طرح پیشنهادی «ائتلاف و گردهمایی آزادی‌خواهان» در جهت سرنگونی جمهوری اسلامی (پنج گُفتار)

طرح پیشنهادی «ائتلاف و گردهمایی آزادی‌خواهان» در جهت سرنگونی جمهوری اسلامی

گفتار اول : پیشنویس مقدماتی
طرح پیشنهادی «گردهمایی آزادی‌خواهان»

ما، «جمعی از آنارشیست‌ها»، این متن را به‌عنوان پیشنهادی برای شکل‌دادن به یک چارچوب همکاری آزاد میان نیروهای آزادی‌خواه مطرح می‌کنیم.

هدف این طرح، ایجاد امکان کنش مشترک بدون اجبار، بدون مرکزیت و بدون یکسان‌سازی است؛
به‌نحوی که هر نیرو، ضمن حفظ استقلال کامل خود، تنها در جایی که خود تشخیص می‌دهد وارد همکاری شود.

اصول پایه

۱. نبود پیش‌شرط برای همکاری
در این طرح، هیچ پیش‌شرطی برای همکاری در سطوح مختلف در نظر گرفته نمی‌شود.
همکاری می‌تواند بر پایه‌ی یک یا چند نقطه‌ی مشترک شکل بگیرد؛ حتی اگر تنها یک نقطه‌ی مشترک وجود داشته باشد.

همان حداقل اشتراک، برای آغاز یک همکاری—حتی محدود یا کوتاه—کافی است.

۲. اختیار کامل در پیوستن و همکاری
هر فرد یا تشکل می‌تواند با اطلاع از ترکیب نیروهای حاضر، آزادانه درباره‌ی پیوستن تصمیم بگیرد.

پیوستن به این چارچوب:
• به‌معنای پذیرش همه‌ی دیگران نیست
• و به‌معنای تعهد به همکاری با همه‌ی گروه‌ها نیز نخواهد بود

این طرح، صرفاً امکان همکاری را فراهم می‌کند، نه الزام به آن را.

۳. به‌رسمیت شناختن تفاوت‌ها
تفاوت‌های نظری، عملی و تحلیلی میان نیروها، امری طبیعی است و به‌رسمیت شناخته می‌شود.

این چارچوب:
• در پی یکسان‌سازی نیست
• هیچ خط‌مشی واحدی تحمیل نمی‌کند
• و هیچ شکل مشخصی از مبارزه را معیار قرار نمی‌دهد

۴. استقلال در موضع‌گیری
هر فرد یا تشکل، مواضع خود را مستقل حفظ می‌کند.

بیانیه‌های مشترک:
• تنها بیانگر نظر امضاکنندگان آن هستند
• با ترکیب‌های متفاوتی از امضاها منتشر می‌شوند
• و هیچ‌کس ملزم به امضای همه‌ی آن‌ها نیست

عدم امضا، نه تعارض محسوب می‌شود و نه به‌معنای خروج است.

۵. مبنای شکل‌گیری
این گردهمایی بر پایه‌ی:
• خودمختاری
• همکاری داوطلبانه
• و روابط افقی

شکل می‌گیرد.

هدف آن، تسهیل کنش مشترک بدون ایجاد ساختارهای متمرکز یا سلسله‌مراتبی است؛
به‌گونه‌ای که همکاری‌ها صرفاً بر اساس انتخاب آزاد شکل بگیرند.

سازوکار عملی

۱. آغاز همکاری‌ها
هر فرد یا تشکل می‌تواند یک پیشنهاد مشخص برای همکاری مطرح کند.
این پیشنهاد می‌تواند شامل موضوع، هدف و حداقل نقاط مشترک لازم باشد.

هر پیشنهاد، یک دعوت است—نه تعیین مسیر.

۲. شکل‌گیری پروژه‌ها
دیگران آزادند:
• بپیوندند
• نپیوندند
• یا پیشنهاد را به شکل دلخواه خود تغییر دهند

هر همکاری، صرفاً میان مشارکت‌کنندگان همان پروژه معنا دارد.

۳. تصمیم‌گیری در همکاری‌ها
تصمیم‌گیری در هر پروژه، توسط همان مشارکت‌کنندگان انجام می‌شود.

در صورت اختلاف:
• مسیرها می‌توانند از هم جدا شوند
• یا نسخه‌های متفاوتی از یک اقدام شکل بگیرد

اختلاف، نه مانع، بلکه بخشی طبیعی از فرایند همکاری است.

