بیانیه «جبهه آنارشیستی» در رابطه با اوّل ماه مِه؛ روزجهانی طبقه کارگر

بیانیه «جبهه آنارشیستی» در رابطه با اوّل ماه مِه؛ روزجهانی طبقه کارگر

اوّل ماه مِه، نَه صِرفن یک یادبود تاریخی، بلکه یادآور سُنّتی زنده از مبارزه‌ی طبقاتی، همبستگی جهانی، بازاندیشی در باب ماهیّت کار و تلاش برای رَهائی از اقتدار و سُلطه‌ی سیستم سرمایه داری و هر گونه دولت و پارلمان است. برای کارگران، این روز فرصتی برای بازاندیشی در مورد اَشکال سازماندهی، قدرت جمعی و اُفق‌های بَدیلی فراتر از « نظم موجود» می باشد.

اول ماه مه، بیش از آن‌که یک مناسبت نمادین باشد، بازتاب زندگی روزمرّه‌ی میلیون‌ها کارگری است که زیر فشار تورّم، ناأمنیِ شغلی و محدودیّت‌های تشکُل‌یابی نفس می‌کشند. مسئله صرفن «بهبود دستمزد» نیست؛ بلکه پُرسش اصلی این است که چه‌کسی درباره‌ی کار، تولید و زندگی تصمیم می‌گیرد؟

جهان امروز شاهد تلاقی بحران‌های دائمی و متعدّد از جمله کمبود آزادی، برابری،عدالت، ‌ثباتِ شغلی، و تخریب محیط زیست، جَنگ‌ها، اقتدارگرائی و سلطه طلبی های فزاینده می باشد.

سرمایه‌داری معاصر، با ِاتّکا به مالی‌سازی، پلتفرمی‌شدنِ کار و زنجیره‌های تأمین جهانی، شکل‌های تازه‌ای از اِستثمار را تثبیت کرده است. «کار» بیش از پیش تکّه‌تکّه، موقتی و بی‌ثبات شده و در عین حال، کُنترل و نظارت بر کارگران شدّت یافته است.

در چنین شرایطی، اتحادیه‌های کارگریِ بوروکراتیک همراه با نهادهای سِلسله مراتبی و نمایندگی، اغلب ناتوان از پاسخ‌گوئی به منافع و نیازهای واقعی طبقه ی کارگر می باشند. بسیاری از این نهادها یا در سازوکارهای دولتی-سرمایه‌دارانه ادغام شده‌اند یا به چانه‌زنی‌های محدود در چارچوب نظم موجود بَسنده می‌کنند.

آنارشیسم بر این باور است که رهائی کارگران از یوغِ سیستم سرمایه داری نَه از راهِ نمایندگی پارلمانی، بلکه از مسیر خودسازمان‌یابی اُفقی و دموکراسی مستقیم ممکن می باشد. شوراها، مجامع عمومی و اتحادیه‌های مستقل، زمانی می‌توانند نیروئی واقعی باشند که از پائینترین سطح جامعه شکل بگیرند، پاسخ‌گو باشند و از هرگونه سلسله‌مراتب و بوروکراسی خود را به دور نگهدارند.

در دهه‌های اخیر، جهانی‌سازیِ سرمایه به‌همراه خصوصی‌سازی، مقرّرات‌زدائی و انعطاف‌پذیری بازار کار، به تشدید ناأمنی شغلی و تضعیف تشکل‌های کارگری انجامیده است. کارِ موقت، پلتفُرمی و غیررسمی به هنجار تبدیل شده و شکاف طبقاتی در بسیاری از کشورها عمیق‌تر شده است. و این رَوَندها نه «انحراف»، بلکه کارکردِ طبیعی سیستمی هستند که سودِ هر چه بیشتر را بر زندگی و رفاهِ همگانی ترجیح می‌دهند.

برخلاف روایت‌های اصلاح‌طلبانه که دولت را ابزار تنظیم‌گر و حامی کارگران می‌دانند، آنارشیسم دولت را نهادی می‌بیند که در نهایت حافظ نظم سرمایه‌دارانه است، حتّا زمانی که با زبانِ رفاه سخن می‌گوید. قوانین کار، حدّاقل دستمزد و بیمه‌ها، هرچند در کوتاه‌مدت می‌توانند رَنج را کاهش دهند، امّا اغلب در چارچوبی عمل می‌کُنند که خودِ نابرابری را بازتولید می‌کُند.

در ایران؛ کارگران با ترکیبی از بحران‌های ساختاری و سرکوب سیاسی، تورّم مُزمن، دستمزدهای زیر خط فقر، خصوصی‌سازی‌های رانتی، ناأمنی شغلی و محدودیت‌های شدید بر تشکُل‌یابی آزاد و مستقل مُواجه‌ هستند. و هرگونه تلاش برای ایجاد اتحادیه‌های سندیکالیستی یا برگزاری اعتصاب، با فشارهای أمنیتی و قضائی و سرکوب شدید و بیرحمانه روبه‌رو می‌شود.

