
ما صدای خشم، رنج و مقاومت هستیم؛ صدای زنانی که سالهاست زیر سازوکارهای سلطه، تبعیض و خشونت سیستماتیک لِه میشوند. امروز این صدا را برای گُلی کوهکن بلند میکُنیم؛ زنی که نه فقط قُربانی خشونتِ خانگی، بلکه قربانی تمام ساختارهائی است که خشونت را بازتولید، توجیه و قانونی میکُنند. گُلی کوهکن در ۱۲سالگی از کودکی…

نزدیک به شانزده سال فعالیت مستمر آنارشیستی در جغرافیای ایران و افغانستان، نشاندهنده تلاشی پیگیر برای بازسازی یک سنت سرکوبشدهی رهاییخواهانه در یکی از خشنترین میدانهای قدرت خاورمیانه است؛ سنتی که ریشههای آن در ایران به بیش از یک قرن پیش بازمیگردد. در سالهای پرآشوب پس از مشروطه، میرزاده عشقی را میتوان یکی از نخستین…

از سال های دور تا امروز، از افغانستان تا سودان، هویت زنانه ایجاد کننده میدانی برای مبارزه هرروزه بر علیه اشکال مختلف خشونت است. خشونتی که گاه عریان و بی پرده در ممنوع سازی تحصیل دختران افغانستانی و گاه در گشت های کُشتار رژیم جمهوری اسلامی و قوانین حامی قتل های ناموسی و تجاوز های…

احمد بالدی، جوان ۲۱ سالهی اهوازی، پیش از آنکه شعلهها بدنش را بسوزانند، سالها در آتشی دیگر میسوخت؛ آتشی که نامش «تحقیر سیستماتیک» است. او قربانی یک حادثهی ناگهانی نبود، بلکه محصول مستقیمِ یک ساختارِ خشونتساز است که در آن فقر، تحقیر، بیعدالتی و بیقدرتی اجتماعی، چهرهی روزمرهی زندگی فرودستان شده است. خودسوزی احمد، اگرچه…

به تمامی انقلابیون جهان، سوسیالیستهای آزادی مَنِش و آنارشیستها! امروز ما در سوگِ شهادت رُفقایمان در «اَلفاشر» نشستهایم، آنان که در دفاع از شهرشان، خانوادههایشان و خودشان جانفشانی نمودند: فیصل آدم علی رضوان عبدالجبّار («کهربا») آدم کبیر موسی عبدالغفّار الطاهر («اَلصینی») ما همچنین در غَم از دست دادنِ شماری از جوانان داوطلبی هستیم که به…

برگرفته از مجله ژاکوبن – (1396/11/06) برخی اندیشهها و تاملاتی که در فواصل زمانی مختلف درباره ستم، انقلاب و نقش تخیل به رشته تحریر درآمده است. بردگی کشور من در یک انقلاب، متحد شد و شکل گرفت و با انقلابی دیگری تا آستانه فروپاشی پیش رفت. انقلاب اول، اعتراضی بود علیه بهرهکشی و استثمار اجتماعی…

امروز در سالگرد خیزش «زن، زندگی، آزادی»، یادآور میشویم که این جنبش نه صرفاً یک واقعهی سیاسی، بلکه خیزشی تاریخی، انسانی و فرهنگی است که ریشه در دههها مقاومت، رنج، و آرزوی آزادی در سراسر ایران دارد. از خیابانهای تهران تا میدانهای کردستان، از دانشگاهها تا کارخانهها، از خانههای کوچک کارگران تا زمینهای خشکیدهی کشاورزان،…

چهار سال از تسلط خونین طالبان بر افغانستان گذشت؛ چهار سالی که سراسر با جنایت، سرکوب و خفقان بر مردم این سرزمین همراه بوده است. در این چهار سال، فقر، بیکاری و گرسنهگی به فریادی سراسری بدل شده، اما گوش طالبان تنها به ندای چپاول باز است. آنها به شیوههای گوناگون از کسبهکاران، زارعین، کارگران،…