۴. انتشار بیانیه‌ها و اقدامات مشترک
• هر بیانیه یا اقدام، بر پایه‌ی مشارکت داوطلبانه شکل می‌گیرد
• فهرست امضاها به‌صورت شفاف اعلام می‌شود
• امکان افزودن امضا یا انتشار نسخه‌های متفاوت وجود دارد

۵. مواجهه با اختلاف‌ها
هیچ مرجع مرکزی برای حل اختلاف وجود ندارد.

راه‌حل‌ها می‌تواند شامل:
• ادامه همکاری در نقاط مشترک
• محدود کردن همکاری
• یا شکل‌دادن به مسیرهای جداگانه باشد

در این چارچوب، تحمیل، حذف و بی‌اعتبارسازی دیگران جایی ندارد.

۶. ارتباطات و هماهنگی
• ارتباطات به‌صورت مستقیم و شبکه‌ای انجام می‌شود
• هیچ مرکز هماهنگی یا سخنگوی واحدی وجود ندارد
• هر نیرو، مسئول بیان مواضع خود است

بنابراین :

این طرح تلاشی است برای عبور از:
• ائتلاف‌های متمرکز و الزام‌آور
• و پراکندگی کامل و بی‌ارتباط

و حرکت به‌سوی:

نوعی همکاری آزاد، افقی و انعطاف‌پذیر،
بر پایه‌ی انتخاب آگاهانه و حفظ استقلال کامل نیروها

« جمعی از آنارشیست ها »

گفتار دوم مباحث‌ تکمیلی‌ :

طرح پیشنهادی «ائتلاف و گردهمایی آزادی‌خواهان» در جهت سرنگونی جمهوری اسلامی

ما، «جمعی از آزادیخواهان » که شامل افراد و نیروهای ناهمگون و متنوع است ، این متن پیشنویس را به‌عنوان پیشنهادی اولیه و قابل تغییر ، برای شکل‌دادن به یک چارچوب همکاری آزاد میان نیروهای آزادی‌خواه مطرح می‌کنیم.

هدف این طرح، ایجاد امکان کنش مشترک بدون اجبار، بدون مرکزیت و بدون یکسان‌سازی است؛
به‌ نحوی که هر فرد ‌و نیرویی ، ضمن حفظ استقلال کامل خود، تنها در جایی که خود تشخیص می‌دهد در صورت تمایل می تواند وارد همکاری شود.

اصول پایه

۱. نبود پیش‌شرط برای همکاری
در این طرح، هیچ پیش‌شرطی برای همکاری در سطوح مختلف در نظر گرفته نمی‌شود.
همکاری می‌تواند بر پایه‌ی یک یا چند نقطه‌ی مشترک شکل بگیرد؛ حتی اگر تنها یک نقطه‌ی مشترک وجود داشته باشد.

همان حداقل اشتراک، برای آغاز یک همکاری—حتی محدود یا کوتاه—کافی است.
۲. اختیار کامل در پیوستن و همکاری
هر فرد یا تشکل می‌تواند با اطلاع از ترکیب نیروهای حاضر، آزادانه درباره‌ی پیوستن به ائتلاف تصمیم بگیرد.

پیوستن به این چارچوب:
• به‌معنای پذیرش همه‌ی دیگران نیست
• و به‌معنای تعهد به همکاری با همه‌ی گروه‌ها نیز نخواهد بود

این طرح، صرفاً امکان همکاری را فراهم می‌کند، نه الزام به آن را.

۳. به‌رسمیت شناختن تفاوت‌ها : تفاوت‌های نظری، عملی و تحلیلی میان نیروها، امری طبیعی است و به‌رسمیت شناخته می‌شود.

این چارچوب:
• در پی یکسان‌سازی نیست
• هیچ خط‌مشی واحدی تحمیل نمی‌کند
• و هیچ شکل مشخصی از مبارزه را معیار قرار نمی‌دهد

۴. استقلال در موضع‌گیری
هر فرد یا تشکل، مواضع خود را مستقل حفظ می‌کند.

بیانیه‌های مشترک:
• تنها بیانگر نظر امضاکنندگان آن هستند
• با ترکیب‌های متفاوتی از امضاها منتشر می‌شوند
• و هیچ‌کس ملزم به امضای همه‌ی آن‌ها نیست

عدم امضا، نه تعارض محسوب می‌شود و نه به‌معنای خروج است.

