بازبینی و نَقد جنبش های اعتراضی اخیر در ایران از دیدگاهِ آنارکوسندیکالیستی

بازبینی و نَقد جنبش های اعتراضی اخیر در ایران از دیدگاهِ آنارکوسندیکالیستی

پژوهشگر: هاسّه-نیما گُلکار

بسیاری از جُنبش‌های انقلابی با نیّت‌های رَهائی‌بخش، ولی در عَمل به بازتولید همان اُلگوهای قُدرت ای خَتم می‌شوند که علیه‌شان بَرخاسته‌اند.

«پرهیز از بازتولید قدرت» یک اصل اِنتزاعی نیست، بلکه مجموعه‌ای از شیوه‌های عملی و سازمانی است که می توان در چند محور کلیدی خلاصه کرد:

۱) اُفقی‌سازی ساختارها

در اندیشه‌ی آنارشیستی، تأکید رویِ «حذف سلسله‌مراتب» است که در عمل به مفهومِ امکان مشارکت داوطلبانه و مستقیمِ همه از راهِ تصمیم‌گیری در شوراهای دمکراتیک همگانی (مجامع عمومی فدرالیستی/کُنفدرالیستی) و پرهیز از حضور رهبران دائمی می باشد. اُفقی بودن می‌تواند کُند، فرسایشی یا مُستعد «قدرت‌های غیررسمی» (افراد پُرنفوذ) شوَد.

۲) چَرخش مسئولیّت‌ها و نَقش‌ها

یکی از راه‌های جلوگیری از تمرکُز قدرت، می تواند موقّتی بودنِ نقش ها، مثَلن تسهیل‌گر فقط در مدیریّت برای نظم دادن به بحث در جلسه باشد، و افراد دائمن جایگزین شوند. هیچ‌کس «متخصص دائمیِ قدرت» نشود، زیرا در حرکت‌های افقی نیز، نقش‌ها اجتناب‌ناپذیرند.

۳) پاسخگوئی فوری و مُستقیم

هر فرد یا گروه می بایستی بدون وجودِ هرگونه سلسله مراتب، در برابرِ جمع پاسخگوی گُفتار و رَفتار خود بوده و امکانِ برکناری بدون وقفه ی سُخنگویان، نمایندگان یا هماهنگ‌کُنندگان وجود داشته باشد. یعنی گُزینش اینگونه افراد، محدود، موقّت، و قابل لَغو است.

۴) تصمیم‌گیری سریع ولی جمعی

یکی از مشکل های رایج، دیکتاتوری یا فَلج تصمیم‌گیری است. بنابراین برای اقدامِ عملی می توان از روش‌هائی مانند اِجماع نسبی ( نَه اجماع کامل) استفاده نمود. در این حالت، رأی‌گیری سریع و در گروه‌های کوچک و در مقیاس کوچک تصمیم‌‌گیری می شود، بدون آنکه منتظر دستور «مرکز» ماند.

۵) خودسازمان‌دهی در مقیاسِ کوچک

به‌جایِ ایجاد «یک مرکز واحد» و زیر یک مرکز فرماندهی قرارداشتن، می بایستی گروه‌های کوچکِ خودمُدیریتی (خودگردان) که باهم «شَبَکه» می شوند را تشکیل داد. مثلن تشکیل گروه‌های ۵ تا ۱۵ نفره از افرادِ دارای اعتماد نِسبی که هر گروه خودش تصمیم‌گیر باشد، نَه منتظر دستور کسی بمانَد. این همان اُلگوئی است که در ادامه می‌تواند به شبکه تبدیل شود.

مَزیّت آن این است که از یک سو، سَرکوب سَخت‌تر می‌شود و از جانبِ دیگر، تمرکُز قدرت کاهش می‌یابد. و همچنین اگر یک بخش سرکوب شد، کُل شبکه از بین نمی‌رَود.

این مُدل در بسیاری از جنبش‌های کارگری-سندیکالیستی و آکسیون های آنارشیستی مانند اِشغال‌ها دیده می شود.

۶) شفافیّت و گردش آزادِ اطلاعات

قدرت اَغلب از انحصارِ اطلاعات می‌آید. بنابراین، برای رَفع این مُعضل نمی بایستی مُذاکره‌ی پُشت‌پرده وجودداشته باشد، تمامِ تصمیم‌ها عَلنی باشند، و همگان به اطلاعات دسترسی داشته باشند.

۷) پیش‌ساختنِ بَدیل

«همان‌طور زندگی کُن که می‌خواهی جامعه ی آینده باشد». این گونه آلترناتیو سازی یعنی: اگر هدف آزادی است، اَبزار هم می باید آزاد باشد؛ و اگر هدف برابری است، ساختارِ جنبش هم بایست برابر باشد.

