
برگردان از متن انگلیسی: نادر تیف بیانیه آنارکوسندیکالیستها و آنارشیستهای روسیه در مورد وضعیت قزاقستان: ما آنارکوسندیکالیستها و آنارشیستهای روسیه همبستگی کامل خود را با اعتراضات اجتماعی زحمتکشان قزاقستان اعلام میکنیم و درودهای رفیقانه به آنان میفرستیم. انفجار کنونی اعتراضات اجتماعی در قزاقستان یکی از برجستهترین و درخشانترینها از آغاز سده جدید است و به…

واژۀ ” آنـارشـیـسـم” هـمـواره بـه صـور گـونـاگـون و مـتـنـاقـض درک شـده، هـمـان گـونـه کـه کـاربـری آن پـیـوسـتـه در تـطـبـیـق بـسـیـار کـمـی بـا گـرایـشـاتـی کـه در سـیـر زمـان بـه آنـارشـیـسـم تـعـلـق داشـتـه انـد، صـورت گـرفـتـه اسـت. “هـرج و مـرج طـلـبـی” نـسـبـتـی اسـت کـه هـمـیـشـه بـه آنـارشـیـسـم داده شـده، امـا در واقـع هـرج و مـرج طـلـبـی یـک…

آوارگیِ نیروی کار به عنوان شکلی از خودبیگانگیِ در بازارِ کار، تنها بخشی از بی معناشدنِ انسان، ذیل اقتدارِ دولتها و حذفِ دیدِ طبیعی و زیباشناختی نسبت به هستی ست. حذفِ هنر و شاخصههای هنری به عنوان بخشی ثقیل و قابل توجه در بافتِ معنادارِ زندگی به همین ترتیب صورت میپذیرد تا جایی که نه…

«من آنچه آن را معیار “تجاوز، شکنجه و قتل” میخوانم، بسیار مفید یافتم. معیار کاملا سادهای است. هنگامی که با یک نهاد سیاسی به هر شکلی روبرو می شوید، خواه یک دولت، یک جنبش اجتماعی، یک ارتش چریکی، یا واقعاً هر گروه سازمان یافته دیگری، و در تلاش هستید که بر محکومیت یا حمایت از…

نویسنده: پیتر کروپتکین مترجم: هومن کاسبی چاپ اول: 1399 343 صفحه لینک دانلود کتاب «مزارع، کارخانهها، و کارگاهها» کارخانه و کارگاه را در دروازهی مزارع و بوستانهای خود مستقر سازید… البته نه آن تأسیسات بزرگ… بلکه انواع بیشمار از کارگاهها و کارخانههایی که برای ارضای سلایق بینهایت متنوع… لازم هستند. نه آن کارخانههایی که…

طبقه حاکم، هرچند به اصطلاح نجیب و خوشنیت و مردماندیش، هرچه در سازمانی کوچک مثل حزب و چه در تشکیلاتی بزرگ مثل دولت، نیاز به مردمی مطیع و فرمانبردار دارد که با حکومت بر آنها اهداف خود، هرچند به اصطلاح مفید و مردمی و سازنده، را به پیش ببرند. هر کس و گروهی که به…

لیبرتارین یک دکترین سوسیالیستی انقلابی و مکتب فکری آنارشیستی است که از لغو دولت و مالکیت خصوصی بر ابزار تولید حمایت میکند. برای اشتراکی کردن ابزار تولید، آنارکوکلکتویسم در ابتدا تصور میکرد که کارگران شورش کنند و وسایل تولید را به زور تصاحب میکنند و بعد از آن پول لغو میشود و با کوپنهای کار…

پایم برهنه و به دستانم سنگ نان نبود و در آرزویت بودم دستفروش کشاورز خلاصه هرکه که آدمفروش نبود گرچه نان نبود در آرزویت بود دستش را فروخت پایش را فروخت کارش را فروخت کشاورز بود و چشمان کوراش را نتوانست بفروشد گرچه نان نبود گرچه آب هم نبود اما بیش از همه در آرزویت…