۸ زندانی، انفرادی را «نقض فاحش حقوق بشر و شکنجه سفید» توصیف کرده و گفته است ۵۷ نفر از آن‌ها «شکنجه‌های وحشتناک و غیرانسانی» را تجربه کرده‌اند.

بند زنان
وضعیت زنان در اوین نمونه‌ای از خشونت جنسیتی سیستماتیک توسط حکومت است.
زنان در بخش مجزائی نگهداری می‌شوند و در چهار اتاق بسیار شلوغ زندگی می‌کنند که گاهی تا ۲۰ نفر در یک فضا هستند.
گزارشی در دسامبر ۲۰۲۵ شرایط این بند را چنین توصیف کرده است: زنان زندانی سیاسی در زیرزمینی بسیار غیربهداشتی و فاقد تهویه نگهداری می‌شوند و از ابتدائی‌ترین استانداردهای بهداشت و رفاه محروم‌اند. حضور گسترده موش‌ها و حشرات (تا حدود ۱۰۰ موش) گزارش شده و با وجود هشدارهای مُکرّر، هیچ اقدامی برای کنترل آفات یا نظافت انجام نشده است.
حدود ۶۰ زن زندانی سیاسی در این بند هستند و از آلودگی گسترده و حضور دائمی جوَندگان و حشرات خبر داده‌اند.
فایل‌های صوتی منتشرشده از بند ۲۰۹ وضعیت را چنین توصیف می‌کُند: «کمبود غذا، گرسنگی دائمی، نبود میوه و فیبر، کثیفی شدید سرویس‌های بهداشتی، نبود دسترسی به پزشک، به‌ویژه متخصص زنان، از مشکلات اصلی زنان است.» بسیاری از زندانیان بیش از ۵۰ روز تنها با ۲۰ دقیقه نور خورشید در هفته زندگی کرده‌اند.
در دسامبر ۲۰۲۲، نرگس محمدی در نامه‌ای از زندان، از آزار و اذیّت و تجاوز سیستماتیک توسط مأموران خبر داد و دسترسی به خدمات پزشکی نیز به‌طور کامل محدود شده است.
۹ زندانی زن، از جمله دو محکوم به اعدام، از ملاقات با خانواده و وکیل محروم شده‌اند.

کودکان در اوین
جمهوری اسلامی کودکان را نیز در اوین زندانی کرده است — کودکانی که در اعتراضات بازداشت شده‌اند و در کنار بزرگسالان، بدون دسترسی به آموزش یا حقوق اوّلیه نگهداری می‌شوند. در اعتراضات ۲۰۲۲ و ژانویه ۲۰۲۶، کودکان نیز بازداشت و به زندان‌های بزرگسالان منتقل شدند. برخی در بند ۲۰۹ در شرایط مُشابه انفرادی نگهداری شدند. این اقدام نقض آشکار تمامی استانداردهای بین‌المللیِ عدالت نوجوانان است.

کُشتار ۱۳۶۱ و ۱۳۶۷ — تاریک‌ترین فصل
هیچ گزارشی از اوین بدون اشاره به کشتار در تابستان های ۱۳۶۱ و ۱۳۶۷ کامل نیست. در تابستان ۶۷، خمینی با صدور فتوائی دستور اعدام گسترده زندانیان سیاسی را داد. طی چند هفته، هزاران زندانی — حتّا کسانی که دوران محکومیّت خود را می‌گذراندند — مخفیانه اعدام و در گورهای جمعی دَفن شدند. اوین یکی از مراکز اصلی این کشتار بود. تعداد دقیق قربانیان هرگز اعلام نشد و بین چند هزار تا بیش از ده هزار نفر تخمین زده می‌شود. گورستان خاوران همچنان محل سوگواری و آزارِ خانواده ها از جانب حکومت می باشد.

