زنان افغانستانی؛ قربانیان خاموشِ مسیری که بسته شد

زنان افغانستانی؛ قربانیان خاموشِ مسیری که بسته شد

نویسنده : ا.ب

مطلب دریافتی

در میان هیاهوی جنگ، همیشه گروه‌هایی هستند که بی‌صدا و دور از توجه، آسیب‌های عمیقی می‌بینند.

زنانی که نه در خط مقدم‌اند و نه در اتاق‌های تصمیم‌گیری، اما زندگی‌شان عمیقاً تحت تأثیر تصمیم‌هایی قرار می‌گیرد که هیچ نقشی در آن نداشته‌اند. زنان افغانستانی، یکی از همین گروه‌ها هستند؛ قربانیان خاموش وضعیتی که نه‌فقط آینده، بلکه مسیر رسیدن به آینده را نیز از آن‌ها گرفته است.

موضوع صرفاً محدودیت‌های کلی نیست؛ مسئله، زنجیره‌ای از موانع است که به‌طرزی بی‌رحمانه به هم متصل شده‌اند و در نهایت، یک گروه مشخص را هدف گرفته‌اند:

زنانی که می‌خواهند تحصیل کنند.

پیش از آغاز جنگ، بسیاری از افغانستانی‌هایی که قصد ادامه تحصیل در اروپا را داشتند، از مسیرهای مختلفی استفاده می‌کردند: پروازهای مستقیم (در موارد محدود)، پروازهای ترانزیت از ایران به کشورهای حوزه خلیج فارس و سپس به اروپا، یا دریافت ویزای الکترونیک ترکیه و سفر از ایران به ترکیه و از آنجا به مقصد نهایی. این مسیرها، امکان دسترسی به فرصت‌های آموزشی را فراهم می‌کردند.

اما با آغاز جنگ و تغییرات امنیتی و سیاسی در منطقه و توقف پروازها، همین مسیرهای محدود نیز یکی‌یکی بسته شدند. اکنون حتی افغانستانی‌هایی که ویزای معتبر اروپا را دارند و موفق به دریافت ویزای الکترونیک ترکیه شده‌اند، اجازه ورود زمینی به خاک ترکیه را پیدا نمی‌کنند، در حالی که در ویزای آن‌ها محدودیتی درباره نوع ورود (زمینی یا هوایی) ذکر نشده است.

در ظاهر، این فقط یک محدودیت جدید در رفت‌وآمد است؛ اما در واقع،

برای زنان افغانستانی به معنای یک بن‌بست کامل است.

تنها گزینه باقی‌مانده، بازگشت به افغانستان و خروج از آنجا از طریق پرواز است. اما اینجاست که مسئله به شکل دردناک‌تری پیچیده می‌شود. قوانین حاکم در افغانستان، به‌ویژه تحت حاکمیت طالبان، محدودیت‌های شدیدی بر رفت‌وآمد زنان اعمال می‌کند. زنان برای ورود به کشور باید با «محرم» همراه باشند و برای بسیاری، چنین همراهی وجود ندارد؛ نه همسر، نه پدر و نه برادری که بتواند این نقش را ایفا کند.

حتی برای آن دسته از زنانی که با محرم وارد افغانستان شده‌اند، مانع بعدی در انتظار است: خروج. طالبان، با استناد به ممنوعیت تحصیل زنان، از خروج آن‌ها با ویزای تحصیلی جلوگیری می‌کند. به این ترتیب، زنی که تمام مراحل پذیرش دانشگاهی را طی کرده، ویزا گرفته و شاید سال‌ها برای این فرصت تلاش کرده، ناگهان در میانه راه متوقف می‌شود، نه به دلیل نقص در مدارک، بلکه صرفاً به دلیل جنسیتش.

این یک بحران پنهان است. نه آمار دقیقی از تعداد این زنان منتشر می‌شود و نه صدای آن‌ها به‌راحتی به رسانه‌ها می‌رسد. اما واقعیت این است که تعداد نامعلومی از زنان افغانستانی، امروز با ویزاهای معتبر اروپایی در دست، پشت درهای بسته مانده‌اند؛ بدون امکان خروج و بدون چشم‌اندازی روشن.

آنچه این وضعیت را تلخ‌تر می‌کند، این است که این زنان دقیقاً در مسیری قرار داشتند که می‌توانست آینده‌ای متفاوت برایشان رقم بزند. تحصیل در دانشگاه‌های سراسر جهان، برای بسیاری از آن‌ها نه‌فقط یک انتخاب، بلکه تنها راه رهایی از محدودیت‌های ساختاری بوده است و حالا، همان مسیر نیز از آن‌ها گرفته شده.

این داستان، فقط درباره مهاجرت یا ویزا نیست.

این، درباره حق انتخاب است.

درباره حق حرکت.

و مهم‌تر از همه، درباره حق آموزش.

Fediverse Reactions
,