پرسش از آغاز جنگ، همیشه به معنای پرسش از اعلام رسمی آن نیست. دولتها و رسانههای جریان اصلی معمولاً جنگ را از لحظهای به رسمیت میشناسند که در قالب یک عنوان حقوقی یا سیاسی قابل اعلام باشد. اما از منظر جامعهشناسی، جنگ پیش از آنکه یک اعلامیه باشد، یک وضعیت انضمامی است؛ وضعیتی که در امنیت، اقتصاد، روابط اجتماعی و زندگی روزمره مردم آشکار میشود.
وقتی صیادان جنوب امنیت جان و معیشت خود را از دست میدهند، وقتی مردم شهرهای جنوبی ایران شبهای خود را با اضطراب حملات و نااطمینانی سپری میکنند، و وقتی افزایش قیمت ارز و بیثباتی اقتصادی مستقیماً بر زندگی روزمره مردم اثر میگذارد، جامعه وارد وضعیتی شده است که بسیاری از پیامدهای جنگ را، فارغ از اینکه نام رسمی آن چه باشد، تجربه میکند.
برای دیدن و به رسمیت شناختن این وضعیت انضمامی، نیازی به اعلام رسمی دولتها یا تأیید رسانههای جریان اصلی نیست. اگر شناخت واقعیت را به بیانیههای سیاسی واگذار کنیم، ممکن است آنچه همین امروز بر جامعه میگذرد از چشم ما پنهان بماند. رنج، ناامنی و فرسایش اجتماعی منتظر اعلام رسمی نمیمانند.
خطر اصلی، تنها گسترش خشونت نیست؛ بلکه عادی شدن آن است. حملات شبانه و گاهبهگاه به جنوب ایران نباید به بخشی عادی از زندگی تبدیل شود. همانگونه که انتقامگیری از جوامع کشورهای همسایه نیز، فارغ از اینکه توسط چه بازیگری انجام میشود، نباید به امری معمول و پذیرفتنی بدل شود. هیچ جامعهای نباید هزینه منازعات نظامی و تصمیمهای سیاسی را بپردازد.
عادی شدن خشونت، حساسیت اخلاقی و توان جامعه برای واکنش را بهتدریج فرسوده میکند. از همین رو، نخستین گام، دیدن واقعیت و نامگذاری آن است؛ به رسمیت شناختن وضعیتی که اکنون در آن زندگی میکنیم، نه آنگونه که دولتها روایت میکنند، بلکه آنگونه که در زندگی روزمره خود با آن مواجه هستیم.
اما به رسمیت شناختن این وضعیت، تنها برای توصیف آن نیست. این شناخت باید ما را به جستوجوی راههایی برای دوام و بقا سوق دهد؛ راه هایی به مثابه تقویت شبکههای همیاری، مراقبت از یکدیگر، حمایت از آسیبدیدگان، حفظ پیوندهای اجتماعی، مقابله با فرسایش امید و تلاش برای حفظ کرامت انسانی در میانه بحران.
شاید مهمترین پرسش امروز این نباشد که آیا جنگ از نظر حقوقی یا سیاسی آغاز شده است یا نه. پرسش اساسیتر این است که آیا ما این وضعیت را میبینیم، آن را به رسمیت میشناسیم و برای کاستن از رنج خود و دیگران دست به عمل جمعی میزنیم،یا جنگ و اسیب هایش در سکوت به بخشی تکراری از زندگی مان تبدیل میگردند که فرصت دیدن و مهیا شدن اش را نیز نداشته ایم؟
راوی
