پاسخ به پُرسش های «ماسیژ آگوستین»؛ یک رفیق آنارشیست در لهستان
بیش از یک ماه است که بمبهای آمریکائی و اسرائیلی بر ایران فرود میآیند. غیرنظامیان در حال جان باختن هستند که صدها نفر از آنها کودکاند. بیش از یک میلیون نفر آواره شدهاند. اینترنت از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ قطع شده است. اکنون جنگ در سراسر منطقه گسترش یافته است.
امّا ما میخواهیم چیزی بگوئیم که رسانههایِ دیگر از بازگوکردنِ آن پرهیز می کُنند.
ما برای جمهوری اسلامی سوگواری نمیکنیم. ما در تمام عُمر خود با آن جنگیدهایم. آنها رفقای ما را شکنجه کرده اند. خواهران ما را زندانی کرده اند. مردم ما را به مدّت چهلوهفت سال قتلعام نموده اند.
امّا بمبهای امپراتوری برای آزادی ما نیستند.
ترامپ خودش گفت، او برای دموکراسی نمیجنگد. او برای زنان ایرانی نمیجنگد. او برای منافع استراتژیک آمریکا، برای نابود کردن توانِ موشکی، برای کنترل منطقه میجنگد. واشنگتن برای آزادی بمب نمیاندازد. اینها را از مردم عراق، از مردم افغانستان بپرسید.
در حالی که بمبها از بیرون فرود میآیند، جمهوری اسلامی نیز از درون، جنگ به راه انداخته است. معترضان اعدام میشوند. زندانیان سیاسی در سلولها بدون غذا نگه داشته میشوند. رفقای ما ناپدید شدهاند. رژیم از بازداشتشدگان بهعنوان سِپر انسانی در پایگاههای نظامی استفاده میکند.
مردم ایران میان دو شکل از خشونت گرفتار شدهاند. یکی عمّامه بر سَر دارد، دیگری کُتوشلوار میپوشد.
به کسانی که در خارج از کشور پرچم شاه را تکان میدهند، با صراحت میگوئیم: ما چهلوهفت سال از یک دیکتاتوری جان سالم به دَر نبُردیم که کشورمان را به پسر دیکتاتوریِ دیگر بسپاریم. تاج و عمامه دو رویِ یک سکّهاند. ما هر دو را رَد میکنیم.
آنچه ما میخواهیم ساده است. جامعهای ساختهشده از پایین. بدونِ ارباب، بدونِ مُلّا، بدونِ شاه. کارگران در کنترل محلهای کار همچون جوامع دیگر، خود را سازماندهی و مُدیریت نمایند. همه ی مردم آزاد باشند تا آینده ی خود را خودشان تعیین کنند.
ما در کنار مردم ایران میایستیم، نَه در کنار دولتهای ایالات متحده آمریکا و اسرائیل، نه جمهوری اسلامی، نه تاج.
با مَردم.
نه به جنگ امپریالیستی!
نه ملا! نه شاه!
زن—زندگی—آزادی!
۱) آیا جنبش آنارشیستی در ایران حاشیهای و پراکنده است و بیشتر در شهرهای دانشگاهی متمرکز می باشند؟ دیاسپورا چقدر فعّال است؟
– جنبش آنارشیستی در ایران جوان است. تنها در سالهای اخیر است که آنارشیسم در جغرافیای ایران به یک جنبش واقعی به معنای کامل کلمه تبدیل شده است. همچنین تنها در چند سال گذشته است که برخی کتابهای آنارشیستی بهطور رسمی به فارسی ترجمه شده و مجوّز انتشار در داخل ایران گرفتهاند.
با این حال، این جنبش از لحاظ جغرافیائی گستردهتر از آن چیزی است که ناظرانِ بیرونی انتظار دارند. بر پایه نظرسنجیهائی که در توئیتر و تلگرام انجام دادیم، آنارشیستها در هر ۳۱ اُستان ایران حضور دارند، از شهرهای بسیار کوچک تا شهرهای بسیار بزرگ، در سراسر جغرافیای کشور. این جنبش همهجا هست، حتی اگر همیشه قابل مشاهده نباشد.
