
بـرگـردان: تـوفـان آراز اسـاس بـرگـردان: Michel Bakounine, Œuvres, volume 5, Paris, 2010 I: نـفـی خـدا و اصـل قـدرت، انـسـانـی و خـدایـی، نـیـز هـر گـونـه قـیـمـومـیـت انـسـان هـایـی بـر انـسـان هـای دیـگـر، حـتـی در مـواردی کـه ایـن قـیـمـومـیـت بـر کـسـانـی اِعـمـال گـردد، کـه بـه سـن بـلـوغ رسـیـده، امـا فـاقـد امـکـان آمـوزش و تـعـلـیـم خـویـش بـاشـنـد،…

اپوزیسیون با تکیه بر همان تکیهگاه پیشین نهاد قدرت (جمهوری اسلامی) رویۀ ساختمانی را میخواهد عوض کند که «وجود ندارد». اینها دنبالهرو همان ایدهای هستند که توان تولید نیروهای اجتماعی مترقی را در نسبتی مستقیم با برجوباروسازی میدید و برای خدمت به این ایده دست به توسعۀ آمرانه و استانداردسازی (بخوانید یکسانسازی)؟ انسان به اصطلاح…

در چنین روزی، ۳۰ مارس ۱۹۱۵، فرانسس ساباته لیوپارت*، مبارز مقاومت ضدفاشیست و سرسختترین چریک ضدفرانکو در هوسپیتالت دو لیوپارت، کاتالونیا متولد شد. با آغاز جنگ داخلی در ۱۹۳۶، ساباته به ستون آنارشیستی عقابهای جوان** پیوست و در جبههی آراگون علیه ناسیونالیستهای هوادار ژنرال فرانسیس فرانکو*** جنگید. بعد از شکست جمهوریخواهان، او وارد اردوگاهی در…

کروپُتکین خاستگاه قانون را نخست در خرافات بدوی و بعد در احکام فاتحان پی میگیرد. قوانین واقعی ما که اکثر مردم طبق آنها زندگی می کنند ، نه هیچ کدام از اینها ، بلکه آداب و رسوم نامکتوبی هستند که از نظر تاریخی مقدم بر قوانین مکتوب هستند و حتی میان حیوانات هم وجود دارند.…

بـرگـردان: تـوفـان آراز اسـاس بـرگـردان: Vernon Richards: Errico Malatesta. His Life and Ideas, London, 1965 بـیـزاری آنـارشـیـسـتـی از هـر شـکـل رهـبـری و تـشـکـیـلات ثـابـت پـی گـیـرتـریـن نـمـایـنـده اش را در اریـکـو مـالاتـسـتـا(1932- 1853)، انـدیـشـمـنـد کُـنـشـگـر آنـارشـیـسـم، یـافـت. در رابـطـه بـا رویـکـرد آنـارشـیـسـت هـا بـه اتـحـادیـه هـای صـنـفـی، او در دوره ای بـا مـشـکـل مـوضـع…

زنده ماندم میان طالبها گرچه پاها به درد زنجیرست گرچه هرجا صدای تکبیرست گرچه از فقر معدهها سیرست زنده ماندم؟ قیام باید کرد! قفل و زنجیر پاره باید کرد! چاره ماییم و چاره باید بود شهر شب را ستاره باید کرد! من که پایم به درد زنجیرست توی کوچه نوای تکبیرست خنده کردند: «زندگی؟ دیرست!»…

شش ماه از مهاجر شدن در کشور سوم – پاکستان به قصد پناهنده شدن در کشور دوم می گذرد و گذراندن این مدت نامعلوم برای آنانی که بر هر اساس و داستانی به کشوری مهاجر و پناهنده میشوند، حس مشترک و ناگواری ست. زمانی که به شکل غیر قانونی به سوی پاکستان آمدیم، چشم دیدهایی…

ماه در قبرِ اَبر جان داده! مانده از زندگی برهنهشَبی همچنان مرگ میرود بهجلو همچنان از گذشتهها عَقَبی! ماه از پشت اَبر تابی… نَه ماه در پشت اَبر خوابیده! رنگِ ماتم به شهر پاشیده در جِدالِ گلوله با «حَلَبی»! (ماه را بیخیال، رفتارت… رویِ شب را سیاه خواهد کرد هِی خیانت بهماه خواهد کرد نکند…