ممنوعیت صدا؛ ادامه‌ی کنترل بدن و زندگی زن + ویدئوکلیپ

ممنوعیت صدا؛ ادامه‌ی کنترل بدن و زندگی زن + ویدئوکلیپ

نویسنده : مطرود
وقتی صدای زن ممنوع می‌شود

در ایران، مسئله فقط ممنوعیت آواز خواندن زنان نیست؛ مسئله این است که صدای زن به‌عنوان یک حضور مستقل در فضای عمومی محدود می‌شود.
صدایی که می‌تواند هنر بسازد، روایت کند، اعتراض کند و تجربه‌های زنان را به گوش جامعه برساند.

چه کسی حق دارد شنیده شود؟

وقتی جامعه‌ای برای صدای زنان مرز تعیین می‌کند، در واقع مشخص می‌کند چه کسی حق دارد در فضای عمومی دیده و شنیده شود.
سال‌هاست مردان سهم بیشتری از تریبون‌های فرهنگی، هنری و رسانه‌ای داشته‌اند و زنان برای حضور برابر، باید از موانع بیشتری عبور کنند.
این فقط یک قانون نیست؛
نگاهی است که صدای مرد را «عادی» و صدای زن را «مسئله‌دار» می‌کند.

کنترل صدا، کنترل حضور است

محدود کردن صدای زنان فقط یک محدودیت هنری نیست.
وقتی زن نتواند آزادانه آواز بخواند، اجرا کند یا هنر خودش را عرضه کند، بخشی از امکان حضور مستقل او در جامعه هم محدود می‌شود.
بدن، صدا و هنر انسان نباید ملک هیچ نهاد، سنت یا قدرتی باشد.

برخورد با زنان هنرمند

این فشار فقط یک تصور یا اتفاق قدیمی نیست.
در سال‌های اخیر، زنان خواننده و هنرمند در ایران با احضار، بازداشت، لغو اجرا، مسدود شدن صفحات و جلوگیری از فعالیت هنری مواجه شده‌اند.
در برخی موارد، حتی مردانی که به زنان اجازه اجرای بخش آوازی داده‌اند، خودشان با محدودیت و ممنوعیت اجرا روبه‌رو شده‌اند.
یعنی زن فقط با محدودیت برای «خواندن» روبه‌رو نیست؛
گاهی حتی حضور دیگران در کنار او هم می‌تواند هزینه داشته باشد.

حتی در موسیقی اعتراضی

رپ فارسی یکی از فضاهایی بوده که اعتراض، خشم و مشکلات جامعه را بیان کرده است.
اما زنان رپر و هنرمند با موانع بیشتری روبه‌رو هستند.
استعدادهای زیادی وجود دارند که نه به‌خاطر کمبود توانایی، بلکه به‌دلیل محدودیت‌های اجتماعی و فرهنگی، فرصت کمتری برای دیده‌شدن و شنیده‌شدن پیدا می‌کنند.
مشکل فقط نبودن استعداد نیست؛
مشکل نابرابری در فرصت دیده‌شدن است.
این فقط درباره آواز نیست
وقتی به زن گفته می‌شود چگونه لباس بپوشد، چگونه حرف بزند، چه چیزی بخواند و تا کجا می‌تواند دیده شود، جامعه در حال ساختن تصویری از «زن قابل‌قبول» است.
هر زنی که خارج از این تصویر حرکت کند، ممکن است با قضاوت، تحقیر، فشار اجتماعی یا برخورد رسمی مواجه شود.
اینجاست که فرهنگ مردسالارانه خودش را بازتولید می‌کند.

از نگاه آزادی‌خواهانه

هیچ انسانی نباید برای استفاده از صدای خودش از دیگری اجازه بگیرد.
اگر زنی می‌خواهد آواز بخواند، رپ کند، موسیقی بسازد یا درباره تجربه خودش حرف بزند، انتخاب باید متعلق به خودش باشد.
آزادی یعنی قدرتی بالاتر از فرد، برای بدن، صدا و هنر او تصمیم نگیرد.

صدای زنان را نمی‌شود حذف کرد

ممکن است تریبون را ببندند،
اجرا را متوقف کنند،
صفحه را حذف کنند،
یا هنرمند را تحت فشار قرار دهند.
اما میل به بیان خود از بین نمی‌رود.
زنان بارها نشان داده‌اند که حتی وقتی امکان حضور رسمی از آنها گرفته می‌شود، راه‌های دیگری برای شنیده‌شدن پیدا می‌کنند.
صدای زن، تهدید نیست.
صدای زن، بخشی از جامعه است.
و هیچ جامعه آزادی بدون آزادی صداها وجود ندارد.

 

Fediverse Reactions
,