با این حال، در سال‌های اخیر، اشکال متنوّعی از مقاومت های کارگری از قبیل اعتصابات کارگران صنعتی، اعتراضات رانندگان، پرستاران، آموزگاران، بازنشستگان، و شکل‌گیری شبکه‌های همبستگی و همیاری متقابل در میان جنبش های کارگران، زنان، جوامع اِتنیکی، زیست‌محیطی، دانشجویان، افراد «اچ بی تی کیو آی آ+» و … شکل گرفته است که در ادامه می‌توانند دورنمایِ مبارزات را گسترش دهند. این جُنبش‌ها، گرچه پراکنده و تحتِ فشارند، امّا نشان می‌دهند که به تدریج امکان‌های خودسازمان‌یابی و خودمُدیریتی از میان شکاف‌های نظم سرکوبگرِ موجود سر بَرمی‌آورند.

اعتصاب ها — به‌ویژه اعتصاب عمومی — در این سُنت، نه صرفن ابزاری برای مطالبه‌گری، بلکه تمرینی برای خودگردانی اجتماعی است. کارگران در جریان مبارزه، ظرفیت‌های اداره‌ی جمعی تولید و بازتولید زندگی را می‌آموزند؛ ظرفیّت ای که می‌تواند بُنیان نظمی نوین و آزادی مَنِش (لیبرتاریین) را پی‌ریزی نماید.

تجربه‌های پراکنده‌ی شوراهای کارگری، تعاونی‌های خودگردان، و همیاری‌های محلی در نقاط مختلفِ جهان از جمله ایران نشان می‌دهد که امکان‌های واقعی برای سازمان‌دهی افقی، حتا در شرایط دُشوار نیز وجود دارد.

گسترش قراردادهای موقت و شرکت‌های پیمانکاری، کارگران را در موقعیتی قرار داده که عملن از أمنیت شغلی و قدرت چانه‌زنی محروم‌اند. در بخش‌هائی مانند پتروشیمی، راه‌سازی و خدمات شهری، کارگران پیمانکاری با تأخیر در پرداخت دستمُزد، ساعات کار طولانی و نبودِ پوشش‌های حمایتی مواجه‌اند. این اُلگو نه یک نقص، بلکه نوعی ابزار کنترل و تضعیف سازمان‌یابی است.

نمونه‌هائی مانند مجتمع نیشکر هفت‌تپّه و برخی واحدهای صنعتی واگذارشده نشان داده‌اند که خصوصی‌سازی در عمل به کاهش دستمزد، تعویق حقوق و اُفت تولید می اَنجامند. در واکنش، کارگرانِ این واحدها بارها دست به تجمّع، اعتصاب و حتا طرح ایده‌هائی درباره‌ی «مدیریت شورائی» در جهت تلاش برای بازپس‌گیری کنترل از مدیریت‌های ناکارآمد یا رانتی زده‌اند.

ما اینک در بسیاری از زمینه‌ها در لحظه‌ای حسّاس از تاریخ سیاسی-اجتماعی قرار داریم، اما مبارزه طبقاتی زحمتکشان و سرمایه داران همچون گذشته همواره در جریان بوده است. بر این مبنا بزرگداشت اول ماه مه، زمانی معنا می‌یابد که به کُنش گسترده جمعی از طریق برگزاری مجامع عمومی، طرح مطالبات مشترک، ایجاد صندوق‌های همیاری، و تقویت شبکه‌های افقی گره بخورد.

در این زمینه، رویکردِ آنارشیستی-سندیکالیستی به‌جای تکیه بر دولت، پارلمان، احزاب سیاسی یا نُخبگان، بر خودسازمان‌دهیِ مستقیم کارگران تأکید دارد:

– شوراهای محل کار و محل زیست به‌عنوان واحدهای تصمیم‌گیری افقی،

– کنترل کارگری بر تولید به‌جای مدیریت بوروکراتیک یا مالکیّت دولتی-خصوصی،

– شبکه‌های همیاریِ اشتراکی-تعاونی برای کاهش وابستگی به بازار و دولت،

– اعتصاب و کُنش اجتماعی مستقیم به‌عنوان ابزارهای فشار از پائین توسط فرودستان.

در این چارچوب، هدف نَه صرفن «اصلاح» شرایط کار، بلکه دگرگونی روابط اجتماعیِ تولید و قدرت می باشد. زیرا رهائی کارگران، نه از مسیر وعده‌های دولت و پارلمان، بلکه از دلِ خودسازمان‌دهی افقی (بدون هر گونه سلسله مراتب) و بازپس‌گیری اختیارِ زندگی ممکن می‌شود.

اول ماه مه در ایران، همچنین یادآور این واقعیّت است که کارگران نه‌تنها با بحران معیشت، بلکه با محدودیت در تعیین سرنوشتِ شغلیِ خود مواجه‌اند. با این حال، از دلِ اعتصاب‌ها، شبکه‌های غیررسمی و تجربه‌های همیاری، نشانه‌هائی از امکانِ سازمان‌دهی افقی و خودگردانی دیده می‌شود.  امّا پرسش پیشِ رو همواره این است: چگونه می‌توان این تجربه‌ها را از سطح واکنش‌های مقطعی و محدود، به ساختارهائی گسترده و پایدار برای مدیریت جمعی کار و زندگی تبدیل نمود؟

پایدار باد همبستگی جهانی کارگران!
زنده باد آنارشیسم!

نه ملا! نه شاه! نه جنگ!

زن-زندگی-آزادی!

جبهه آنارشیستی /  مه ۲۰۲۶

Fediverse Reactions