آتش‌سوزی مهر ۱۴۰۱
آتش‌سوزی ۱۵ اکتبر ۲۰۲۲ یکی از مهم‌ترین و بحث‌برانگیزترین رویدادها در دوره اعتراضات سراسری بود.
ابتدا صدای تیراندازی شنیده شد و سپس آتش‌سوزی در بخش‌هائی از زندان، به‌ویژه بند ۷ و اَنبار لباس، رُخ داد.
دو روایت متفاوت وجود دارد: روایت رسمی آن را ناشی از درگیری زندانیان و آتش‌سوزی انبار می‌داند، امّا زندانیان از درگیری با نیروهای أمنیتی و استفاده از سِلاح گرم سخن گفته‌اند.
دست‌کم ۸ نفر کشته و ده‌ها نفر زخمی شدند، اما منابعِ مستقل آمارِ بیشتری را مُحتمل می‌دانند. بسیاری دُچار سوختگی و آسیب تنفسی شدند.
پس از حادثه، برخی به بیمارستان منتقل شدند و برخی به زندان‌های دیگر فرستاده شدند، در حالی که دسترسی کامل به درمان محدود بود.

وضعیّت کنونی — در زمان جنگ
جنگ فعلی، اوین را از یک مرکز سرکوب سیستماتیک به یک بحران حاد تبدیل کرده است.
گزارش‌ها از فروپاشی کامل ساختار مُدیریتی زندان حکایت دارد. کارکنان زندان پُست‌های خود را تَرک کرده‌اند و نظارت بر تأمین نیازهای اساسی زندانیان متوقّف شده است. توزیع غذا در برخی بندها کاملن قطع شده و فقط مقدار ناچیزی نان در اختیار زندانی قرارداده می‌شود.
سازمان‌های حقوق بَشری نسبت به بحران انسانی هُشدار داده‌اند. زندانیان در سلول‌های بَسته بدون غذا، آب و مُراقبت رَها شده‌ و فروشگاه زندان نیز تعطیل شده است. برخی زندانیان بدون اطلاع خانواده به مکان‌های نامعلوم منتقل گردیده‌اند.
احمدرضا جلالی، زندانی دوتابعیتی، در تماس کوتاهی گفت که صدای انفجارها را می‌شنوند امّا دَرها بسته است.
گزارش عفو بین‌الملل در مارس ۲۰۲۶ از قطع کارکرد کارت‌های خرید زندانیان و شرایط بهداشتی وخیم خبر داده است.
در جریان جنگ ۱۲ روزه ۲۰۲۵، اوین هدف حمله قرار گرفت و دست‌کم ۸۰ نفر کشته شدند. در حملات اخیر نیز بخشی از دیوار زندان تخریب شد.
نیروهای ضدشورش جایگزین کارکنان زندان شده‌اند و زندانیان در سلول‌ها رَها هستند.

نقض چارچوب‌های قانونی
حبس زندانیان بدون غذا، آب و مراقبت، نقض آشکار حقوق بشر و مصداق رفتار غیرانسانی یا شکنجه است.
ماده ۶ میثاق حقوق مدنی و سیاسی حق حیات را تضمین می‌کُند و ماده ۷ شکنجه را ممنوع می‌داند.
همچنین مقررات داخلی زندان‌ها نیز نقض شده است؛ زیرا تأمین غذا، آب سالم، بهداشت و حضور مأموران الزامی است.

نتیجه‌گیری
زندان اوین إستثنا نیست — این جوهره نظام است. بیش از پنجاه سال است که حاکمان ایران مخالفان خود را از قبیل: روزنامه‌نگاران، کارگران، دانشجویان، زنان، اِتنیک‌ها و هر صدایِ مخالفی را به آنجا می‌فرستند.
امروز، در هَرج‌ومَرج جنگ، این دیوارها به چیزی هولناک‌تر تبدیل شده‌اند: جعبه‌ای بسته که در آن صدها زندانی سیاسی بدون غذا، درمان، ارتباط با خانواده و بدون هیچ حفاظتی در برابر بمباران یا مأموران به حال خود رَها گردیده‌اند.
سکوت درباره اوین نشانه آرامش نیست — پوششی است برای یکی از تاریک‌ترین فصل‌های آن.
ما خواستار آزادی فوری همه زندانیان سیاسی هستیم. ما خواستار تضمین أمنیت آن‌ها می باشیم.
ما خواستار آن هستیم که جهان چشم خود را بر روی این بحران انسانی نَبندد.

نه ملا! نه شاه! نه جنگ!

زن-زندگی-آزادی!

Fediverse Reactions
,