نویسنده: راوی
در بسیاری از جنبشهای اعتراضی، حکومتها و صاحبان قدرت پیش از آنکه با خواستههای معترضان روبهرو شوند، تلاش میکنند هویت آنان را تخریب کنند. یکی از رایجترین ابزارها برای این کار، استفاده از واژههایی است که معترضان را از جایگاه «شهروند» خارج کرده و به موجوداتی بیارزش، خطرناک یا غیرانسانی تقلیل میدهد.
در تابستان ۲۰۲۶، در هند، پس از آنکه برخی مقامهای رسمی جوانان بیکار و معترض را با «سوسک» و «انگل» مقایسه کردند، اتفاقی غیرمنتظره رخ داد. گروهی از همین جوانان تصمیم گرفتند این برچسب را پس بگیرند و آن را به نماد اعتراض خود تبدیل کنند. آنان با نام «جنبش سوسک» یا «حزب مردمی سوسک» به خیابان آمدند و شعار اصلیشان این بود: «اگر همه سوسکها با هم متحد شوند چه؟» این حرکت که ابتدا شکلی طنزآمیز داشت، به سرعت به جنبشی گسترده علیه فساد، بحران نظام آموزشی و بیکاری تبدیل شد و در نهایت، پس از هفتهها اعتراض، استعفای وزیر آموزش هند را در پی داشت.
این نخستین بار نبود که قدرت، معترضان را با موجودات موذی یا بیارزش مقایسه میکرد. در ایران نیز در جریان اعتراضات سال ۱۳۸۸، بخشی از معترضان با عنوان «خس و خاشاک» توصیف شدند؛ تعبیری که هدف آن القای این تصور بود که اعتراض نه حاصل مطالبات اجتماعی، بلکه پدیدهای ناچیز و فاقد اهمیت است.
در کشورهای دیگر نیز نمونههای مشابهی دیده میشود؛ مخالفان گاه «تروریست»، «ویروس»، «موش»، «حشرات»، «آشغال» یا «عامل بیگانه» خوانده شدهاند. تفاوتهای سیاسی و تاریخی این موارد را نباید نادیده گرفت، اما از منظر جامعهشناسی سیاسی، الگوی مشترکی وجود دارد: برچسبزنی برای کاهش مشروعیت رقیب.
اما تاریخ نشان میدهد که این واژهها همیشه اثر مورد انتظار را ندارند. گاهی همان برچسب تحقیرآمیز، به نماد همبستگی تبدیل میشود. وقتی افراد زیادی با یک عنوان تحقیر میشوند، ممکن است آن عنوان را بازتعریف کنند و به نشانهای از مقاومت جمعی بدل سازند. در هند، «سوسک» از یک توهین به پرچم یک جنبش تبدیل شد. در بسیاری از جنبشهای دیگر نیز گروههای اجتماعی کوشیدهاند واژههای تحقیرآمیز را به بخشی از هویت اعتراضی خود تبدیل کنند.
از نگاه جامعهشناختی، این پدیده را میتوان وارونگی انگ اجتماعی دانست؛ فرآیندی که در آن گروهی که هدف تحقیر قرار گرفته، همان برچسب را از کنترل گوینده خارج کرده و معنای تازهای برای آن میسازد. در چنین وضعیتی، واژهای که قرار بود موجب شرم شود، به نشانه همبستگی و هویت جمعی تبدیل میشود.
شاید به همین دلیل است که جملهای مانند:
«آشغالهای جهان، سوسکهای بیفایده، تروریستها و ای خاشاک، متحد شوید!»
اگرچه یادآور شعار معروف «کارگران جهان متحد شوید» است، اما در اینجا نه دعوت به یک ایدئولوژی خاص، بلکه اشارهای نمادین به تجربه مشترک گروههایی است که در نقاط مختلف جهان، صرفنظر از گرایش سیاسی یا مطالباتشان، با برچسبهای تحقیرآمیز مواجه شدهاند.
این جمله یادآوری میکند که گاه قدرت، پیش از آنکه با استدلال پاسخ دهد، با نامگذاری میکوشد مخالفان را از دایره انسانهای شایسته شنیدهشدن خارج کند؛ و این اتحاد تلاشی برای بازپس گیری کرامت و انسان انگاشته شدن مان در فرای مرزهای ایدئولوژیک در سراسر است.
