سوم اوت ۲۰۱۴، تروریست های داعش به شنگال حمله کردند تا حیات و هویتِ جامعهی ایزدی را ریشهکن کنند. در آن روز تلخ، کشتار دستهجمعی بر تاریخ حک شد؛ هزاران انسان بیگناه به خاک و خون کشیده شدند و کابوس اسارت، دامان دختران و زنان ایزدی را گرفت.
اما ضربهی تلختر، از پشت سر فرود آمد. نیروهای مسلح پارتی که مدعی حفاظت از منطقه بودند، در همان ساعات نخست، مردم را تنها گذاشتند و گریختند. این عقبنشینی بیسروصدا و سپردن مردم بیدفاع به آروارههای خونینِ مرگ بود، که چهرهی واقعی معاملهگری پای مصلحتهای قدرت را نشان داد.
در همان لحظاتی که مدعیان قدرت فرار میکردند، روایتی دیگر رقم خورد. گریلاهای آزادی کوهستان ظرف چند ساعت خود را به شنگال رساندند، سد محاصره را شکافتند و با فداکاری یک کریدور نجات چند کیلومتری گشودند؛ راهی که دهها هزار انسان تشنه و بیدفاع را از چنگال محاصره مرگ و نابودی نجات داد.
با این حال، داغ شنگال همچنان تازه است. کشته شدن صدها انسان و اسارت زنان و دخترانی که در بازار بردگی فروخته شدند، یک زخم عمیق دیگر بر حافظهی تاریخ است.
اما شنگال در آوارِ سوگ باقی نماند. مردمی که معاملهگری حاکمان را با پوست و گوشت خود لمس کرده بودند، سرنوشتشان را از دست قدرتهای پیرامون بیرون کشیدند. آنان با ایجاد سیستم خودمدیریتی و تأسیس «یگانهای مقاومت شنگال (یبش)»، خود سلاح به دست گرفتند تا ثابت کنند امنیت و آزادی واقعی، تنها با ارادهی مستقیم و دفاع خودگردانِ مردم به دست میآید.
کشتار شنگال را فراموش نمی کنیم.
جبهه آنارشیستی