۵. مبنای شکل‌گیری
این گردهمایی بر پایه‌ی:
• خودمختاری
• همکاری داوطلبانه
• و روابط افقی

شکل می‌گیرد.

هدف آن، تسهیل کنش مشترک بدون ایجاد ساختارهای متمرکز یا سلسله‌مراتبی است؛
به‌گونه‌ای که همکاری‌ها صرفاً بر اساس انتخاب آزاد شکل بگیرند.

سازوکار عملی

۱. آغاز همکاری‌ها
هر فرد یا تشکل می‌تواند یک پیشنهاد مشخص برای همکاری مطرح کند.
این پیشنهاد می‌تواند شامل موضوع، هدف و حداقل نقاط مشترک لازم باشد.

هر پیشنهاد، یک دعوت است—نه تعیین مسیر.

۲. شکل‌گیری پروژه‌ها
دیگران آزادند:
• بپیوندند
• نپیوندند
• یا پیشنهاد را به شکل دلخواه خود تغییر دهند

هر همکاری، صرفاً میان مشارکت‌کنندگان همان پروژه معنا دارد.

۳. تصمیم‌گیری در همکاری‌ها
تصمیم‌گیری در هر پروژه، توسط همان مشارکت‌کنندگان انجام می‌شود.

در صورت اختلاف:
• مسیرها می‌توانند از هم جدا شوند
• یا نسخه‌های متفاوتی از یک اقدام شکل بگیرد

اختلاف، نه مانع، بلکه بخشی طبیعی از فرایند همکاری است.

۴. انتشار بیانیه‌ها و اقدامات مشترک
• هر بیانیه یا اقدام، بر پایه‌ی مشارکت داوطلبانه شکل می‌گیرد
• فهرست امضاها به‌صورت شفاف اعلام می‌شود
• امکان افزودن امضا یا انتشار نسخه‌های متفاوت وجود دارد

۵. مواجهه با اختلاف‌ها
هیچ مرجع مرکزی برای حل اختلاف وجود ندارد.

راه‌حل‌ها می‌تواند شامل:
• ادامه همکاری در نقاط مشترک
• محدود کردن همکاری
• یا شکل‌دادن به مسیرهای جداگانه باشد

در این چارچوب، تحمیل، حذف و بی‌اعتبارسازی دیگران جایی ندارد.

۶. ارتباطات و هماهنگی
• ارتباطات به‌صورت مستقیم و شبکه‌ای انجام می‌شود
• هیچ مرکز هماهنگی یا سخنگوی واحدی وجود ندارد
• هر نیرو، مسئول بیان مواضع خود است

بنابراین :

این طرح تلاشی است برای عبور از:
• ائتلاف‌های متمرکز و الزام‌آور
• پراکندگی کامل و بی‌ارتباط

و حرکت به‌سوی:

نوعی همکاری آزاد، افقی و انعطاف‌پذیر،
بر پایه‌ی انتخاب آگاهانه و حفظ استقلال کامل نیروها

پاینوشت : در این‌طرح تنوع و تفاوت و اختلافات اپوزیسیون به رسمیت شناخته می سود و هدفش شبیه سازی نیروهای ناهمگون نیست و این تنوع می تواند خلاقیت ایحاد کند و هر فردی بداند می تواند ایده و‌طرح خود را بیان کرده و عده تی را با اهداف مبارزاتی خود احیانا همسو کند.

« جمعی از آنارشیست ها »

گفتار سوم مباحث تکمیلی :

این نوشته یک نقد و جمع‌بندی اولیه از پیش‌نویس «ائتلاف و گردهمایی آزادی‌خواهان» است که صرفاً برای باز کردن بحث و پیدا کردن نقاط ضعف و قوت مطرح می‌شود، نه به‌عنوان جمع‌بندی نهایی یا پیشنهاد قطعی.

از نظر نقاط قوت، مهم‌ترین ویژگی این طرح تأکید آن بر داوطلبی، نبود اجبار، حفظ استقلال نیروها و تلاش برای جلوگیری از شکل‌گیری یک مرکز فرماندهی واحد است. همچنین ایده‌ی امکان همکاری حداقلی (بر پایه نقاط مشترک محدود) می‌تواند در عمل به نیروهای متنوع اجازه بدهد بدون حذف اختلافات، در برخی نقاط هم‌افزایی داشته باشند. تاکید بر اینکه بیانیه‌ها و همکاری‌ها الزام‌آور نیستند و هر ترکیب می‌تواند به‌صورت مستقل شکل بگیرد، از نظر تئوریک در جهت کاهش تمرکز قدرت قابل توجه است.

