
نویسنده: هاسّه-نیما گُلکار مطلب «آنارشیسم حقیقی وجود ندارد» در نقد دُگماتیسم، اُرتدوکسی و تقدّسبخشی به یک قرائت خاص از آنارشیسم، نکات قابل دفاعی دارد. آنارشیسم را نمیتوان به یک آموزهی بسته و تغییرناپذیر فروکاست و هیچ قرائتِ تاریخی نیز نباید خود را مصون از نقد بداند. بااینحال، از منظر آنارکوسندیکالیستی، در این نوشته چند تمایز…

نویسنده: هاسّه-نیما گُلکار افغانستان؛ استبداد بر بدن، استبداد بر جامعه پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، آنچه در افغانستان میگذرد را دیگر نمیتوان صِرفن مجموعهای از «محدودیّتهای زنان» نامید. طالبان در حال ساختن نظمی اجتماعیاند که در آن فرمانبرداری فضیلت، سلسلهمراتب اصل و استقلال فردی جُرم تلقّی میشود. زنان و دختران نخستین و…

نویسنده: هاسّه-نیما گُلکار مناقشه تِسلا و مسئله قدرت کارگران در ۱۳ اوت ۲۰۲۶، پس از نزدیک به سه سال مناقشه، IF Metall اعلام کرد که اقدامات مبارزاتی خود علیه تسلا را پایان خواهد داد. این اقدامات قرار است از ۱۹ اوت متوقف شوند. دلیل فوری این تصمیم، از نظر سیاسی و حتّا در معنای تحتاللفظی…

نویسنده: هاسّه-نیما گُلکار هدف از این یادداشت، نَه محدود کردن آزادی بیان، بلکه یاری رساندن به پالایش هرچه بیشتر ادبیاتِ رهائیبخش است؛ ادبیاتی که میکوشد از بهکارگیری واژههائی که ــ گاه در اثر نوعی «لغزش زبانی ـ مفهومی» ــ حاملِ بارهای متافیزیکی، اِلهیّاتی یا اقتدارگرایانهاند، پرهیز نماید؛ آن هم در حالی که محتوای فکری گوینده…

پژوهشگر: هاسّه-نیما گُلکار همهی انسانها آزاد زاده میشوند و از کرامت و حقوقی برابر برخوردارند. «عشق، عشق است؛ و هیچ حدّ و مَرزی نمیشناسد.» این، پیامِ بُنیادین جنبش و جشنوارههای پراید است؛ پاسداشتِ کرامت انسانی، تنوّع و آزادی فردی، و تأکیدی بر حق هر انسان برای آنکه بدون ترس، تبعیض و طردشدن، خودِ واقعیاش باشد.…

پژوهشگر: هاسّه-نیما گُلکار پیشگفتار موضوع این نوشته داوری دربارهی وجود یا عدمِ وجود خشونت و جنایت نیست، بلکه بررسی نقشِ مفهومیِ خاص در «توصیف و تفسیر» این پدیدههاست. واژههائی چون «بربر» و «بربریت» قرنهاست در گفتمانهای سیاسی، فرهنگی و تاریخی به کار میروند. این واژهها معمولن برای توصیف خشونت، بیرحمی یا آنچه «غیرمُتمدّنانه» تلقّی میشود…

✍️ سهیل عربی او دیگر به پتو نیازی ندارد! سوئیت تفاوتهای بسیاری با بندهای عادی دارد. در بندهای عادی، درِ اتاقها باز است و زندانیان آزادانه به کریدور، حمام، هواخوری، حسینیه، کتابخانه و سالنهای ورزشی رفتوآمد میکنند. امکانات مدرسه، دانشگاه، کارگاه و حتی مددکاری نیز در بیشتر بندها وجود دارد. اما در سوئیت، درِ سلول…

فصل پنجم: هنجار سازیِ مرگ (اعدام مصنوعی_ mock execution) دقایقی پیش از آمار صبح، افسر نگهبان «محمدرضا» را از سلول بیرون خواند: «عیوضی! بیا، اعزامی.» «کجا؟» «دادگاه.» محمدرضا که هنوز خوابآلود بود، ناگهان دچار استرس شد و عینکش را پیدا نکرد؛ در حالی که همیشه جای ثابتی داشت. امیر و مهدی عینکش را به او…