به دلیل شرایط سرکوب شدید، جنبش آنارشیستی بهطور فزایندهای بهصورت غیرمُتمرکز عمل کرده است. این غیرمتمرکز بودن ضعف نیست، بلکه یک استراتژی بقاست.
ما تنها سازمان آنارشیستی هستیم که حدود ۱۷ سال فعالیت سازمانیافته ی مُداوم داشتهایم. در ۱۵ اوت ۲۰۰۹ خارج از ایران با نام «صدای آنارشیسم» آغاز کردیم. از ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴ با نام «شبکه آنارشیستی» بازسازماندهی شدیم. از ۲۰۱۳ وبسایت عصرآنارشیسم را اداره کردیم. پس از پیوستن رفقائی از افغانستان در ۲۰۱۵، همه فعالیتها را در قالب جمعیِ عصرآنارشیسم ادغام نمودیم. در ۲۰۱۸ همراه با دو سازمان دیگر آنارشیستی (یکی در ایران و دیگری در افغانستان) اتحادیه آنارشیست های افغانستان و ایران را تأسیس کردیم. در ۲۰۲۰ این اتحادیه بخشی از فدراسیون عصر آنارشیسم شد. در اواسط آوریل ۲۰۲۵ فدراسیون در عمل منحل گردید. ما صفحات آن را بهعنوان آرشیو حفظ کردیم، هم بهعنوان ثبت تاریخ خود و هم برای جلوگیری از استفاده از نام آن در حالی که صفحات غیرفعال بودند. از ۳۰ آوریل ۲۰۲۵ با نام «جبهه آنارشیستی» فعالیت میکنیم، با تمرکز بر جغرافیای ایران، افغانستان و منطقه ی پیرامون.
ما تمایلی به گسترش نیروی سازمانی خود به معنای متعارفِ نهادی نداریم. تمرکُز ما بر کیفیّت و عُمق سازماندهی است، نه گسترش آن.
در مورد دیاسپورا: وضعیت ما برخلافِ بسیاری از نیروهای اپوزیسیون ایرانی است که پایگاه اصلیشان خارج از کشور می باشد. در مورد ما، ریشهها و حضور اصلی در داخل ایران است. خارج از ایران، تعداد آنارشیستها هنوز زیاد نیست.
۲) فدراسیون عصر آنارشیسم و «زنان ۸ مارس» — گروههای رقیب یا شاخههائی از یک درخت ایدئولوژیک اند؟
– همانطور که گفته شد، فدراسیون عصر آنارشیسم دیگر وجود ندارد و در آوریل ۲۰۲۵ منحل شد و بیشترین تعداد همکاران آن اکنون در قالب جبهه آنارشیستی خودسازماندهی شدهاند. جبهه آنارشیستی ساختاری ائتلافی دارد که از گرایشهای مختلف آنارشیستی تشکیل شده است. ما با همه جریانهای آنارشیستی کار میکنیم بهجُز آنهائی که آنارشیسم را با صلحطلبی، ملیگرائی، مذهب یا سرمایهداری ترکیب میکنند.
همکاری ما با آنارشیستهای افغانستان از ۲۰۱۵ آغاز شد. سه گروه (یکی از افغانستان) در ۲۰۱۸ اتحادیه آنارشیست های افغانستان و ایران را تأسیس کردند. اینک رفقای افغانستانی از ابتدا بخشی از جبهه آنارشیستی بودهاند. همچنین رفقائی از چندین جغرافیای دیگر نیز با این جبهه همکاری می کنند.
در مورد «زنان ۸ مارس»: آنها آنارشیست نیستند، بلکه مائوئیست هستند و به حزب کمونیست ایران (م.ل.م) مرتبطاند. ما در مخالفت با جمهوری اسلامی و در برخی زمینههای حقوق زنان اشتراک داریم، امّا آنها نماینده یک سُنت سیاسی اساسَن متفاوت می باشند: سازمانیافته حولِ ساختار حزبی، پیشاهنگگرائی، و ایدئولوژی مارکسیستی-لنینیستی-مائوئیستی. ما آنها را رقیب نمیدانیم اما از یک درختِ ایدئولوژیک هم نیستیم.
