بیانیه‌ی «جبهه آنارشیستی» در همبستگی با مقاومت مردم بلوچ

بیانیه‌ی «جبهه آنارشیستی» در همبستگی با مقاومت مردم بلوچ

هر دولتی بر ویرانه‌های فتح و سُلطه بنا شده است. هر مرز، زخمی است که خشونت بر پیکر انسان‌ها برجای گذاشته است. هر زندان، هر ایست بازرسی، هر سازمان أمنیتی و هر پرونده‌ی محرمانه تنها یک پیام دارند: «اطاعت کن!».

ما اطاعت نمی‌کنیم.

همبستگی ما با مردم بلوچ است؛ نَه با احزاب، نه با دولت‌ها، نه با سیاست‌مداران، نه با فرماندهان نظامی و نه با آنان که رؤیای نشستن بر تختِ قدرت را در سر می‌پرورانند. همان‌گونه که دولت را نفی می‌کنیم، اسطوره‌ی رهبر و مُنجی را نیز انکار می‌نمائیم. هیچ پرچمی سلطه را رهائی نمی‌بخشد و هیچ حکومتی آزادی را اداره نمی‌کند.

مبارزه‌ی مردم بلوچ، التماس برای انسانی‌تر شدن قدرت نیست. این مبارزه، ایستادگی مردمی است که دهه‌هاست با ناپدیدسازی قَهری، شکنجه، اعدام، اِشغال نظامی، سانسور و مجازات جمعی روبه‌رو هستند، تنها به این دلیل که حاضر نشده‌اند از صفحه‌ی تاریخ مَحو شوند.

دولتی که زنی را به جُرم راه رفتن در کنار خانواده‌های ناپدیدشدگان «تروریست» می‌نامد، خود ماهیتش را افشا می‌کند. قدرت، همواره دشمنی خیالی می‌آفریند تا خشونت واقعی خود را توجیه کند. هر حُکم زندان علیه یک معترض، اعتراف دیگری است به این حقیقت که اقتدار، بیش از هر چیز، از انسان‌هائی می‌ترسد که فرمان‌برداری را رَد می‌کنند.

ماهرنگ بلوچ را زندانی کرده‌اند، زیرا دولت‌ها از حافظه می‌ترسند؛ از مادرانی که فرزندانشان را مطالبه می‌کنند؛ از مردمی که بدون اجازه‌ی قدرت سازمان می‌یابند؛ از زنانی که سکوت را نمی‌پذیرند؛ و از همبستگی، زیرا همبستگی، بُنیان سلطه را متزلزل می‌کند.

پاکستان استثنا نیست. ایران و افغانستان نیز چنین‌اند. قانون‌های متفاوت، لباس‌های متفاوت و پرچم‌های متفاوت دارند، اما از یک ماشین واحدِ فرمان‌روائی تغذیه می‌کنند: سرزمین‌ها را تقسیم کُن، هویت‌ها را انکار کن، موجودیّت مردم را جُرم اعلام کن، سازمان‌دهندگان را ناپدید کن، معترضان را زندانی کن و مقاومت را «تروریسم» بنام تا سلطه را «أمنیت» جلوِه دهی.

این زبانِ همه‌ی دولت‌هاست.

ما همه‌ی آن را رَد می‌کنیم.

این دروغ را که ارتش‌ها حقّ مالکیت بر سرزمین و انسان‌ها می‌آفرینند، رد می‌کنیم. این افسانه را که اطاعت، مقبولیّت تولید می‌کند، رد می‌کنیم. هر زندان، هر دستگاه اطلاعاتی، هر مرز، هر ناپدیدسازی قهری، هر اعدام و هر نهادی را که برای خود حق فرمانروائی بر زندگی انسان‌ها قائل است، نَفی می‌کنیم.

آزادی را صاحبان قدرت به کسی اعطا نمی‌کنند. آزادی در همان لحظه‌ای زاده می‌شود که انسان‌ها اُفقی و برابر سازمان می‌یابند، از یکدیگر مراقبت می‌کنند، ترس را پَس می‌زنند و مناسباتی فارغ از سلطه می‌آفرینند.

همبستگی ما را نمی‌توان زندانی کرد. حافظه‌ی ما را نمی‌توان پاک کرد. مقاومت ما را نمی‌توان با قانون ممنوع ساخت.

هیچ دولتی مالکِ مردم نیست. هیچ اقتداری مقدّس نمی‌باشد.

تا زمانی که سُلطه پابرجاست، هیچ‌کس آزاد نیست.

زن ـ زندگی ـ آزادی!

نَه خدا – نه ارباب – نه دولت!

جبهه آنارشیستی (ایران و افغانستان)

Fediverse Reactions