• سالگرد کشته شدن مهسا امینی

    نویسنده: هیچی امروز سالگرد کشته شدن مهسا امینی است؛ واقعه‌ای که جرقه‌ی شکل‌گیری جنبش «زن، زندگی و آزادی» شد. پس از آن روز، همگی رنجیدیم، شجاعت ورزیدیم، گسستیم و شاید نیز متحدتر شدیم. جنبشی که اگرچه به سقوط جمهوری اسلامی ختم نشد، اما دستاوردهای آن در اذهان و بر سیمای خیابان‌ها آشکار و ماندگار است.…

  • آهنگ نفرین‌شده – انزو مارتوچی (آنارشیست فردگرای ایتالیایی)

    آهنگ نفرین‌شده – انزو مارتوچی (آنارشیست فردگرای ایتالیایی)

    آه!… چرا در کشتی دزدان دریایی زاده نشدم، گم در اقیانوس بی‌کران، در میان جمعی از مردان سرسخت و شجاع که با هیجان به عرشه می‌خزیدند و سرود وحشی ویرانی و مرگ می‌خواندند؟ چرا در دشت‌های بی‌پایان آمریکای جنوبی، میان گاوچران‌های آزاد و بی‌باک، که کره‌ی آتشین اسب را با “لسو” رام می‌کنند و بی‌پروا…

  • نوجوانان بلوچ در شیراز: کار، خیابان و گذران زندگی

    نوجوانان بلوچ در شیراز: کار، خیابان و گذران زندگی

    نوجوانان بلوچ که در فصل‌های تابستان و پاییز از بلوچستان به شیراز می‌آیند، بیشتر در نقش کارگران یدی و باربران ظاهر می‌شوند. در طول هفته، این نوجوانان عمدتاً در جایگاه ارائه‌دهندگان خدمات دیده می‌شوند؛ اما در روزهای جمعه و ساعات خلوت، بسیاری از مناطق توریستی‌شده شهر را در اختیار خود می‌گیرند. آوازهای بلوچی می‌خوانند، در…

  • کتاب: آن چهار سوار + پی . دی . اف

    کتاب: آن چهار سوار + پی . دی . اف

    آن_چهار_سوار گفتگویی که تحولی خداناباورانه را رقم زد کریستوفر هیچنز؛ ریچارد داوکینز؛ سم هریس؛ دنیل دن ترجمه امیر منیعی در سپیده‌دم جنبش خداناباوری نوین، اندیشمندانی ملقب به “آن چهار سوار” #کریستوفر_هیچنز، #ریچارد_داوکینز، #سم_هریس و #دنیل_دنت _ در ردای قاصدان واکاوی مذهب، در بزمی دوستانه کنار هم گردآمدند. گپ و گفتی موشکافانه، دوران ساز و مسحورکننده…

  • سارینا اسماعیل‌زاده؛ دختری که خونش به فریاد بدل شد

    سارینا اسماعیل‌زاده؛ دختری که خونش به فریاد بدل شد

    شانزده سال بیشتر نداشت. اما در نگاهش، قرنی از تاریخِ سرکوب و آرزوی آزادی موج می‌زد. او نه فقط دختری از مهرشهر کرج، که روحی بود تبعیدی در میهن خویش؛ کودکی که زودتر از موعد بالغ شد، چون جهان بر شانه‌هایش بار حقیقت گذاشته بود. وقتی گفت: «نوجوان ایرانی دیگر نوجوان ۲۰ سال پیش نیست؛از…

  • شعر: نیکا شاکرمی

    شعر: نیکا شاکرمی

    چشمانت شعله‌ای بود که تاریکی شهر را در خود بلعید و دستانت، زمین را از خواب فرمان‌ها بیدار کرد. ما دیوارها را با بوسه شکستیم و زنجیرها را با آغوشی بی‌هراس گشودیم و خیابان‌ها را، با عطر آزادی معطر کردیم دیگر پرچمی نیست جز موهای تو که در باد رها شده دیگر سرودی نیست جز…

  • چند «نیکا شاکرمی» ها باید جان  شیرین از کف بدهند تا جهل مزمن و حال به همزن خویش را کنار بگذارید؟

    چند «نیکا شاکرمی» ها باید جان شیرین از کف بدهند تا جهل مزمن و حال به همزن خویش را کنار بگذارید؟

    وقتی امامی که آخوندها از آن احکام،قوانین،فتاوا و فقه مریضشان را اخذ می کنند با مغز نداشته و پر چین و چروک و خشکیده خود؛سرتاسر بدن یک زن را جسمی شرم آور(عورت) خطاب می نماید‌.¹ عجیب نیست که این ضحاک عبا بر دوش و لانه کلاغ بر سر، همراه پیروان  بر باد رفته اش،که خود…

  • شعر: مهسای انقلاب

    شعر: مهسای انقلاب

    ای دختری که جان تو شد خونِ انقلاب نامت سرودِ خشم شد و خُنیایِ آفُتاب در چشم تو بهارِ جهان غرق شد به خون از آه تو، ترک خورده بنیادِ هر عذاب مهسا، به سنگفرشِ خیابان قسم که باز قد می‌کشد ز خاک تو صد لاله‌ و شهاب دیگر نه تاج و تخت، نه مسجد،…