۳) وضعیت کدامین جا بَدتر است — ایران یا افغانستان؟ و آیا افغانستان فراموش شده است؟
– هر دو وضعیت فاجعهبارَند، اما اَشکال فاجعه متفاوتاند و بایستی دقیق نامگذاری شوند.
در ایران امروز، مردم حداقل با سه چالش بزرگ همزمان مُواجهاند: فقر شدید، سرکوب گسترده، و یک جنگ ویرانگر. شدّت جنگ در ایران بالا است. بیش از ۱۵۰۰ غیرنظامی از جمله بیش از ۲۰۰ کودک کُشته شدهاند. اینترنت جهانی از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ قطع شده است. مردم همزمان زیرِ بمباران، گلوله و فروپاشی اقتصادی می باشند.
در افغانستان، مردم دستکم با پنج چالش همزمان روبهرو هستند: فقر شدید؛ اخراج گسترده پناهندگان افغانستانی از ایران و پاکستان؛ سرکوب؛ یک درگیری محدود اما مداوم با پاکستان؛ و حذف کاملِ دختران و زنان از آموزش، کار و زندگی عمومی تحت حکومت طالبان. در افغانستان هنوز جنبش آنارشیستی به معنای واقعی وجود ندارد و فقط تعداد کمی افراد آنارشیست در داخل و خارج کشور حضور دارند.
وضعیت افغانستان از آغاز جنگ اوکراین کاملن تغییر کرد و توجّه بینالمللی به طور کامل منحرف گردید. افغانستان وارد وضعیت «فراموششُدگی» شد، رَها شده توسط همان قدرتهای غَربی که شرایط بازگشت طالبان را ایجاد کردند، دیگر بهعنوان خبر استراتژیک مفید نبود، و در رسانههای جهانی نامرئی شد. با وجود فاجعه ی جاری برای ۴۰ میلیون انسان که زیر یکی از تمامیّتخواهترین نظامهای آپارتاید جنسیتی در تاریخ مُدرن زندگی میکنند.
ما این نامرئی شدن را مَردود می دانیم. هر دو وضعیت نیازمند همبستگی هستند. هیچکدام را نمیتوان از نظر انسانی بر دیگری برتری داد. امّا فراموشی افغانستان خود یک عمل سیاسی است و ما از آن نام میبَریم.
۴) جنبش آنارشیستی چگونه به قیام دسامبر–ژانویه واکنش نشان داد؟ آیا رفقای ما مشارکت داشتند؟
– طبیعی است که وقتی مردم در خیابانها اعتراض میکنند، آنارشیستها نیز حضور دارند. وقتی دهها هزار نفر بازداشت میشوند، آنارشیستها نیز ناگزیر در میان بازداشتشدگان هستند. رفقای ما حضور داشتند، سازماندهی کردند، مستندسازی نمودند، و برخی نیز بازداشت شدند.
با این حال، پس از کُشتار دهها هزار نفر، که عُمدتن در ۸ و ۹ ژانویه ۲۰۲۶ متمرکز بود، آنارشیستها و بسیاری از فعالان سیاسی دیگر تصمیم گرفتهاند در اعتراضات خیابانی شرکت نکنند. نه به این دلیل که مبارزه پایان یافته، بلکه به این دلیل که شکل کنونی اعتراض خیابانی این حکومت را سرنگون نمیکند. رژیم نشان داده آماده است دهها هزار نفر دیگر را قتلعام نماید. آنها با صِراحت اعلام کرده اند که هر فردی در اعتراضات شرکت کند ُدشمن تلقّی شده و با گلوله پاسخ خواهد گرفت.
سؤال این نیست که آیا مقاومت کنیم یا نَه، بلکه این است که چگونه بدون تبدیل شدن به هدفی برای کُشتار بیشتر، بهطور مؤثّر مقاومت نمائیم. این پرسش، پاسخ آسانی ندارد. اما سؤال صادقانهای است.
۵) اگر اکثر ایرانیان واقعن خواهان بازگشت شاه باشند چه می گوئید؟
می بایستی درباره آنچه واقعن رُخ داده است، دقیق باشیم.
