
نویسنده: هیچی من فردی هستم که نمی توانم با هویت خودم حرف هایم را بزنم.اصلا اجازه ندارم که وقایع زندگی ام را با صدای بلند تعریف کنم.اگر می توانستم هم نمی دانستم که چه چیزی را باید برایتان بنویسم.راستش خاطراتم از سال ها پیش منقطع و محو و بدون توالی زمانی به خاطرم می آیند.برای…
نویسنده: رهیاب دولتها همواره و در هر شرایطی، برای حفظ و تقویت قدرت و منافع خود، مردم را قربانی کردهاند. آنها به شکلی بیانصافانه و گستاخانه از ارزشها، خواستها و مبارزات مردمی سوءاستفاده نمودهاند. ترامپ نیز برای پیشبرد اهداف سیاسی و منافع دولت خود، از اعتراضات مردمی و مطالبات مشروع مردم ایران به عنوان ابزاری…
نویسنده: ضرغام خیابانهای هرات ساکت نشدند، حتی وقتی صدای گلولهها در جمجمهها فرو نشست. مساله این نیست که آنها فریاد زدند؛ مساله اینجاست که سکوت پیش از فریاد، برای همیشه ترک برداشت. عمق فاجعه را نه در تعداد کشتهها، که باید در فروپاشی قطعیت ترس جستوجو کرد. طالبان تصور میکردند انحصار مرگ را در دست…

✍️ (J) درووشمی «ژن، ژیان، ئازادی» لەگەڵ ئەوەی زۆر سادە و بۆ هەمووان تێگەیشتن لێی ئاسانە، هەڵگری تێڕوانینێکی قووڵی مێژوویی و سیاسییە. جیاوازیی ئەم دروشمە لەگەڵ دروشمەکانی وەک «کار، سەرپەنا، ئازادی» یان «نان، پەروەردە ، ئازادی» لەوەدایە کە ئەوان زۆرجار لە ئاستی داواکاری لە دەسەڵاتدا دەمێننەوە، بەڵام «ژن، ژیان، ئازادی» بنەمای پەیوەندییەکانی دەسەڵات و زاڵبوون…

متن از (J) شعار «زن، زندگی، آزادی» در عین سادگی، حامل یک جهانبینی عمیق تاریخی و سیاسی است. تفاوت آن با شعارهایی مانند «کار، مسکن، آزادی» یا «نان، تحصیل، آزادی» در این است که آن شعارها عمدتاً در سطح مطالبات از حاکمیت باقی میمانند، در حالی که «زن، زندگی، آزادی» خودِ ساختارهای سلطه را…

فصل پنجم: هنجار سازیِ مرگ (اعدام مصنوعی_ mock execution) دقایقی پیش از آمار صبح، افسر نگهبان «محمدرضا» را از سلول بیرون خواند: «عیوضی! بیا، اعزامی.» «کجا؟» «دادگاه.» محمدرضا که هنوز خوابآلود بود، ناگهان دچار استرس شد و عینکش را پیدا نکرد؛ در حالی که همیشه جای ثابتی داشت. امیر و مهدی عینکش را به او…
نویسنده : راوی بعضی ها اخیرا با پدرخوانده چپ افتاده اند و هنوز دست در جیب پدر دارند! شاید شورش های دهه هفتاد شمسی جزو اولین جنبش های اعتراضی فراگیر پس از انقلاب شمرده شوند. هسته اصلی این شورش ها در مناطق حاشیه ای شهر های بزرگ شکل گرفت و کنشگران اش افراد شدیدا فرودستی…

آنچه نوشتم تنها بخشی از آن چیزی است که در این ماهها بر ما گذشت. فجایع، تحقیرها، شکنجهها و رنجهایی که زندانیان در اینجا تحمل میکنند بسیار فراتر از آن چیزی است که در این نامه آمده است. با توجه به شرایط جسمی و روحیام و با توجه به فوریتِ رساندن صدای کسانی که هر…