نویسنده: ضرغام
جبهه آزادی افغانستان از پیشروی در چند محور خبر داده و طالبان، برخلاف رویه همیشهگیشان، اینبار اصل درگیری را انکار نکردند. بنا بر گزارشها، نیروهای طالبان برای کمکرسانی به سربازان محاصرهشده، هم از راه هوا کماندو فرستادند و هم از راه زمین نیروی کمکی اعزام کردند؛ اما امروز هیچ چرخبالی نتوانست در منطقه فرود بیاید. این جنگ، تنها چند روز پس از حمله جبهه سپاهیان میهن بر ولسوالی یفتل پایین در همین ولایت رخ میدهد؛ فاصلهای که تصادفی بهنظر نمیرسد و نشان میدهد بدخشان به یکی از میدانهای اصلی جنگ علیه طالبان بدل شده است.
همزمان، در دره سمهر ولسوالی پریان پنجشیر، طالبان تمام باشندهگان روستای کوجان را بهزور از خانههایشان بیرون کردهاند. این اقدام، پس از حمله راکتی نامشخصی بر مقر ولسوالی پریان صورت گرفت. باشندهگان میگویند مردان روستا پیش از کوچ اجباری بازداشت، لتوکوب و بازجویی شدهاند تا محل زندهگی افراد وابسته به جبهه مقاومت را نشان دهند. طالبان تا کنون اجازه بازگشت خانوادهها را نداده و راه آبیاری زمینها و انتقال مواشی به چراگاه را نیز بستهاند؛ اقدامی که کشتزارهای گندم و جو مردم را در آستانه نابودی قرار داده است.
این دو گزارش را نباید جدا از هم خواند. یکی نشان میدهد اقتدار طالبان در میدان جنگ ترک برداشته؛ دیگری نشان میدهد این اقتدار، وقتی دشمنش را در میدان پیدا نمیکند، خشمش را بر سر زمین و آب و نان مردم عادی خالی میکند. کوچ اجباری یک روستا برای یک راکت ناشناس، بستن چراگاه و آب برای تنبیه جمعی، بازجویی و لتوکوب برای استخراج اطلاعات؛ اینها ابزار همیشهگی هر قدرتی است که نمیتواند دشمن نامرئیاش را پیدا کند و بهجایش، جمعیت غیرنظامی را گروگان میگیرد.
جنگ بدخشان، از این زاویه، فرصتی است و هشداری همزمان. فرصت است چون نشان میدهد اقتدار طالبان همیشگی و شکستناپذیر نیست. هشدار است چون هیچ تضمینی نیست که جبهههای جایگزین، همان منطق زمینمحور و کنترل زندهگی مردم را تکرار نکنند. مقاومتی که سرنوشتش چیزی بیش از تعویض فرمانده نباشد، برای مردم کوجان و زیباک هیچ تفاوتی نخواهد داشت.
