جبههٔ آنارشیستی
جبههٔ آنارشیستی
@anarchistfront@anarchistfront.noblogs.org
1,933 posts
64 followers
رایانامه
anarchistfront@riseup.net
  • درباره‌ی انقلاب سوریه

    سوری‌ها جلودارِ گسترشِ آنارشیسم منطقه‌ای هستند. در قرنِ ۱۹ مرکزِ اصلی آنارشیسم عرب بیروت، اسکندریه و قاهره بود. الهلال و المقتاتاف دو نشریه‌ی اصلی برای انتشارِ ایده‌های رادیکال در این شهرها بودند که هر دو توسط سوری‌ها منتشر می‌شدند. بازی‌گران سوری نیز ایده‌های آنارشیستی را از طریق تئاترِ رادیکال برای کارگران شهرها به ارمغان می‌بردند.

  • آیا اوکراین به سمت انقلاب و یا جنگ داخلی پیش می رود?

    اعتراضات در اوکراین در ماه نوامبر ۲۰۱۳ و وقتی آغاز شد که ویکتور یانوکوویچ، رئیس جمهوری با ادامه سیاست نزدیکی به روسیه از امضای معاهده‌ای تجاری با اتحادیه اروپا سر باز زد. از آنجائیکه اختلاف بر سر این موضوع فقط محدود به پارلمان و احزاب تشکیل دهنده آن باقی نماند و نه تنها احزاب رسمی…

  • خرید و فروش کودکان و فرزندفروشی در پایتخت اسلام ناب محمدی

    بسیاری جنگ داخلی را یک فاجعه می‌دانند که کشور را ویران می‌کند و جنایت زیادی می‌تواند در آن رخ دهد که بد‌ترین نمونه آن را مانند سوریه امروز می‌دانند ولی در قبال آن حتما وجود جمهوری اسلامی نسبت به وقوع جنگ داخلی را فاجعه نمی‌دانند و تو گویی ۳۵ سال نیست که با فاجعه زندگی…

  • آیا فاجعه ای حقوق بشری در راه است ?

    تنها اعدام ۲۳نفر در یک روز , در دولت تدبیر و امید , بسیار نگران کننده است. موقعیت زندانیان اهل سنت محکوم به اعدام بسیار حساس است چراکه طی هفته اخیر تلویزیون جمهوری اسلامی اقدام به پخش اعترافات از چند زندانی اهل‌سنت تحت عنوان مستند “سناریو ” کرده که درباره وهابیت و وهابی‌گری در ایران…

  • سیلی خوردگان شهر

    سیلی خوردگان ، معصوم شهر من که فاحشگان ، نامیدیمشان در گوشه های تعفن این شهر جان می دهند به درد تا حس مردانگی شهر آرام باشد و در سکون در هم آغوشی این شهوت و جنون می تپد به درد ، روح زیبا و معصوم او در پستو تاریک و شوم تو , مدفون…

  • آزاد و رها

    من زنده‌ام، بی‌پا ایستاده بر پا، من می‌اندیشم وبه اندیشه‌ها فکر می‌کنم، من زنده‌ام ، می اندیشم آزاد، ر‌ها، عشق می‌ورزم، جاری، سیال، من ایستاده‌ام بر فراز چکاد زندگی‌ام، شادم برده نبودم به زندگی از آنگاه که آموختم اندیشیدن را، من مرز می‌شکنم حتی به رنج، با توهستم ای دیر آشنا، من زنده ایستاده، بر…

  • روزها در آینه

    روز‌ها در آینه دگرگون می‌آیند و می‌روند ومن نشسته بر عقربه‌های زمان، بر خطوط باریک توازن‌،‌ گاه در آینه زیبا با چشمانی درخشان گل سرخ می‌کارم بر لبانم و پروانه‌ها را پرواز می‌دهم ، پیراهنم برقص می‌آید وبسترم شاد، خورشید را مهمان می‌کنم به کنج اتاق. وای از آن روز که آینه زشت می‌نماید پروانه‌ها…

  • روشنفکری شغل یا پیشه نیست

    روشنفکری شغل یا پیشه نیست که آن را بر گزینی گردنیند نیست که به گردن بیاویزی وتاج گل که بر سر بنهی ویا نقابی بر جهره تا در جمع عقب نمانی روشنفکری پتک نیست تا بر آنان که نمی دانند یا نتوانستند که بدانند بکوبی و از رنح ها ودردهایشان سخن برانی و دستاویز مجلس…