در عین حال چند نقطه‌ی حساس و نیازمند بررسی بیشتر در این طرح دیده می‌شود. یکی از آن‌ها این است که در نبود هرگونه ساختار مرکزی، احتمال شکل‌گیری قدرت‌های غیررسمی وجود دارد؛ یعنی افراد یا شبکه‌هایی که به دلیل دسترسی بیشتر به رسانه، منابع یا مهارت ارتباطی، به‌طور طبیعی نقش تعیین‌کننده‌تری پیدا می‌کنند. این موضوع می‌تواند بدون اینکه رسمی باشد، به نوعی تمرکز عملی قدرت منجر شود.

نکته دیگر این است که مسئله هماهنگی در مقیاس بزرگ همچنان باز است. اینکه چگونه پروژه‌های متعدد و مستقل بدون ایجاد ساختار پایدار مرکزی بتوانند در صورت نیاز با هم هماهنگ شوند، نیاز به توضیح و تجربه بیشتری دارد. همچنین رابطه میان استقلال کامل واحدها و اثرات متقابل تصمیم‌ها (مثلاً در منابع مشترک یا اقدامات هم‌زمان) هنوز به‌طور روشن حل نشده است.

در مجموع، به نظر می‌رسد این طرح بیشتر یک «چارچوب باز برای تجربه همکاری» است تا یک مدل کامل. قوت اصلی آن در انعطاف‌پذیری و ضدتمرکز بودن است، و چالش اصلی آن در جلوگیری از بازتولید تمرکز غیررسمی و حل مسئله هماهنگی در مقیاس گسترده.

این یادداشت صرفاً برای کمک به باز شدن بحث و دقیق‌تر شدن صورت مسئله نوشته شده است.

« جمعی از آنارشیست ها »

گفتار چهارم ‌مباحث تکمیلی :

ائتلاف یا گردهمایی ؟

مقدمه : ائتلاف‌ها اساساً پاسخگوی وضعیت سیاسی کنونی جامعه ایران و اپوزیسیون نیستند و اکثریت نیروهای اپوزیسیون را در برنمی‌گیرند و فراگیر نیستند.

ما به دنبال مدلی از همکاری هستیم که بتواند اکثریت اپوزیسیون را در بر بگیرد و ماهیتی فراگیر داشته باشد، اما ائتلاف‌ها چنین مشخصاتی ندارند. هر ائتلافی که شکل می‌گیرد ناگزیر متناسب با شرایط محدود و خاص سیاسی است و با واقعیت متکثر و پراکنده جامعه سیاسی ایران هم‌خوانی کامل ندارد.

به همین دلیل، به جای تکرار مدل ائتلاف، این طرح بر «گردهمایی آزادی‌خواهان» به‌عنوان یک راه‌حل جایگزین تأکید می‌کند؛ مدلی که بسیار بازتر، دموکراتیک‌تر و فراگیرتر است و سد راه هیچ نیرویی برای مشارکت نمی‌شود.

در نتیجه، گردهمایی آزادی‌خواهان با توضیحات کلی که در ادامه خواهد آمد، تلاشی است برای ارائه یک بدیل در برابر ائتلاف‌های موجود و همچنین پاسخی به محدودیت‌ها و ناکامی‌های تجربه‌های پیشین ائتلافی؛ تجربه‌هایی که یا به خروج بخشی از نیروها منجر شده‌اند یا اساساً نتوانسته‌اند تداوم و فراگیری لازم را ایجاد کنند.

از این منظر، ائتلاف‌ها به‌عنوان راه‌حل بنیادی برای وضعیت کنونی کافی نیستند، بلکه آنچه نیاز است، شکل‌گیری یک گردهمایی باز و گسترده از نیروهای آزادی‌خواه است.

الف) ماهیت طرح

این گردهمایی ائتلاف نیست، جبهه سیاسی نیست، حزب نیست و دارای مرامنامه، اساسنامه یا توافق‌نامه الزام‌آور هم نیست. همچنین عضویت بسته یا تعریف‌شده ندارد و هیچ پیش‌شرط ایدئولوژیک برای ورود در آن وجود ندارد. هیچ خط‌کشی از پیش تعیین‌شده‌ای برای حذف یا پذیرش نیروها در آن تعریف نمی‌شود.