مردم از ۷ ژانویه ۲۰۲۶ بهطور خودجوش، بدون هیچ فراخوانی از سوی گروههای اُپوزیسیون خارج از کشور وارد خیابانها شدند و برای یازده روز، در خیابان حضور داشتند. سپس سازمانهای کورد در ۱۸ ژانویه فراخوان اعتصاب عمومی دادند. پس از آن، رضا پهلوی در ۱۸ و ۱۹ ژانویه فراخوان مشارکت در اعتراضات را داد.
فراخوان او، پس از یازده روز حضور مُستقل مردم، زمینهساز کُشتار دهها هزار نفر در آن دو روز شد. این زمانبندی تصادفی نیست. سلطنتطلبان تلاش کردند بر موجی سوار شوند که کاملن خودسازمانیافته و مستقل بود.
مطابق نظرسنجیها، حامیان سلطنت حدود ۱۷ درصد جمعیت هستند. هرچند این عددی ناچیز نیست، امّا در اکثریت نبوده و نماینده همه مردم ایران هم نمی باشند. ائتلافها و کُنگرههای متنوّعی شکل گرفتهاند. در مقابل، تجمُعات مرتبط با پهلوی فقط شامل حامیان اوست. او نماینده سلطنتطلبان است، نَه مردم ایران.
۶) آیا با توجّه به تهدیدِ حمله، اعتراضات غیر میهنپرستانه بودند؟ آیا تحریمها آنان را تحریک به راه اُفتادن کرده بود؟
– جمهوری اسلامی در سال ۱۹۷۹ به قدرت رسید. کمتر از یک ماه بعد (۸ مارس، روز جهانی زنان)، اعتراضات گسترده زنان علیه حجاب اِجباری آغاز شد. در همان سال، جنبش کوردستان با نیروی نظامی سرکوب گردید. در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۸۸، هزاران نفر در زندانها اعدام شدند. در دهه ۱۹۹۰، شاهد اعتراضات شهری در دَهها شهر بودیم که همگی سرکوب شدند. جنبش دانشجوئی در سال ۱۹۹۹ و سپس ۲۰۰۹ جنبش سبز سرکوب شدند.
از سال ۲۰۱۷، ۲۰۱۸، ۲۰۱۹، ۲۰۲۰، ۲۰۲۲ و ۲۰۲۵ چهل و هفت سال است که مردم بارها و بارها به خیابانها آمدهاند: برای آزادی، علیه سرکوب، علیه تقلُب انتخاباتی، علیه افزایش قیمتها، علیه بحران آب ناشی از مافیای سَدسازیِ سپاه پاسداران که رودخانهها را برای خدمت به صنایع غیرنظامی و نظامیِ پُرمصرفِ آب منحرف میکند، و علیه قتل مهسا ژینا امینی.
جمهوری اسلامی ثروت مردم ایران را چپاوُل کرده است. دهها مقام با میلیاردها دُلار از کشور خارج شدهاند. بقیه در گروههای نیابتی در منطقه، در دهها شهر موشکی زیرزمینی، و در انرژی هستهای سرمایهگذاری شده است. آنها محیط زیست ایران را نابود کردند. آنها مردم را در فقر رَها نمودند.
اعتراضات ژانویه ۲۰۲۶ به این دلیل آغاز شد که قیمت دلار در مدت کوتاهی به طرز فاجعهباری افزایش یافت و خرید همه کالاها را غیرممکن ساخت.
مردم به دلیل فشارهای غیرقابل تحمّل زندگی روزمرّه، فقر، افزایش قیمتها و فقدان آزادی به خیابانها آمدند. آنها از حکومت دینی حاکم بر ایران فراتر رفته بودند. غیرمیهنپرستانه خواندن این اقدام، پاک کردن چهل و هفت سال مقاومت مستقل ایرانیان و تقلیل آن به یک پروژه خارجی است. ما این پاک کردن را کاملن رَد مینمائیم.
۷) در مورد آمار مورد مناقشه کشتهشدگان اعتراضات ژانویه؟
– دهها هزار نفر کُشته شدند. هیچکس نمیتواند رَقم دقیقی ارائه دهد و این غیرممکن بودن، خود محصول سیاست عمدیِ دولت می باشد.
