
اشنویه (شنۆ) شهر کوردنشین به دست مردم افتاده است و از سلطهی جمهوری اسلامی آزاد شده است. داریم به آنچه میگفتیم نزدیک میشویم به این که قیام این روزهای مردم ایران علیه جمهوری اسلامی و چهل و سه سال سرکوب و خفقان، آخرین نبرد است. این آخرین نبرد، با اولین شهرِ به دست آمده به…

بنای ظلم میکنم به دست خود که من زنم بنای ظلم میکنم به شور و خشمِ در تنم بنای ظلم میکنم همی جوانه میزنم بنای ظلم میکنم بنای ظلم میکنم بنای ظلم میکنم که دشمنم تو دولتی بنای ظلم میکنم که خصم نان و عزتی بنای ظلم میکنم که رسم مرز و ملّتی بنای ظلم…

اتحادیۀ آنارشیستهای جغرافیای موسوم به افغانستان و ایران بهعنوان بخشی از خودسازماندهیهای فدراسیون عصرآنارشیسم، ذیل نام نهادی با اندیشۀ خداناباورانه و بدنۀ آتئیستی، مجدداً، در ادامۀ روند مبارزۀ دائمی خود با انواع ممکن اقتدار علیه اجتماع و افراد، حمایت خود را، از اعم خداناباوران و دگراندیشان دینی و دگرکیشانی که تحت سیطرۀ انواع حکومتها، علیه…

اینگونه یافتمش شریف و شگرف و ژرف از قبیلۀ گردنکشان آنانکه افسون آهن و سنگ و سیمان را زندان را میشکنند آنان که سر ساییده بر سقفِ ستاره به خیابان بر کولهبارِ سوزِ زمستان سر نهاندهاند و بر سرودِ زنجیر مهرِ سکوت مینهند آنان که شعر و شعور و شعارشان آبادِ خانه و آوارِ خاطر…

موضوع مورد بحث ما در کلابهاوس به تاریخ ۲۸ آگوست/ ششم سنبله/شهریور: “اهمیت استقلال زنان مبارز از نیروهای دولتی و شبه دولتی” این موضوع سومین جلسه ما در کلابِ “جامعه، زنان، آلترناتیو سیاسی ” است و تلاش خواهیم کرد در این جلسه، پاسخهایی به این پرسشها پیدا کنیم: ۱. مبارزات زنان افغانستان چه مطالباتی را…

گاهی برای درک حقیقت نیاز مند آنیم که در قالب یک داستان ان را بیان کنیم تا که بدانیم چگونه زنی بنام فرنگیس به نیلوانا مادر پاول ، قهرمان کتاب مادر ماکسیم گورکی، بدیل و چون ققنوسی از نو متولد می شود . داستان از این قرار است که زن جوانی بنام فرنگیس در یک…

به افغان فغان بسست نابکاران آغاز عصرست عصر ما تا که شهرِ خسته خنده ببیند بر لب به دستش بچیند هر دم میوۀ کار روبهرویتان رهبران تا روزِ پرشورِ شورا ایستادهایم سراسر اگرچه برابر آهن و آهک و آه اگرچه برابر خون برادر نهایت آغاز عصرست عصر ما عصر بی سرور بیاید بپاید به حکممان…

ابتهاج برای من یک سرنمون است نه یک شخص. ابتهاج واقعاً کارهایی دارد که از نظر تکنیک و انسجام و ایجاد نابهنگامیهای ادبی درخور توجه باشد اما بستر و زمینۀ مجموعۀ آثار او بسیار تهی، بسیار فقیر، بسیار دور از جغرافیای کنونی زندگی و جدای از بافت زبانی زندگی معاصر است. ابتهاج همعصر ما نیست…