افسانه تاب آوری و مردم ایران

خشونت، شایعه و نقش پذیری قربانی

نویسنده: راوی

تاب آوری وضعیتی اجتماعی و روان شناختی است که در یکی از تعاریف اش به میزان انعطاف پذیری برای حفظ امکان کاهش اسیب و رشد جسمانی و روانی در شرایط سخت اطلاق میشود.تاب آوری با شبکه ی روابط انسانی و خلاقیت ارتباط نزدیکی دارد. و در بطن خود صاحب شاخص هایی است.
گل دوزی کردن زنان روس در گولاگ و تلاش خلاقانه زندانیان بیرکناو برای زنده ماندن در اساس خودشان تاب آوری را عرضه میکنند‌.
اما این تاب آور بودن،که به عقیده من هنر حفظ عاملیت در شرایط سخت است.نباید و لازم نیست که به ارزشی تام و تمام تبدیل شود.
مرز باریکی بین ستایش تاب آوری و ستایش تحمل کردن رنج بدون دم زدن در جامعه وجود دارد.
در بسیاری از مواقع چیزی که در ایران به ما عرضه میشود،اجبار به تحمل کردن است.
این اجبار به رنج کشیدن در وضعیت فعلی، منجر به از دست رفتن سلامت جسم و روان ما شده است و در بسیاری از اوقات با حفظ عاملیت های خرد و تاب آوری نیز سلامت ما قابل ترمیم نیست.همان طور که زندانیان سخت کوش و خلاق بسیاری در اشوییتس در نهایت کشته شدند،تاب آوری فردی و گروه های کوچک در مقابل کلان قدرت ها نمی تواند از وقوع تراژدی و فجایع جلوگیری کند.
لازم است دقت کنیم که در تبلیغ کافه های شلوغ تهران به عنوان نمونه هایی از تاب آوری مردم،واقعیت فرسایش جامعه را نادیده نگیریم.و باور کنیم که هیچ جامعه ای هرگز و به یک باره فرو نمی ریزد و ظواهر نظم اجتماعی و سیاسی در اردوگاه های مرگ نیز می توانند تا لحظات اخر باقی بمانند.

Fediverse Reactions