آنچه اتفاق افتاده واضح است: افراد غیرمُسلّح در خیابانها با مسلسلهای سنگین، تکتیراندازها و هزاران نیروی أمنیتی مسلّح با سِلاحهای نظامی مورد اصابت گلوله قرار گرفتند. همه افراد حاضر در خیابانها کُشته شدند، از جمله افرادی که در اعتراضات شرکت نداشتند بلکه صِرفن به گذراندن زندگی روزمره خود مشغول بودند.
موضع ما این است: دستکم آمار تأیید شده را ارائه دهید و إذعان کنید که اعداد واقعی به طور قابل توجّهی بیشتر است. نَه کماهمیّت جلوه دادن آمار رژیم و نه آمار اغراقآمیز ، قابل تأیید نبوده، و مَردود می باشند. حقیقت، هرچند جزئی، قدرتمندتر از یک رقم مناسب است، حتی رقمی که به نظر میرسد در خدمت آرمانِ ما باشد. چیزی که مورد بحث نیست این است که این مقیاس، فاجعهبار و عَمدی بوده است.
۸) در مورد اینکه جنگ به عنوان یک «جنگ رهائیبخش» مطرح میشود؟
– چیزی به عنوان جنگ رهائیبخش توسط دولتها وجود ندارد. جنگ شامل نابودی مردم، محیط زیست و تمدّن بَشری است.
اما در طول قرن گذشته، دولتهای سرکوبگر، تمامیّتخواه و فاشیست گاهی اوقات در نتیجه جنگهای خارجی سرنگون شدهاند، زیرا دولتها نه تنها با مردم خود میجنگند؛ بلکه با یکدیگر نیز برای منافع ملی، منافع ایدئولوژیک یا منافع أمنیتیِ خود درگیر می شوند.
این جنگ، جنگ ما نیست. این جنگ بین دولتها است. ایالات متحده آمریکا و اسرائیل منافع استراتژیک خود را دُنبال میکنند: از بین بُردن قابلیّتهای موشکی ایران، قابلیتهای دریائی آن، برنامه هستهای و توانائی آن برای به چالش کشیدن سُلطه آمریکا و اسرائیل در منطقه. هیچ یک از این اهداف شامل آزادی مردم ایران نمیشود. بمبها این را ثابت میکنند: بیش از ۱۵۰۰ غیرنظامی کُشته، صدها کودک، مدارس ویران شده، و مراکز درمانی مورد اصابت قرار گرفتهاند.
ما هم با جمهوری اسلامی و هم با این جنگ مخالفیم. هر دو موضع با یک اصل سازگار هستند: ما در کنار مردم ایستادهایم، نَه در کنار دولتها.
۹) چگونه در شرایط قطع اینترنت هماهنگ میشویم؟
– در شرایط قطعی کامل اینترنت، همراه با سرکوب و دستگیریهای گسترده، بمبهائی که جغرافیای ایران را ویران میکنند، بیکاری و افزایش سرسامآور قیمتها، مُسلّمن کار چندانی نمیتوان انجام داد.
در چنین شرایطی، هیچکس نمیتواند وضعیت زندانیان سیاسی را رَصد کند. ارتباط بین گروههای مقاومت مردمی قطع میشود. مردم در مناطقی که قرار است مورد حمله قرار گیرند، اغلب بیاطلاع میمانند و نمیتوانند به یکدیگر هُشدار دهند یا کومک متقابل ارائه دهند. ارتباط بین ایرانیان خارج از کشور و خانوادههایشان در داخل کشور قطع شده است، میلیونها ایرانی در خارج از کشور هیچ اطلاعی از عزیزان خود ندارند. ما نمیتوانیم آگاهی های أمنیتی را به مردم داخل کشور ارائه دهیم تا به آنها در به حداقل رساندن آسیبها در طول جنگ یاری رسان باشیم. ترکیب جنگ، قطعی برق، سرکوب و فروپاشی اقتصادی، شرایطی از بحرانهای همزمان متعدّد ایجاد کرده است که هرگونه واکنش سازمانیافته را تحتُ الشُعاع قرار میدهد.