۸) مقاومت در برابر «لحظه رهبری»

تقریبَن همه جنبش‌ها در یک نُقطه با این فشار روبه‌رو می‌شوند که: «یک رهبر واحد لازم داریم تا مؤثّر باشیم». این؛ همان نقطه آغاز « بازتولید اقتدار» و هُشداری بسیار جدّی می باشد، زیرا حتّا افرادِ محبوب هم می‌توانند به تمرکُز قدرت مُنجر شوند. تمرینِ «نَه گفتن به قدرت» حتی درون جنبش یکی از مهم‌ترین و سَخت‌ترین بخش ها می باشد. بنابراین اگر شخصی یا جریانی شروع به کنترل بیش از حدّ کرد، می بایستی بی مهابا نقد شود، محدود شود، حتّا اگر بسیار محبوب باشد.

۹) نقدِ مُداوم درون‌جنبشی

تنها جنبش‌هائی زنده می‌مانند که پیوسته خودشان را نَقد می‌کُنند و از این طریق روابط قدرتِ پنهانِ طبقاتی، جنسیتی و کاریزماتیک را آشکار می‌سازند.

۱۰) استقلال کامل از دولت‌ها و قدرت‌های ژئوپولیتیک

عدم وابستگی مالی، سیاسی و رسانه‌ای به دولت‌ها و حفظ استقلال تصمیم‌گیری در عمل و نَه فقط در سطح شعار؛ زیرا هرگونه وابستگی بیرونی به‌سُرعت ساختارهای سلسله‌مراتبی ایجاد می‌کند.

۱۱) توجّه به زندگی روزمرّه، نه فقط «لحظه انقلاب»

اگر جنبش فقط حولِ اعتراض خیابانی شکل بگیرد، بعد از فروکش کردن، قدرت‌های قدیمی برمی‌گردند؛ در صورتی که اگر همراه با آن شبکه‌های همبستگی محلی-منطقه ای، همیاری متقابل و اَشکال خودگردانی های اقتصادی-اجتماعی ایجاد شوند، هرگونه اِعمال قدرت از بالا ازبین رَفته و یا با حدّاقل ممکن بازتعریف می‌گردد. کارهای عملی از جمله می توانند کومک به بازداشت‌شدگان و خانواده‌هایشان، مجروحان، کسانی که درآمدشان قطع شده، ایجاد صندوق‌های کوچک محلی (و یا در صورت امکان منطقه ای)، اشتراکِ منابع (غذا، دارو، اطلاعات) باشند. این کارها اِعتماد می سازند و از همه مُهم تر؛ جنبش را از «خیابان» به «زندگی روزمرّه» هدایت می نماید.

 ۱۲) بازبینی و نقدِ جنبش در ایران

اگر این اصول آنارشیستی را روی اعتراضات چند دهه ی اخیر ایران تطبیق دهیم، تصویر پیچیده‌ای به‌دست می‌آید؛ از یک‌سو عناصر قویِ خوداَنگیختگی و اُفقی‌بودن، و از طرفِ دیگر، موانع جدّی برای تثبیت این اُلگوها به‌صورت مشخّص وجود داشته اند:

 الف) افقی‌بودن و فقدان رهبری متمرکز

در بسیاری از موج‌های اعتراضی به‌ویژه درسال ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، و ۱۴۰۱ پس از کُشته‌شدن مَهسا ژینا اَمینی اعتراضات بدون رهبر رسمی شکل گرفتند و فراخوان‌ها بیشتر از طریق شبکه‌های اجتماعی و ارتباطات غیرمتمرکز پخش گردیدند. این یک نقطه قوّت بزرگ بود و هست، چون امکان کُنترل از بالا کمتر، سرکوب و قطعِ سَرهدایت کُنندگان (“رهبری”) دُشوارتر می‌شوند. امّا فقدانِ ساختار تصمیم‌گیری پایدار، به ناگزیر باعث پراکندگی و عَدم تداوم جنبش گردید.

ب) شبکه‌های غیررسمی و خودسازمان‌دهی

ما در عمل شاهد شکل‌هائی از گروه‌های کوچک محلی و هماهنگی‌های غیررسمی مَثلن در برخی از محله ها و منطقه ها و همچنین دانشگاه‌ها بودیم. این به مدل «شبکه‌ای» نزدیک است، امّا طبق معمول کوتاه‌مدت و واکُنشی باقی ماند، نَه ساختارمند و پایدار.

پ) فقدان نهادهای پایدار از پائین ترین سطح

یکی از ضعف‌های مُهم در فقدان ساختارهای تصمیم‌گیری جمعی از طریق شوراهای محلی-منطقه ای و مجامع همگانی پایدار بود. به این معنا که مثلن اعتراض هست، امّا پس از آن «چه نهادی جایگزین می‌شود؟» مشخّص و معیّن نیست. بدون وجوداین نهادها، قدرت به‌راحتی دوباره متمرکز می‌شود، چه توسط دولتِ حاکم، چه گروه های گوناگون اُپوزیسیون.

