جنگِ قدرت‌ها، هرگز رهایی‌بخش نیست!

جنگِ قدرت‌ها، هرگز رهایی‌بخش نیست

ستمگران و امپراتوری‌ها، به یک اندازه، دستشان به خونِ بی دفاعان آلوده است!

در جنگ میان سلطه‌گران مرتجع و امپریالیسم جهانی، که با نام‌های فریبنده‌ای چون «مداخله‌ی بشردوستانه» توجیه می‌شود، یک واقعیت تأسف‌بار هر روز خود را نشان می‌دهد: بیشترین رنج و هزینه را مردم عادی و بی‌دفاع متحمل می شوند.

پیش از این جنگ نیز، برای دهه‌ها مردم ایران زیر سلطه‌ی فاشیسم مذهبی و ملی‌گرایانه زیسته‌اند؛ از کشتار و زندانی‌کردن مخالفان سیاسی، تا سرکوب‌های عقیدتی، جنسیتی، تبعیض‌های اتنیکی، آسمیله ی فرهنگی و فشار اقتصادی ناشی از تحریم‌ها. ده‌ها خیزش و اعتراض، از خیابان‌های شهرها تا کوهستان‌های کوردستان، با گلوله و شکنجه پاسخ داده شد.

امروز، بمباران زیرساخت‌ها و مناطق مسکونی، در کنار تشدید سرکوب داخلی، این وضعیت را به مرزهای تازه‌ای از خشونت رسانده است. این واقعیت تلخ را نمی‌توان نادیده گرفت: هر شکل از مداخله‌ی نظامی قدرت‌ها، حتی اگر با شعار «نجات» آراسته شود، در عمل زندگی انسان‌هایی را نابود می‌کند که نه در قدرت‌اند و نه در تصمیم‌گیری نقشی دارند.

روایت‌های رسمی را متوقف کنید، سؤال واقعی را بپرسید: چه کسی از این کشتار سود می‌برد؟

در چنین شرایطی، برخی از سر نفرت نسبت به یک رژیم یا برای انتقام از قدرتی دیگر، بمباران ابرقدرت‌ها را قابل حمایت یا حتی ستایش می‌دانند؛ اما در هر دو سوی این جنگ، این غیرنظامیان هستند که کشته می‌شوند. در حالی‌که خود قدرت‌های امپریالیستی نیز بارها نشان داده‌اند که هدفشان نه آزادی مردم، بلکه منافع اقتصادی و تثبیت موقعیت ژئوپلیتیکی است.

در اینجا می‌توان به هشدار فردریش نیچه اشاره کرد:

«آن‌که با هیولاها می‌جنگد، باید مراقب باشد که خود به هیولا تبدیل نشود؛ و اگر مدت زیادی به درون پرتگاه خیره شود، پرتگاه نیز به او خیره خواهد شد.»

وقتی خشونت، حتی علیه یک قدرت سرکوبگر، بدون توجه به پیامدهای مرگبار انسانی توجیه می‌شود، مرز میان رهایی و سلطه از میان می‌رود.

ما، به‌عنوان آنارشیست‌های این جغرافیا، هرگونه جنگ‌افروزی دولتی را رد می‌کنیم. دولت‌های اقتدارگرا، در هر شکل و با هر بهانه‌ای، همان زندگی‌هایی را تهدید می‌کنند که ادعای حفاظت از آن‌ها را دارند. ما در تقابل با منطقی هستیم که جان انسان‌ها را به ابزار قدرت تبدیل می‌کند.

آنچه قابل دفاع است، نه جنگ‌های دولت‌محور و نه پروژه‌های امپریالیستی، بلکه خودسازماندهی همه‌جانبه‌ی جامعه توسط مردم است؛ همبستگی افقی، سازمان‌یابی داوطلبانه، و مقاومت جمعی در برابر هر شکل از سلطه.

در جغرافیای چند اتنیکی ایران، این مسیر تنها زمانی می‌تواند مؤثر باشد که ناسیونالیسم افراطی و فاشیسم درهم شکسته شوند، نه آن‌که خانه‌ها، منابع حیاتی و زیرساخت‌ها نابود شوند. باید شبکه‌های همبستگی میان جوامع شکل گیرد، تا سرمایه‌داری نتواند بار دیگر «ملی‌گرایی» را به ابزاری برای بازتولید سرکوب تبدیل کند.

هیچ جنگی که بر پایه‌ی منافع قدرت‌های امپریالیستی یا ساختارهای اقتدارگرا بنا شده باشد، رهایی‌بخش نیست.

رهایی، از مسیر همبستگی انسانی، خودسازماندهی اجتماعی، و رد هر شکل از سلطه می‌گذرد.

نه به جنگ دولت‌ها؛ آری به مبارزه‌ی طبقاتی!

تا همه آزاد نباشند، هیچ‌کس آزاد نیست!

نه ملا، نه شاه

زن، زندگی، آزادی!

Fediverse Reactions