ما هر کاری از دستمان بربیاید انجام میدهیم. ما مستندسازی میکنیم. وقتی اتصال اجازه میدهد، ارتباط برقرار مینمائیم. ما حضور خود را حفظ میکنیم. اما وانمود نمیکنیم که این شرایط به طور جدّی آنچه را که ممکن است محدود نمیکُند.
۱۰) درباره ناپدید شدن سهیل عربی؟
– بسیاری از زندانیان سیاسی سابق در دوره کنونی بدون هیچ دلیلی بازداشت شدهاند. سُهیل عربی، آنارکو-سندیکالیست و آتئیست، ناپدید شده است. به دلیل قطع اینترنت، ما نمیدانیم که او در کدام زندان، در کدام سلول انفرادی، و تحت چه نوع شکنجهای در حال حاضر قرار دارد، مگر اینکه به بندِ عمومی منتقل شده باشد.
افشین حیرتیان، از خانوادهای بهايی، اما آتئیست، زندانی سیاسی سابق و آنارشیست، پیش از آغاز اعتراضات بازداشت شد و همچنان در زندان است. حتی به طور موقت نیز اجازه آزادی با وثیقه به او داده نشده است.
ما نامهایشان را میگوییم. ما وضعیتشان را در خاطر نگه میداریم. در شرایط کنونیِِ قطع اینترنت و جنگ، نمیتوانیم جزئیات را تأیید کنیم. همین عدم قطعیّت خود نوعی شکنجه است، هم برای آنها و هم برای کسانی که به آنها اهمیّت میدهند.
۱۱) دیگرانی که از شما میخواهیم به یاد داشته باشید؟
– در جریان خیزش ۲۰۲۲ زن-زندگی-آزادی (ژن-ژیان-ئازادی)، بیش از ۱۰۰٬۰۰۰ نفر بازداشت شدند و برای ۹۰٬۰۰۰ نفر از آنان پرونده قضائی تشکیل شد. در جریان اعتراضات ۲۰۲۵–۲۰۲۶، دستکم ۵۰٬۰۰۰ نفر بازداشت شدهاند، از جمله صدها کودک که بیشتر آنها همچنان در زندان هستند یا در مَعرض خطر اعدام قرار دارند.
تعداد افرادی که هماکنون در برابر خطر اعدام قرار دارند بسیار زیاد است. و هر روز دهها نفر دیگر بازداشت میشوند. فهرست نامها آنقدر طولانی است که نمیتوان آن را کامل کرد. هر نام یک زندگی است. هر زندگی اهمیّت دارد. ما از رفقای بینالمللی میخواهیم که فشار را ادامه دهند: مستندسازی کنید، مطالبهگری نمائید، بازتاب دهید. اجازه ندهید قطعی اینترنت به دیواری از فراموشی تبدیل گردد.
۱۲) درباره اقلیتها — جداییطلبی، خودمختاری، مدل روژاوا یا چیز دیگر؟
– ما، بهعنوان آنارشیستها، با هر شکل از دولت مخالفیم و از جوامع اِتنیکی بدون دولت پشتیبانی مینمائیم و از حقّ تعیین سرنوشت مردمی و خودسازماندهی دفاع میکنیم. مُدل روژاوا میتواند بسیار آموزنده باشد و جایگزین خوبی برای دولتمحوری ارائه میدهد: اُفقی، فدرال، جامعه چند اتنیکی، با قدرت واقعی در دستِ خودشان.
اما مردمانی که در ایران زندگی میکنند، با زبانها، فرهنگها و مطالبات خاص خود، کسانی هستند که تصمیمات خود را خواهند گرفت. این جایِ ما نیست که برای آنها تصمیم بگیریم یا راهحل تجویز کنیم. ما به تصمیمات آنها احترام میگذاریم.
آنچه میدانیم این است: جامعه متنوّع ایران نمیتواند مطالبات خود را تحت یک دولت متمرکز، تمرکُزگرا و فاشیستی که بر یک زبان واحد، استبداد فردی و انکار هویّتهای متنوع انسانی اِصرار دارد، محقق نماید. چنین دولتهائی نمیتوانند نیازهای یک جامعه واقعن چندگانه را برآورده سازند.
