نویسنده: راوی
پس از تجربه خشونت های سهمگین وسرکوب گسترده در جوامع،روان افراد تحت آسیب قرار می گیرد.آن ها دچار نوعی از گوش به زنگی اطلاعاتی و عاطفی می شوند و مایل اند که برای حفاظت از خودشان و اطرافیان شان و همچنین یافتن اطلاعات و پیش بینی جهان بیرون،به شکل مداوم اطلاعات و اخباری را که عمدتا دردناک هستند را جمع آوری و به عنوان اشکال و نشانه هایی از خطر ارزیابی و دسته بندی کنند.این یک مکانیسم طبیعی در انسان ها است که برای قرن ها در سراسر جهان آن ها را با گوش به زنگی تقویت شده در مقابل خطرات مقاوم کرده است.در عین حال این جوامع که خشونت را تجربه کرده اند،مملو از هیجاناتی نظیر خشم و ترس و غم هستند و بنابراین برای تخلیه این هیجانات خود نیز دست به ابتکارات و تحریفاتی در این اطلاعات جمع اوری شده می زنند و به این طریق شایعه شکل میگیرد.شایعه هایی عموما دردناک و ناراحت کننده که نمود هایی از وحشت و نیاز های روانی درونی در این جوامع اند.
مورد قاچاق مو از ایران به ارمنستان و بلافاصله مرتبط کردن آن با قاچاق موی کشته شدگان دی ماه از این دست شایعات است.
علاوه بر این، در جوامع آسیب دیده،همدلی به شکل مقطعی و بسیار گزینشی عرضه میشود.در بین اعضا خود جامعه به دلیل آن که همه درگیر رنج هایشان هستند،همدلی در سطح فردی کمیاب تر است و برای رنج های عمومی محدودی فرصت سوگواری فراهم می شود.و از جهان خارج نیز توجه و همدلی مقطعی و بدون عمل گرایی به انسان های حاضر در یک جامعه عرضه میگردد.این وضعیت نوعی فضای تشنگی برای نشان دادن اهمیت آنچه از آن رنج می برند را به وجود می آورد و همواره بهانه های تازه برای نشان دادنی کردن این رنج لازم است.انسان ها در نقش قربانی تثبیت می شوند و حتی حول مشکلات شان شایعاتی میسازند تا فرصت دریافت همدلی و توجه و سوگواری را به دست بیاورند.
این عملکرد که در مخابره اخبار زندان به بیرون در آزمایش ییلز مشاهده شده است.نوعی تلاش برای بازپسگیری عاملیت در وضعیت فاصله قدرت شدید یا قربانی انگاشته شدن است.

