محسن نامجو نه یک استثنا، بلکه تجسم خشن فیگورهای مردانه در تفکر پدرسالارانه است؛ اسطورهای دروغین که به خود حق میدهد جسم، روان و کرامت دیگران را قربانی میل، نبوغ موهوم و ارادهٔ معطوف به قدرت خود کند.
سخن این بیانیه نه از سر قدرت یا درخواست از دولتها . قوانین ظالمانه و ضدکرامت انسانی که خود اصلی ترین علتهای این چرخههای ظالمانه هستند، ما علاقهای به نمایشهای رایج موجود در دفاع از کرامت و حقوق بشر نداریم.
با برگشت نامجو به آغوش جمهوری اسلامی موج مثبت به پروپاگاندای ج.ا که بیمنطق ترین، ظالم ترین موجودیت عصر امروز در جهان است، باید یاد آوری کنیم که ایشون کی بوده و چرا جهان دیگر پذیرای اون نیست، جمهوری اسلامی که تجاوز صریح انسانها و تفکر مردسالارانه، ظالمانه و در کل ضد کرامت انسانی را مشروع میداند برگشت.
افشای سخنان خصوصی نامجو پرده از تفکری برداشت که ذاتاً ضد حقوق بشر، سلسلهمراتبی و فاشیستی است. این سخنان یک «لغزش زبانی» یا «عصبانیت زودگذر» نبودند؛ بلکه بیانیهٔ شفاف یک جهانبینی مستبدانه بودند:
1: نگاه مردسالارانه و با تأیید به جایگاه مردانه علیه زنان بازتعریف میکند .
2: جنبشهای رهاییبخش و دادخواهی فمینیستی را مشتی ادعای بیارزش در برابر «یک ساعت خلق مزخرفات اثر هنری» خود میداند، که اساساً منطق بنیادین ساختارهای بردهداری و ستم است.
3: سوءاستفاده ابزاری از عدالت ترمیمی و شبیهسازی عذرخواهی.
4: بازتولید تفکر ستمگرانه و گفتمان ضد حقوق بشر و کرامت انسانی.
5: عدم وزن برابر قدرت و ناممکن بودن گفتوگوی برابر.
خشونت نامجو تنها توسط خودش بازتولید نشد؛ بلکه شبکهای پیچیده از نهادهای فرهنگی، سالنهای کنسرت، بنسازههای جریان اصلی و روشنفکران محافظهکار در این سفیدشویی سیستماتیک سهیم بودند.
نتیجه: هیچ مصالحهای در کار نیست!
محسن نامجو و تمام کسانی که خشونت او را توجیه، تئوریزهسازی یا پنهان کردند، در سمت ارتجاع و سرکوب ایستادهاند. ستمگری که قدرت نمادین خود را بر ویرانههای جسم و روان آسیبدیدگان بنا کند، با هیچ عذرخواهی فرمایشی و هیچ ارجاع مخدوشی به عدالت ترمیمی تطهیر نخواهد شد.
هنر ابزار رهایی باشد، نه سنگر مصونیت برای استبداد جنسیتی و رفتارهای ضد کرامت انسانی!
ما آنارشیستها باور داریم عدالت به دست نمیآید مگر از طریق مبارزه و سازماندهی خود مردم، بدون میانجی احزاب سیاسی یا انتخابات. تصرف کارخانهها توسط کارگران، راهاندازی مسکنهای خودگردان، ایجاد فضاهای امن برای حاشیهنشینان و مقابلهٔ مستقیم با فاشیسم و سرکوب جنسیتی، نمودهای عملی این عدالت هستند. آنارشیسم بر خیریه یا صدقهٔ دولتی استوار نیست، بلکه بر شبکهٔ افقی همبستگی و یاری متقابل استوار است؛ جایی که مردم نیازهای یکدیگر را بهصورت مستقیم برطرف میکنند. درنهایت امنیت زنان، ترنسها،کوییرها و تمامی افراد تحت ستم جنسی وجنسیتی بر طیف نه از طریق تکیه بر پولیس و قوانین دولتها، بلکه از طریق خودسازماندهی جمعی، دفاع از خود، و در کل یک خرد جمعی تامین خواهد شد.
در نهایت قضاوت و تفکر بیشتر را به شما رفقای گرامی میسپاریم!
تفکر آزاد و جهان آزاد
نه خدا، نه ارباب، نه مردسالاری