ما به آزادی باور داریم. برای هیچکس راهحل تجویز نمیکنیم. ما از تصمیمات آنها حمایت میکنیم، حتی در حالی که همچنان با هر شکل از دولت مخالفت میکنیم و برای حذف دولتها، مرزها و اقتدارگرایی تلاش میکنیم.
۱۳) درباره اوکراین و تهاجم روسیه؟
– امپریالیسم روسیّه به دُنبال بازسازی امپراتوری از دسترفته خود است؛ درگیر کشورگشائی، اِشغال و تصرّف سرزمینهاست و جنگی ویرانگر را آغاز کرده است.
از آنجا که ما اساسَن با جنگهای میان دولتها و جنگهای امپریالیستی (جنگهائی که زندگی مردم، محیط زیست و زندگی کودکان را نابود میکنند) مخالفیم، این جنگ را محکوم مینمائیم، همانگونه که جنگ ایالات متحده آمریکا، اسرائیل و ایران را محکوم میکنیم. موضع ما ثابت است: ما با همه جنگهای دولتی بدون اِستثنا مخالفیم. نابودی جانِ انسانها و جهان طبیعی با هیچ پرچم یا ایدئولوژی دولتی توجیهپذیر نیست.
۱۴) مُعضل اخلاقی: اگر نیروهای زمینی آمریکا حمله کنند، آیا آنارشیستهای ایرانی باید از کشور خود دفاع کنند یا بیطرف بمانند؟
– جنگ میان ایران، اسرائیل و آمریکا، جنگ مردمِ ما نیست. جنگهای دولتی اساسن هیچ ارتباطی با مردم ندارند. دولتها با یکدیگر میجنگند و در نهایت صُلح میکنند، و در این میان تنها زندگی انسانها، حیوانات، کودکان و محیط زیست نابود میشود.
ما برای دولتها نمیجنگیم. ما تحت هیچ شرایطی در کنار جمهوری اسلامی نمیجنگیم. رژیمی که چهلوهفت سال رفقای ما را کُشته است، صِرفن به این دلیل که یک قدرت خارجی به آن حمله میکند، مُتحدِ ما نمیشود.
آنچه ما از آن دفاع میکنیم، جوامعمان، مردممان و زندگیمان است، نَه دولت، نه پرچم آن و نه منافع نظامیاش. این تمایُز اهمیّت دارد. و در شرایطی که اِشغال زمینی به معنای کنترل زندگی مردم عادی ایران توسط یک قدرت خارجی باشد، ما از جوامع خود از طریق هر ابزار اُفقی و مردمیِِ در دسترس دفاع خواهیم کرد، نه بهعنوان سربازان هیچ دولتی، بلکه بهعنوان انسانهائی که از انسانها دفاع میکنند.
۱۵) رفقای غَربی هنگام فکر کردن به ایران چه چیزی را باید همیشه به یاد داشته باشند؟
– ما آنارشیستها همواره در کنار مردمان جهان ایستادهایم. ما بدون إستثنا با همه دولتهای جهان مخالفیم. زندگی و موجودیّت مردم در هیچ جغرافیائی اَرزشمندتر از زندگی و موجودیت مردم در جغرافیای دیگر نیست.
ما میان دولتها هیچ تفاوتی قائل نمیشویم. ما بدون اِستثنا با جنگهای دولتی مخالفیم،
اما بیش از همه این را به یاد داشته باشید: مردم ایران زیر بمباران آمریکا و اسرائیل هستند. آنها زیر گلولهی مُسلسلهای سنگین جمهوری اسلامی قرار دارند. آنها در زندانهای جمهوری اسلامیاند. و همزمان از فقر، گرسنگی، بیکاری و قطع کامل اینترنت که دُشواریهای عظیم بیشتری که برای همه ایجاد کرده، رَنج میبَرند.
آنها همه این بارها را همزمان بر دوش میکشند. نَه فقط یکی. همه آنها؛ بهطور همزمان.
همبستگی یعنی این را در ذِهن نگه داشتن: نَه یک روایت سادهشده درباره رهائی یا تغییرِ رژیم، بلکه تمامِ وزن آنچه مردم عادی در ایران همین اکنون تجربه میکنند.
جبهه آنارشیستی / مارس ۲۰۲۶