ب) هدف

هدف این گردهمایی وحدت نیروها نیست، بلکه افزایش ظرفیت عمل جمعی در میان نیروهای پراکنده، افزایش شناخت متقابل میان افراد و گروه‌ها، فراهم کردن امکان شکل‌گیری پروژه‌های مشترک و در نهایت افزایش کارآمدی کنش سیاسی و اجتماعی در میان اپوزیسیون متکثر است.

این اهداف الزام‌آور نیستند و به‌صورت طیفی از حداقل تا حداکثر تعریف می‌شوند، به‌طوری که حتی حداقل شناخت متقابل میان چند گروه نیز می‌تواند یک دستاورد معتبر محسوب شود.

پ) منطق همکاری

همکاری در این چارچوب ایدئولوژیک و یک‌دست نیست و مبتنی بر توافق کامل هم نیست و از طریق اجبار یا رأی‌گیری شکل نمی‌گیرد، بلکه بر اساس شناخت متقابل، اعتماد تدریجی و انتخاب آزاد برای هر پروژه مشخص شکل می‌گیرد.

هر پروژه مستقل است و فقط به مشارکت‌کنندگان همان پروژه مربوط می‌شود.

ت) پروژه‌محوری و استقلال

همکاری‌ها به‌صورت پروژه‌محور تعریف می‌شوند. هر فرد یا گروه می‌تواند در یک پروژه حضور داشته باشد و در پروژه‌ای دیگر حضور نداشته باشد. تعداد مشارکت‌کنندگان در هر پروژه ثابت نیست و هر پروژه هویت مستقل خود را دارد. هیچ پروژه‌ای نمایندگی کل گردهمایی را بر عهده ندارد.

بیانیه‌ها، اقدامات و فعالیت‌ها نیز مستقل بوده و فقط به امضاکنندگان و مشارکت‌کنندگان همان مورد مربوط هستند.

ث) عدم تمرکز قدرت

این گردهمایی به‌طور آگاهانه در جهت جلوگیری از تمرکز قدرت شکل می‌گیرد. بنابراین هیچ رهبری مرکزی، هیچ سخنگوی واحد و هیچ ساختار تصمیم‌گیری متمرکز در آن وجود ندارد.

هیچ زیرساختی نیز نباید به ابزار انحصار یا کنترل تبدیل شود. امکانات رسانه‌ای، فنی یا مالی اگر در هر سطحی وجود داشته باشند، به‌صورت مستقل و داوطلبانه توسط افراد و گروه‌ها و در چارچوب پروژه‌های مشخص استفاده می‌شوند، بدون ایجاد مالکیت یا مرکزیت.

ج) رسانه و ارتباط

این گردهمایی دارای رسانه مرکزی یا کانال واحد نیست، بلکه از طریق شبکه‌ای از وب‌سایت‌ها، رسانه‌های شخصی و گروهی، شبکه‌های اجتماعی و ارتباطات مستقیم افراد و گروه‌های مشارکت کننده در گردهمایی پوشش داده می‌شود.

هر مشارکت‌کننده می‌تواند در حد توان خود فعالیت‌ها و پروژه‌هایی را که در آن حضور دارد منعکس کند.

چ) شناخت و امنیت

این گردهمایی بر پایه باز بودن و مشارکت گسترده شکل می‌گیرد، اما همزمان واقعیت اختلافات و مسائل امنیتی را نیز نادیده نمی‌گیرد. شناخت متقابل فرآیندی تدریجی و شبکه‌ای است.

هیچ سازوکار متمرکزی برای تأیید یا حذف افراد وجود ندارد و اعتماد از دل تعامل و تجربه مشترک شکل می‌گیرد، نه از طریق تصمیم‌گیری مرکزی یا رأی‌گیری.

ح) ماهیت گردهمایی

این گردهمایی خود یک کنشگر سیاسی نیست، نماینده هیچ فرد یا گروهی نیست و هیچ موضع واحدی ندارد. بلکه یک فضای باز برای ایجاد امکان کنشگری است؛ فضایی که در آن نیروهای مختلف می‌توانند یکدیگر را پیدا کنند، گفتگو کنند و در صورت تمایل همکاری‌های مشخص و پروژه‌محور شکل دهند.

نتیجه

این طرح تلاشی است برای عبور از محدودیت‌های مدل ائتلافی و ایجاد یک زیرساخت اجتماعی همکاری داوطلبانه میان نیروهای متکثر.
هدف، نه بازتولید ائتلاف‌های بسته، بلکه ایجاد یک فضای باز، شبکه‌ای و پروژه‌محور برای شناخت، همکاری و کنش مشترک است؛ فضایی که در آن اختلافات نه حذف می‌شوند و نه پنهان، بلکه به رسمیت شناخته شده و در چارچوب همکاری‌های مشخص مدیریت می‌شوند.