ت) مسئله نمایندگی و مُصادره «صِدا»

در بسیاری از مقاطع گروه‌هائی در خارج از کشور به ویژه سلطنت طلبان یا چهره‌های رسانه‌ای تلاش کردند «نماینده اعتراضات» یا «صدای جنبش» شوند. این دقیقن لحظه‌ای است که جنبش از پائین می‌تواند به پروژه‌ای از بالا تبدیل شود، حتّا بدونِ قصد بَد، زیرا «سخنگوئی دائمی» یا  «نماینده رسمی» می‌تواند به تمرکز قدرت منجر گردد، و این همان خطر بازگشت به اُلگوهای اقتدارگرای برخی گرایش‌ها به سمت بازگشت سلطنت (زیر رهبری رضا پهلوی)، یا شکل‌های دیگرِ دولت متمرکز را هُشدار می دهد. بنابراین اصل می بایستی مخالفت شدید و صریح با داشتن فقط یک «چهره» در جنبش باشد. این نشان می‌دهد که نارضایتی از وضع موجود لزومَن به معنای عبور از منطقِ سُلطه نیست، بلکه فقط «جایگزینی یک قدرت با قدرت دیگر» است.

ث) نقش معیشت و زندگی روزمرّه

در اعتراضات اقتصادی سال ۱۳۹۸ ریشه‌ها در زندگی روزمره و فشارِ اقتصادی بود؛ امّا این جنبش کمتر به ساختن شبکه‌های پایدار، همیاری متقابل و همبستگی سراسری مُنجرشد. در حالی که

اگر شبکه‌های همیاری و همبستگی شکل می گرفت، جنبش از «اعتراض» به سویِ «بدیل‌سازی» حرکت می‌کرد. پیوند اعتراض با فضاهای واقعی (محله، کار، دانشگاه) و شکل‌گیری جمع‌های کوچک پایدار در این فضاها می‌توانند بَعدن به شوراهای واقعی تبدیل شوند.

ج) سرکوب شدید به‌عنوان مانع ساختاری

البته می بایست واقع‌بین بود، زیرا شدّت بی رَحمانه ی سرکوب در ایران عملن اجازه نداد بسیاری از این سازوکارها شکل بگیرند. در نتیجه؛ افقی‌سازی و خودسازمان‌دهی اغلب در سطح «لحظه‌ای» باقی می‌مانَد و فرصت تبدیل شدن به نهادِ پایدار را پیدا نمی‌کُند.

چ) لحظه‌های «پیش‌ساختن»

خوشبختانه در برخی لحظات همبستگی‌های محلی-منطقه ای و اَشکال خودجوشِ همکاری

دیده شد و این‌ها بَذرهای مُهمی هستند، امّا هنوز به ساختارهای پایدار تبدیل نشده‌اند. بنابراین جَمعیتِ بدون ساختار یا سریع فرو می‌پاشد یا توسط دیگران مصادره و رهبری می‌شود.

۱۳) نتیجه گیری

الف) آنارشیسم بر این اصل مهّم إذعان دارد که هیچ گونه تَضمینِ کاملی برای جلوگیری از بازتولیدِ قدرت وجود ندارد. قدرت همیشه تمایل به تمرکُز دارد و تنها راه، ایجاد سازوکارهائی است که دائمَن آن را پَراکنده و قابل چالش نگه دارد. این یک «فرآیند دائمی» است، نَه یک وضعیّت ثابت.

ب) اعتراضات در ایران بارها نشان داده‌اند که جامعه می‌تواند بدون رهبری متمرکز به حرکت درآید؛ امّا هنوز نشان نداده که می‌تواند بدون بازتولید قدرت، خود را به‌طور پایدار سازمان دهد.

پ) برای اینکه یک جنبش در ایران (یا هر جای دیگر) کمتر دُچار بازتولید قدرت شود، باید از کوچک شروع کند (گروه‌ها)، همواره اُفقی بماند (نَه سلسله مراتب و نَه رهبرمحور)، شبکه‌ای رُشد نماید (نه متمرکز)، در زندگی روزمره ریشه بِدوانَد (نه فقط خیابان) و مهم‌تر از همه: از همان ابتدا طوری عمل نماید که قرار نیست «قدرت را بگیرد»، بلکه قرار است قدرت مردم در جوامع همگانی از راهِ تشکیل شوراهای دمکراتیک پخش گردد.

نَه مُلّا! نَه شاه! نَه جنگ!

زَن-زندگی-آزادی!

Fediverse Reactions