«جمعی از آنارشیست ها »

گفتار پنجم مباحث تکمیلی:

جامعه؛ سوژهٔ آزادی یا ابژهٔ سیاست؟

در میانهٔ بحران‌های سیاسی، جنگ، فروپاشی اقتصادی و تلاش برای شکل‌گیری ائتلاف‌های گوناگون، بخش بزرگی از گفت‌وگوها همچنان بر سر بندها، تبصره‌ها و پیش‌شرط‌های همکاری متمرکز است. اما شاید مسئلهٔ اصلی جای دیگری باشد؛ آیا شیوهٔ سیاست‌ورزی ما، جامعه را به سوژهٔ تغییر تبدیل می‌کند یا به ابژه‌ای برای تصمیم‌گیری و نمایندگی؟ این پرسش، بیش از هر توافق‌نامه‌ای، سرنوشت هر پروژهٔ آزادی‌خواهانه را تعیین می‌کند.
بخش مهمی از سیاست معاصر، حتی با نیت‌های آزادی‌خواهانه، هنوز بر منطق نمایندگی استوار است؛ افراد، احزاب و سازمان‌ها می‌کوشند از جانب جامعه سخن بگویند و آیندهٔ آن را ترسیم کنند؛ اما هرگاه صدای یک فرد، حزب یا ائتلاف جایگزین صدای جامعه شود، جامعه از جایگاه سوژه به ابژه فروکاسته می‌شود.

مسئله، نیت کنشگران نیست؛ بلکه ساختاری است که به‌تدریج تمرکز نفوذ، تفویض قدرت و سلسله‌مراتب را بازتولید می‌کند و برخی صداها را بر دیگران غالب می‌سازد.
یکی از پیامدهای این منطق، استانداردسازی جامعه است؛ گویی می‌توان واقعیتی زنده، پویا و چندلایه را در قالب مفاهیمی یکپارچه بسته‌بندی کرد و از جانب آن سخن گفت!، در حالی که آنچه در این جغرافیا وجود دارد، نه یک کلیت همگن، بلکه شبکه‌ای از جوامع متکثر است؛ از جوامع اتنیکی، زبانی گرفته تا اجتماعات فرهنگی، صنفی، زیست‌بومی، زنان، جوانان، جامعه رنگین کمانی دیگر اشکال متنوع اجتماعی که پیوسته با یکدیگر در ارتباط هستند. پیشرفت ارتباطات نیز بیش از هر زمان دیگری امکان تعامل مستقیم میان این گروهای اجتماعی را فراهم کرده است و دیگر هیچ ضرورتی برای فروکاستن این تکثر به یک هویت استاندارد یا یک صدای واحد وجود ندارد.

ازاین‌رو، وظیفهٔ نیروهای سیاسی سخن گفتن به جای جامعه نیست، بلکه باید شرایطی فراهم آورند که جوامع گوناگون بتوانند خود سخن بگویند، و از راه گردهمایی نمایندگان انتخابی خود با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. تجربه‌هایشان را به اشتراک بگذارند و در تصمیم‌گیری‌های مشترک مشارکت کنند. سیاست، زمانی رهایی‌بخش است که خود را واسطهٔ شنیدن صداهای متکثر بداند، نه مالک یا نمایندهٔ آن‌ها.
گذار از وضعیت کنونی، تنها با جابه‌جایی قدرت سیاسی ممکن نخواهد شد. اگر امروز همان منطق نمایندگی، تمرکز و استانداردسازی جامعه را بازتولید کنیم، فردا نیز در چرخه‌ای مشابه گرفتار خواهیم شد، هرچند با نام‌ها و چهره‌هایی دیگر.

آزادی، زمانی معنا می‌یابد که جامعه در تمامی تکثر خود، سوژهٔ سازمان‌یابی، تصمیم‌گیری و آفرینش آینده باشد؛ نه ابژه‌ای که دیگران برای آن تصمیم بگیرند. شاید نخستین گام برای شکل‌گیری یک گفتمان اجتماعی نوین نیز همین باشد: عبور از سیاستِ سخن گفتن از جانب جامعه و حرکت به سوی سیاستی که زمینه را فراهم کند و جامعه را به سخن گفتن با صدای خود فرا خواند.

« جمعی از آنارشیست ها »

Fediverse Reactions